سوال های مرتبط

مامان شهریار و همایون مامان شهریار و همایون ۱۳ ماهگی
قسمت هفتم از تجربیات پسر اولم :
از وقتی بزرگ شد و میفهمید ، آمپول زدن برنامه سختی شد . ده نفر باید بیان بگیرنش تا آمپول بزنه. و برای کهیر تنها درمانش آمپوله دگزا و کورتون توی دزهای متفاوته که دکتر تجویز میکنه .
این بدبختی ها به کنار، پسرم چون پوستش حساسه ۵ سالگی از یکی از آشناها متاسفانه به مدت یک سال بیماری پوستی گال گرفتم . هرچی براش پماد پرمترین زدم فایده نداشت. آخرش سه دوز با فاصله قرص ایورمکتین ۳میل دادم . از اون موقع پوستش خیلی حساستر شده. پشه خیلی میزنتش و خیلی تنشو میخارونه . انگار پوستش نازک شده.دکتر که گفت مهم نیست و فقط پماد اما کلا سریع پوستش واکنش نشون میده به همه چی .
این مدتم که لب به گوشت و مرغ نمیزد من قلم گوساله رو جوشوندم آب قلم رو توی جایخی میذاشتم و هربار که برنج درست میکردم چندتا دونه مینداختم توش. آب قلم ساده بدون نمک که طعم نگیره . چون اگه میفهمید نمیخورد.
الان پیتزا و ساندویچ و همبرگر و اینجور چیزا هم نمیخوره اصلا که بگی آشغال میخوره .
تنها پیتزایی که میخوره پیتزای بعلبکی لیالی لبنانه که مشهدیا قطعا میدونن چه کیفیتی داره .
بخاطر گوشت داخلش ما هرچندوقت میگیریم که دو سه تا تیکه بخوره بلکه گوشت خورده باشه. مغزیجات زیاد میخوره . اول بادوم‌هندی رو دوست داره، بعد بادوم درختی که میگه پوست روشو بگیر . پسته و تخمه . فندق کم .