۱۴ پاسخ

من هیچوقت حوصله مهمون ندارم
نه برم
نه بیان
از ارتباط با آدما متنفرم

منم همینجورم مدام مهمون دعوت میکنم‌نکنم‌میان بقیه خونمون بنظرم خانه که مهمون میاد رزقش زیاد میشه

من خیلی تنبلم تو مهمونی دادن😂

چه حوصله ای داری 🫠

منم دوس ندارم مهمون دعوت کنم
فک میکردم فقط منم که دوس ندارم بخاطر تنبلی نیستا
نمیدونم این چه اخلاقیه همیشه هم خونم مرتب و تمیزه
غذا هم سه سوته میپزم ولی خوشم نمیاد مهمون دعوت کنم 🤷🏻‍♀️🥴

اح حوصله داریا

من نه دوس دارم جایی برم نه کسی بیام خونم

چه خوب ما اصلا مهمون نداریم کم پیش میاد ولی واقعا مهمونی دوس دارم اونم کسی باهاش راحت باشم عالیه

وای من نمیتونم
ترجیه میدم ماهی یکبار برم مهمونی
ماهی یکبار هم مهمون داشته باشم
زیاد حوصله ی ارتباط با آدمارو ندارم
بیشتر تفریح و گردش دوست دارم

من حس مهمونی دادن و دوس دارم.... کلی خوراکی خونه تمیزز، ظرفا شسته میشه میره تو کابینت😂😂

منم خیلی از این کارا میکنم نیم ساعت که میگذره جو گرفتگیم که از بین میره میگم چه اشتباهی کردم برای خودم کلی کار درست کردم😂😂😂

منکه اصلا تعارف نمیکنم هرکس بیاد خودش بیاد در رو میشناسه والا با دوتا بچه نه مهمون واجبم نه چیزی 😂

ولی من اصلا حوصله ندارم

مهمونی عالیه ولی زحمت داره

سوال های مرتبط

مامان هامین🧒🏻 مامان هامین🧒🏻 ۲ سالگی
#فرزندپروری #پوشک##فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری
نمیدونم چرا یه مدته حال جسمانیم خوب نیست
حتی رفتم آزمایش دادم مشکلی نداشتم الان تو خونه پا سینک بودم یهو فشارم افتاد سرم گیج رفت و میخاستم غش کنم بدنم می‌لرزید چشام سیاهی رفت غش نکردم ولی انگار میخاستم غش کنم اومدم فقط خودمو انداختم رو مبل و دستام همین جوری می‌لرزید زنگ مامانم زدم گفتم بیا من حالم خوب نیست یکم نمک و اب خوردم گفتم بهتر میشم دیدم بدتر حالت تهوع گرفتم و تپش قلب زنگ زدم اورژانس گفتم من این علائم رو دارم گفت بازم نمک بخور و با اب ده دیقه دیگه زنگ میزنم ببینم بهتر شدی
بهتر شدم ولی همچنان سر درد و حالت تهوع دارم بچمو هم دادم مامانم برد خونشون شوهرمم نیست سرکاره
انگار همش میخوام غش کنم نمیدونم چمه اورژانسم بهم گفت برو درمونگاه گفتم نمیتونم اصلا حال ندارم کسیم نیست ببره
نمیدونم چرا یه مدته همش اینجوری میشم
الان از یکساعت پیش که اینجوری شدم همین جوری دراز کش افتادم
مامان دخترم وتودلی💓 مامان دخترم وتودلی💓 هفته سی‌وششم بارداری
مامانا توروخدا بخونید جواب بدید. ببخشید امروز سوالاتم راجع به از پوشک گرفتن زیاد شد. به تجربه شما نیاز دارم.
امروز به دخترم گفتم دیگه پوشک نیستی هروقت جیش داشتی بگو.
هر دو سه دقیقه گفت جیش دارم. و یه سره تو راه دسشویی و به شستن بودم.
بعد دم خوابش گفت جیش دارم بردمش چند قطره جیش کرد. بعد تا اومد هنوز خوابش نبرده بود ۵ دقیقه بعد گفت جیش دارم. منم میدونستم الان ببرمش دو سه قطره جیش میکنه. گفتم مامانی بذار دوستای جیش که اومدن پیش هم خودشون تورو خبر میکنن چون دوست دارن با هم برن تو دسشویی باهم بازی کنن. بعد گفت کی جمع میشن گفتم بخوابی خودشون بیدارت میکنن. بعد گفت باشه‌ . بعد دو سه دقیقه بعد گفت فکر کنم دوستای جیش جمع شدن 🫤
گفتم نه نشدن بذار همشون جمع بشن.‌ بعد دیگه خوابش برد‌ . ولی قبل خکاب زیاد آب خورده بود. به نظرتون کی بیدار میشه برای جیش؟؟؟؟
بعد دخترم کلا یه اخلاقی داره همیشه شبا بیدار میشه اب میخوره صبحا خیلی پوشکش پره‌ . به نظرتون امشبم آب بذارم کنارش؟ وقتی بیدار شد آب بخوره ببرمش جیش کنه بعد خواب زده نمیشه؟؟
مامان نیکی مامان نیکی ۳ سالگی
مامانا خسته نباشید
تازه دراز کشیدم واقعا دممون گرم
من که ساعت ۹با دخترجان بیدار شدم صبحونه نخورده چشم باز نکرده یکم بازی کردیم تو پتوها و بالش ها بعد صبحانه خوردیم بدون چایی گفتم قهوه بخورم انرژیم بیشتر شه بعد رفتیم لباس رو شستیم البته تو ماشین تو این فاصله هم دخترو یکم کارتون دید همین که خشک شد رفتیم پشت بوم لباسا رو پهن کردیم یساعتم اونجا مشغول شدیم نمیذاشت بیایم پایین گفت بازی کنیم البته هوا ابری بود بعد اومدیم پایین گفتیم به فکر ناهار باشیم که دوستم زنگ زد که اونم یه پسر همسن دخترم داره آش درست کردم ببریم پارک بخوریم خلاصه که منم ازخدا خاسته رفتیم تا ساعت ۳ اینا بچه هام حسابی بازی کردن و اومدیم گفتم دخترم من خابم میاد تو رو نمی‌دونم 😬باهم خوابیدیم تا ۵بعد بیدار شدیم یکم بازی کردیم مشغول تمیز کردن خونه و بازم فکر شام که نه ایندفعه کسی زنگ نزد گفتم پیتزا باهم خمیر درست کردیم اینا این وسط همش سوالم داره دخترم😄تا ساعت شد ۸ونیم همسر آمد رو دخترو تحویل دادم من ادامه شام یکم فیلم دیگه الان رفت بخوابه پدر براش کتاب بخونه منم برم بخابونمش هووووف خستتتته نباشیددددد
شکر خدا شکر خدا ♥️🌱