۱۴ پاسخ

اگه بطلبتت حتما راهش هم باز میشه میری
گرم نبود بچتم میبردی

هرکی هرچی میخاد بگه مگ ما مادرا ادم نیستیم دلمون بخاد یکم برا خودمون باشیم اخه

منم شدیدا نیازمه خداکنه بطلبه اقام

مامان منم نگه نمیداره ولی دختر عمم رفت کربلا یه هفته دخترشو گذاشت پیش مامانش رفت گفت خیلی خوب بوده می‌گفت با بچه خیلی سخته

کاش میشد منم میرفتم خدا بطلبه با دخترم با هم بریم

منم خیلی دلم میخواد ولی متاسفانه نمیتونم بزارمش یبار پیش مامان بابام بوده تشنج کرده اونا ترسیدن خودشون حالشون بد شد دیگه هیچوقت تنهاش نمیزارم و خودشم از بعد تشنج خیلی وابستم شده 😢

عزیزم خب برای مادرت سخته.شما دلت هوای کربلا کرده اون چیکار کنه.ایشالا سال دیگه برو.تا اون موقع بجت بزرگتر میشه.ایشالا مامانت هم قبول میکنه

بنظر من برو
من هرکار کردم شوهرم نذاشت ببرمش خودم با خانواده م رفتم و هیچ وقت هم پشیمون نیستم که رفتم

مردم حرفشونو میزنن هرکی نیاز داره به استراحت
منو شوهرم آذر ماه پنج روز رفتیم کیش و پسرم پیش مادرم موند
درسته خیلی دلتنگش میشدیم ولی واقعا ریکاوری شدیم و برگشتیم😁
مامانمم دمش گرم خدایی از خودم بهتر مراقب کارنه

عجب صفایی داره پیاده روی کربلا و بین الحرمین 😭😭😭😭

به نظرم برو اگه کس داری بچه رو نگه داره

ان شاء الله که آقا بطلبه بری

الهی ک قسمتت بشه

حالا ده روز کمه فامیلمون سه تا بچشو گزاشته رفته حج

سوال های مرتبط

مامان بهاره مامان بهاره ۳ سالگی
سلام مامانای عزیز
دخترم 2سال و 6ماهشه از وقتی دوسال شد ی اخلاقای بدی گرفت که دیگه به زور تحملش کردم تا الان (لجبازی میکنه جیغ گریه و..)ولی الان چیزی که نگران کننده تر شده برام اینه که تو این مدت از من و باباش (مخصوصا باباش)خیلی دور شده سرش داد میزنه همش میگه بوسم نکن برو اونور و...ولی من ب شوهرم میگم صبر کن ان شاالله درست میشه خونه ما آپارتمانه و با مادرشوهرم واحدمون رو ب روی همه و دخترم هرشب گریه و جیغ می نه که من باید برم پیش مامانی بخوابم و ما ز زور میاریمش پیش خودمون که عادت نکنه یا عموش وقتی کاری بکنه همش سرش داد میزنه احساس میکنم حال روحی روانی دخترم داره خراب میشه من هیچ خانواده ای یا آشنایی اینجا ندارم که برم پیشش تا دخترم آرامش پیدا کنه یکم فقط گیر کردیم تو این خونه پس فردا قراره برم پیش مامانم از الان دخترم خوشحاله باباش میگه دلت تنگ نمیشه برام میگه نه
دیگه نمیدونم باید چیکار کنم با برادرشوهرم قهرکردم بابت اذیت کردن دخترم ولی بازم چون غریبم اینجا ول کن نیست همش اذیت میکنه با کاراش شوهرمم اصلا از ترس مامانش حرفی نمیزنه
ممنون میشم راهنمایی کنید