منم زایمان کردم
به تاریخ ۱۹ مرداد ۱۴۰۵❤️
مامانم، دخترم، خوش اومدی به زندگیمون😍🥰
۳۷ هفته و ۶ روز بودم که درد انقباض نامنظم و درد پریودی داشتم، رفتم بیمارستان معاینه کردن گفتن ۲ سانتی، دردات هم کوتاه و نامنظمه، برو خونه😫
رفتم تو خونه کلی ورزش کردم و خودمو کشتم تا ۳۸ هفته و ۳ روزم که بود، رفتم پیش دکتر و معاینه تحریکی کرد و گفت سه شنبه صبح بیا با آمپول فشار بزایی🫠🫠
روز دوشنبه دختری غافلگیر کرد و یهو کیسه آبش ترکید
رفتم بیمارستان گفتن ۴ سانتی😬😬
بستری شدم و در عرض ۴ ساعت بدون آمپول فشار زاییدم شکرخدا🥴🥴
از زایمان طبیعی هم بگم که تا ۷ سانت دردام خیلی شدید نبود و اومدم پایین تخت و ورزش میکردم🤧🤧
اما از ۷ و ۸ سانت یکم دردم زیادتر شد، روی تخت یکم ورزش کردم دیدم دردم زیاده، اومدم پایین ورزش کردم دیدم دردم کمتر میشه🥴🥴
دیگه یه جا دیدم دردم خیلی زیاده، رفتم روی تخت و دکتر معاینه کرد و گفت ۹ سانتی و یکم سمت راستت لبه دار شده😔🤦🏻‍♀️

۲۲ پاسخ

یعنی چی لبه دار شده؟

مامان شدنت مبارک عزیزم😍❤️
خدا نگهدارش باشه❤️

مبارکه عزیزم❤

قدم نو رسیده مبارک عزیزم

قدمش پر برکت باشه انشالله 😍
مامان شدن شماهم مبارک باشه 🥰❤️

مبارکه عزیزمممم 😍🥲😍🥰🥰
با هممممه سختیاش، الحمدالله روند زایمان خوب و درستی داشتی و همه چی گام به گام رفته جلو.
خداروشکر.
ان‌شاءالله همیشه سلامت باشه دختر نازت❤️

مبارکه عزیزم
منم با اینکه کلاسای فاطمه آبادی شرکت کرده بودم، موقع زایمان همه چی یادم رفته بود از طرفی میترسیدم حرکتی بزنم و برا بچه بد باشه.
بخاطر همین موقع زایمان ،ماما همراه گرفتم‌که واسه زایمانم‌خیلی خوب بود

عزیزم خیلی برات خوشحال شدم قدمش مبارک باشه پرنسس کوچولو

ای جانم😍😍مبارکه عزیزم 🩷... مارو هم دعا کن لطفاً

خیلی خیلیییی مبارکه عزیزم
خدا نگه دارش باشه😍😍
اسمشو چی گذاشتین

ای جانم مبارکههه😍🥰کلی ذوق کردم برات برا مااول راهیام دعا کن زود برسیم ب اون روز😍😅

چه مادر آگاهی آفرین به شما 😘
فقط منم لبه دار شدن رو نفهمیدم.....
چه ورزش هایی موقع درد انجام دادی؟

عزیزم بسلامتی
قدمش مبارک باشه

با اجازه ی مامان گلمون ک تاپیک گزاشته
من کارم اسباب بازی چوبی و مکعب اسمه
اگر شماهم دوس داشتی اتاق کوچولوتو خوشگل کنی
کافیه بیای تو صفحم
۰۹۳۰۰۹۸۴۴۶۶ روبیکا ایتا بله واتساپ

تصویر

چه خوب که تونستی این کارارو بکنی . من که اصــــــــــــلا نمیتونستم کاری کنم فقط جیغ میزدم. شما این کارارو از کجا یاد گرفتی؟

لبه دار شده یعنی چی
طول بارداری ورزش داشتی؟
ماما همراه گرفته بودی واسه ورزش یا خودت ورزش میکردی؟

عزیزممم
مامان شدنت مبارک😍😍

انواع ادیت عکس انجام میدم. با کیفیت بالا و قابل چاپ
قبل و بعد
فقط پنجاه تومن
ایدی روبیکا @bahmani00_2
نمونه کار هم خاستین در خدمتم

