خب تو منی یا من توام.
با این تفاوت ک من تنهام مامانم نیست کمکم کنه و اینک مهدم نمیره ☺️
باز حداقل مهد میره چند ساعت راحتی، من که از بس غر زده چند دقیقه پیش پیشگونش گرفتم😥 باباشم روش حساسه🤕
دقیقااا منم همینم شاید واسه سنشونه
که زیاد وابسته ما هستن لجبازن درباره همه چیز کنجکاون
من پسرم هم مهد نمیره هم یدونه کمکی هم ندارم . هم اینکه یه دختر یک ساله هم دارم🤣🤣
اما روزی هزاران هزار بار خدا رو شکر میکنم . چطور دلت میاد تروخدا بزار بچگی کنه تو که هر روز مهمون نداری که باید حتما خونه ت مرتب و تمیز باشه .ولکن خودتم میگی بچه س
منم واقعا خسته ام نمیدونم چکار کنم گاهی میگم بدم دست پدرش اما دلم میسوزه براش همش حرفشو با گریه میگه و خودشو میزنه اعصابم خورد میکنه
بخدا من نمیدونم حرص شوهره حساسمو بخورم که هرلحظه از هر حرف وکاره خانوادم یا خودم ایراد میگیره قهر میکنه یا حرص بچه رو بخورم یه سالو خورده ایه از پوشک گرفتمش انقدر تنبله شب ادراری داره تو روز هم از تنبلی سرگرم کاری باشه گاهی میریزه خونه فرش و اینا همه رو واسه عید تمیز کردیم میگیم برو دستشویی میگه ندارم دو دقیقه بعدش رو فرش شر شر صدای جیش میاد یعنی منفجر میخوام بشم از دیشب دیگه یه سر دردی گرفتم تا امشب هنوز کامل خوب نشده انگار شقیقه هامو گرفتن دارن فشار میدن
منم مث تو بااین تفاوت ک کمکی ندارم، مهد نمیره، یه شوهر غرغرو و عیب گیردارم هرلحظه دنبال بهانس، دخترمم ک چ عرض کنم انگار بدهکارم براش
من همش فکر میکنم فقط من اینجورم چرا من همش در حال جمع کردن تمیز کردن اشپزی حس خوبی ندارم برم بیرونم فقط اعصابم خراب میشه با یه دختر چهار ساله و یه دختر هشت ماهه
دقیقا من
خیلی احساس گناه میکنم بخاطر افکارم
اما خب ما هم آدمیم
من ک شهر غریبم
هیچکس و ندارم دو دقیقه نگهش داره
مهد همنمیخام بره
ولی گاهی باباش میبرتش بیرون
من یه کم استراحت میکنم🥺🥺
الان این شرایط منه با این تفاوت که من دوتا هستن، مهد و جایی هم نمیرن، یه مادر شوهر هم رو سرم هست سر جهاز شوهرم
میفهمم کامل منم دقیقا اینو تجربه میکنم اونجاش ک برا اون بیشتر ناراحت میشم
ای خواهر من که نه کمکی دارم،مهد هم نمیره فقط ۲۴ساعت چسبیده به من،یعنی یک ثانیه جدا نمیشه از من دارم روانی میشم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.