خوب بعدش چی شد؟ اپیدورال نکردی؟ برش خوردی ؟

ادامه ۲:
دیگه سریع دو تا ماما اومدن منو بین درد بلند کردن در حد ۱۰ ثانیه جابه جا شدم و تا دکتر اومد آمپول لیدوکائین بزنه درد بعدی اومد
شنیده بودم که اگه درد غیرقابل تحمله در کنار دم و مکث و فوت میتونی بگی آیییی، منم این کارو کردم دوبار بچه اومد و برگشت
بعد دفعه بعدی فقط با فوت زور رو دادم به واژن و همینکه سرش دراومد آروم شدم و رو به ماما کردم و گفتم دردام تموم شد🥺🥺
و بعد صدای گریه ی دختر و دختری که گذاشتنش روی شکمم و دستامو گذاشتن روش😭😭
خدایا باورم نمیشه مامان شدم🥲🥲😭😭😭🥺🥺
و اگه یکبار دیگه خدا بهم فرزندی بده قطعا انتخابم طبیعیه با ورزش و علم و اطلاعه🥰😍

یعنی چی لبه دار شده

ادامه ۱:
تمرینی که بلد بودم رو انجام دادم لبه اش کمتر شد، ۹ و نیم سانت شده بودم، درد زیاد میشد و دیگه به دکتر التماس کردم تو رو خدا کاری بکن، که گفت دختر الان دیگه نمیشه کاری کرد😫😫
رفت و اومد آمپول شلی دهانه رحم زد تا اون نیم سانت هم باز بشه
پا شدم حالت گربه نامتقارن روی تخت رفتم تا هم آروم بشم
دکترم اومد گفت زور بزن، توی همون حالت گربه نامتقارن زور زدم که حس دفع شدید پیدا کردم🤢🤢
برگشتم به کمر تا اومدم به دکترم بگم درد بعدی اومد و نمیتونستم حتی بگم حس دفع دارم و یهو جیغ کشیدم🫨🫨
دکترم اومد معاینه کنه تا دستشو کرد توی واژنم سریع به ماما گفت بیان😵😵 بیاریدش روی تخت زایمان، سر بچه داره میاد
حالا منم جیغ میکشیدم که نمیتونم بیام پاییم الانه که بچم بیاد همینجا میزام😖😖

سوال های مرتبط

مامان رستاوفرهان
🧸 مامان رستاوفرهان 🧸 ۶ ماهگی
((تجربه زایمان طبیعی ))
چهل هفتم کامل بود رفتم بیمارستان معاینه شدم گفت دوسانتی بستری شو و ترشح زیادی هم داشتم تا لباس هامو عوض کردم رفتم داخل اتاقم اومدن دوباره معاینه کردن گفت سه سانتی خوب داری وپیش میری و کیسه اب رو زدن دکتر گفت یه ان اس تی ازت میگیرم بعد بیا پایین از تخت تا ورزش کنی ساعت شیش و نیم بود سرم رو بهم وصل کرد یه آمپول هم زد توش و من شروع کردم به ورزش بازم یکم دردم شروع شدبرام توپ آوردن گفتم روی اینم ورزش کن خلاصه دردای خفیفی داشتم اومدن معاینه کرد گفتن چهار سانتی گفتن دردات شدیده گفتم نه هی یه چیزایی میریختن توی سرمم بهم گفتن برو روی تخت حالت سجده برو خیلی بهت کمک میکنه یک ساعت و نیم گذشت معاینه کردن هفت سانت بودم از تخت اومدم پایین احساس فشار داشتم توی معقدم و یکم درد داشتم ناخودآگاه زور زدم و سر بچه اومد پایین و دکتر رو صدا کردم وقتی دیدن سربچه رو با عجله اومدن بالاسرم برش زدن و با سه تا زور پسرم بدنیا اومد کلا دوساعت طول کشید زایمانم
فکر کنم چون با زایمان قبلیم فاصله کمی بود ۱۷ماه پیش بود زایمانم آسون بود سره دخترم ولی اذیت شدم پنج ساعت درد کشیدم ولی بعدش خونریزی کردم و معاینه ها و ماساژ ها اذیتم کرد
مامان آرام🩷🎀 مامان آرام🩷🎀 ۱۲ ماهگی
سلام مامانا اومدم بگم من امروز زایمان کرددددم😍🥺


دقیقا روز ۱۸ مرداد ۵ صبح دردم گرفت شروع کردم ب ورزش و پیاده روی همچنان درد پریودی داشتم اما خفیف ساعت ۵ بعدازظهر ترشح قهوه ای دیدم رفتم بیمارستان انتظار داشتم بگه ۴ ۵ سانتی با اون هفته ورزش ولی گفت یه سانتی برو خونه فقط معاینه تحریکی کرد دیگه ۹ شب اومدم خونه درد داشتم اما کم اما ۱۲ شب به بعد خیلیییی شدید شد جوری که تو خونه گریه میکردم و نفس عمیق میکشیدم که دیگه اخراش ب داد رسید😂تو خونه هم‌ ورزش میکردم و حموم اب داغ رفتم و پیاده روی رفتم یکساعت اخر شب قبلش انقباضام ۷ دقیقه بود ۵ دقیقه و ۳ دقیقه ولی ساعتای ۱ شب رسیده بود به یک دقیقه داشتم میمرررردم
ساعت ۴ صبح رفتم بیمارستان معاینه کرد گفت ۴ سانتی افرین برو اماده شو بعد چون ۴ سانت بودم اپیدورال تزریق کردم که واقعاااااا خوب بود همه ی دردام رفت و بدنم بی حس شد دیگه روی همون تخت ورزش میکردم پروانه و سجده ساعت ۵ و نیم ۷ سانت بودم ک دکتر خودش تعجب کرد دیگه ساعت ۷ صبح فول شدم . انقدر اپیدورال خوب بود ک هرچی معاینه میکردن نمیفهمیدم کلا بی حس بود دکترم اومد ساعت ۸ و ربع رفتم رو تخت زایمان دیگه اپیدورالم داشت از بین میرفت ولی نه کامل فقط یه کوچولو درد حس میکردم دیگه ۸ و نیم زایمان کردم تو یه ربع ولی بگم که لحظه ای که داشت میومد مررررردم
وزنش تو اخرین سونو ۲۹۰۰ بود ولی وقتی به دنیا اومد ۲۳۵۰ بود و خداروشکر ک کمتر بود برای زایمان
بیمارستانم بنت الهدی خیلییییییی راضی بودم از پرسنل
دکترم نازیلا ابراهیمی
فقط بگم که حس میکنم خیلی بخیه خوردم اصلا نمیتونم خوب بشینم چیکار کنم
مامان رادمان مامان رادمان روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمانم
عزیزم من ۳۸و۴ روز بودم زایمان کردم ولی خودم به خودم کمک کردم برای ۵ مرداد میخاستم زایمان کنم ۴ مرداد یک ساعت پیاده روی کردم بعد رابطه بدون جلوگیری داشتم و دکترم همون روز معاینه تحریکی کرد بعدش رفتم ۳ دور ۱۰ طبقه پله ها روبالا پایین کردم دمنوش گل گاوزبان خوردم بعدش یک لیوان شربت خاکشیر و گلاب و زعفران کم که دیگه دردم یکم بیشتر شد صبحش ساعت ۵ یکم درد داشتم رفتم بیمارستان گفت ۲ سانتی سریع دمنوش تخم شوید برده بودم اونو خوردم دوباره معاینه کرد گفت ۳ سانتی و من رفتم ۴۰ دقیقه دوباره کوه پیاده روی کردم و رفتم گفت بستری ماما همرامو گفتم اومد دیگه ورزش شروع کرد و هی معاینه می‌کردن میگفتن همون ۳ سانتی دیگه انقد ورزش کردم با درد دیگه آمپول فشار زدن که دردم تند شد و بازم فقط ورزش میکردم و نفسای عمیق زیاد می‌کشیدم مخصوصاً دردم که می‌گرفت انقد نفس کشیدم که جون نداشتم داد بزنم دیگه ۴ اپیدورال زدن که من انگار از آسمون افتادم زمین خدایا انقد خوب بود که دیگه چندین بااااار معاینه تحریکی کردن متوجه نمی‌شدم اصلا هیچی رو دیگه نفهمیدم از درد و اینبار بیشتر ورزش میکردم چون درد نداشتم و شاید تو یک ساعت سریع فول شدم و موقع زور زدن یکم فشار بهم اومد چون دیگه بی حسی رو بهم تزریق نکردن که بتونم زور بزنم و بعد چندتا زور زیاد واقعا همکاری کردم زایمان کردم خداروشکر.
حتما حتما اگر طبیعی هستید اپیدورال بزنید هیچ عوارضی هم نداره و من حتی سردرد هم نگرفتم چون مایعات زیاد خوردم.
مامان علی رضا مامان علی رضا ۳ ماهگی
شب تا صبح پنج دقیقه تا ده دقیقه درد می‌گرفت ول میکرد
صبح ساعتها ۶ ماما بیمارستان اومد گفت پاشو یکم ورزش کن بعد یه کوچولو ورزش کرد نیم ساعت بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۳ سانتی دیگه گفتن ۴ سانت شدی زنگ میزنیم به ماما همراهت
دیگه یکم پیاده روی کردم و ورزش دوباره یکساعت بعدش دردام شد سه دقیقه ای اومدن معاینه گفتن ۴ سانتی زنگ زدن به ماما همراهم یه نیم ساعت بعدش رسید تا رسید شروع کرد نقاط فشاری رو ماساژ دادن بعد گفت بریم سرویس یه شیاف برای مقعد گفت بزار بعدش گفت ده دقیقه باید باشه رفتم بیرون یکم حرکت اسکات انجام دادم گفت موقع انقباض اسکات بزار دیگه من اسکات میزدم ماما ماساژ میداد دیگه گفت حس مدفوع داشتی بگو بریم سرویس بعد چند تا اسکات رفتیم سرویس مدفوع کردم بعد همونجا آب داغ باز کرد گرفت روی شکمم بعد دردام شدید تر شد دیگه گفت بریم روی تخت نقاط فشاری رو ماساژ میداد بعد خیلی دردام بیشتر شدن معاینه که شدم گفت ۸ سانت شدی ماما گفت حالا سجده برو چند تا حرکت زدم دردام زیاد شد و یه حس حالت مدفوع داشتم ماما معاینه کرد گفت فول شدی چند تا زور بزن بعد بریم روی تخت زایمان چند تا زدم و دیگه گفت سریع بریم با ویلچر بردنم رفتم رو تخت زایمان گفت دردت گرفت زور بزن تا دردم گرفت دوتا زور زدن بعد گفت حالا فوت کن دیگه بچه اومد بیرون و تمام دردام تموم شد و صدای قشنگ پسرم پیچید و بعد اومدن گذاشتن روی سینه ام و همه دردام فراموش کردم
مامان آروکو💙🫀 مامان آروکو💙🫀 ۱۱ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی✅️
میخوام خلاصش کنم من از هفته ۳۵ پیاده روی رو شروع کردم روزی یک ساعت از هفته ۳۷ روزش هم شروع کردم از هفته ۳۸ بارداری هرروز روی سه بار دمنوش گل گاوزبون اویش و تخم شوید روزی سه بار پیاده روی تند ۲۰ دیقه و ورزش های بارداری ۳۸ هفته ۱ سانت بودم اینجوری ادامه دادم ۳۹ هفته بودم صبح پاشیدم ۴۰ دقیقه پیاده روی خیلی تند کردم بعدش رفتم خونه یکم خوابیدم با درد پاشدم نمیدونستم درد زایمانه تا شب همین جوری دردام داشت شدید میشد رفتم زایشگاه معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی برو خونه دیگع تا صبح درد کشیدم صبح باز همون بودم دیگع امدم صبح ۲ ساعت رفتم زیر دوش اب گرم ورزش کردم اسکات ۵۰ تا رفتم سجده رفتم دردم اروم میشد ووقتی زیر اب گرم بودم دیگع دردام یکم شدید شد رفتم زایشگاه دوبارع معاینه کرد ۶ سانت بودم دیگه تا کار های بستری درست شد شدم هفت هشت سانت دیگه رفتم روی تخت امپول فشارم بهم نزدن واقعن درد های ک میامد سراقم قابل کنترل بود. هر یک دیقه میگرفت به مدت ۳۰ ثاینه اون ۳۰ سانیع رو باید تحمل کنی جیغ نزنی مشکل من فقط اینجا بود ک بلد نبودم زور بزنم دیگه خانومه گفت زور یه سره بزن منم چنتا زور زدم سرش امد بیرون دیگه همه دردم هام رفت راحت شدم اما بخیه زیاد خورم موقه بخیه زدن خیلی دردم امد دیگه خلاصه زایمان طبیعی خیلی خیلی بهتراز سزارین هست
مامان پرنس کوچولو 👑 مامان پرنس کوچولو 👑 ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی 🐣 🌸
پارت دوم
خب ورزش هامو هر هفته بیشتر میکردم پیاده روی و حرکت کنار جدول و ... انجام میدادم تا که رسیدم به هفته ۳۷ که واقعا خسته شده بودم 🥲سنگین بودم و دست و پاهام ورم کرده بود و خودمو تو آینه نگاه نمی‌کردم 😅دیگه ۳۷ هفته و ۵ روز بودم رفتم پیش ماما تا هم معاینه کنه و هم ببینم که کدوم بیمارستان می‌ره که فقط گفتش بیمارستان خصوصی می‌ره و من بیمارستان تامین اجتماعی میرفتم😐دیگه معاینه کرد و گفت لگنت خیلی خوبه و یک سانتی😒 یکم لکه بینی داشتم ، روز بعدش دوباره رفتم واسه معاینه تحریکی که انجام داد و کم کم دردام داشت منظم میشد دیگه ساعت ۴ معاینه تحریکی کرد و ساعت ۶ منظم شد دردام 😬😁
هر نیم ساعت دردم می‌گرفت و ول میکرد دردام هم سفتی زیر شکم و بالای شکم بود همینجور می‌چرخید دردش دیگه پیاده روی میکردم حالت سجده و گربه انجام میدادم و تا که ساعت ۱۰ دردام به ۵ دقیقه رسید و دیگه رفتیم بیمارستان ، ادامه پارت بعدی
#زایمان