مامانا بچمواولین جلسه بردم گفتار درمان، البته قبلش گفتن نیم ساعت ببر رفتاردرمان تا با محیط اشنابشه، ونیم ساعتم گفتاردرمان ببرم، بعدگفتن خودت بیرون باش فقط بچت بیاد داخل اتاق، بعدازنیم ساعت رفتم پیش بچم، گفتن که بچت مشکلی نداره فقط تمرکزش پایینه وعلتش فقط اینه که خیلی تو معرض گوشی و تلویزیون بوده، گفتن تا سه ماه گوشی و‌تیوی واسش نذار اونموقع میبینی بچت چقدر پیشرفت میکنه، راستش من ازیچیزی که خیلی میترسم اتیسمه ، اینو به گفتاردرمانش گفتم، گفت نگران نباش بچت اتیسم نیس، فقط تمرکزش بخاطر گوشی و تلویزیون کم شده، خب اینجا یکم خیالم راحت شد، اماخب یدفعه گفت البته تو یه جلسه نمیشه تشخیص دادکه بچه اتیسمه یانه، اومدم خونه دوباره استرس گرفتم، اخه بهداشت میگفت تو همون جلسه اول تشخیص میدن که بچه اتیسمه یانه، خب اگر اینطوره پس چرا گفتار درمانش گفت چندین جلسه باید بیای تا تشخیص داده بشه ، از طرفی بچم یکارایی میکنه نگرانیم بیشتر میشه، مثلا جدیدن اکر بخوایم خلاف میلش عمل کنیم میزنه تو سرو صورت خودش، یابیرون که میریم خودشو میندازه کف کوچه غلت میزنه تا اونکاری که میخاد رو واسش انحام بدیم، یامثلاشوهرم هرروز نین ساعت میبرتش پارک وقتی میارتش خونه قشقرق بپامیکنه که دوباره شوهرم ببرتش بیرون، یا به سایه خودش نگاه میکنه میخنده، درحین بازی دورخودش میچرخه، قبلنا چندبار دیدم در حدچند ثانیه باپنجه پا راه میره، بااینکه چندماهه ازشیرگرفتمش بازم شبا چندین بار بیدارمیشه، جدیدنم چندروزه به سمت سینک نگاه میکنه خودبه خودش میخنده، نمیدونم والا این رفتارا طبیعیه یا واقعا جای نگرانی داره؟همین رفتاراش باعث میشه این ترس لعنتی مث خوره بجونم بیفته که نکنه خدای نکرده مشکلی داشته باشه

۱۵ پاسخ

عزیزم اینا بچن چرا همه چیزو جنایی میکنی همه بچه ها بازی خیالی دارن لحبازی دارن بد قلقی دارن خندیدن و‌... چیزایی که تو ذهن اوناس ما نمیدونیم که الکی هی بچتو اذیت نکن همسون یه سنی لجباز میشن ای بابا گفتار درمان هم بردی گفت چیزیش نیس دیگه بس کن یه جا اینکه وصلع اونسیم بزنی به بچه گوشی و اینا اصلا نده باهاش شعر بخون ببرش بیرون هی اسم همه چیا بگو هی ازش بپر س دل بده به دلش ببخشیذ لحنم تند اما بچه ها اسمشود روشون بچههههه

بزار دورش شلوغ باشه بنظرم تنهایی نزارش تو خونه بمونه هر روز ببرش بیرون یا خونه کسی ک بچه داره حتی شده ببرش مهد خودت باهاش برو تا از بقیه بچه ها حرف زدن و یاد بگیره

واقعا اینارو مشکل میدونی😐😂دیروز ب دخترم گفتم نرو حیاط خودشو زد موهاشم کشید

وای دقیقا پسر منم همینایی که گفتی هست
اصلا صحبت نمیکنه
اون بازی فکری هایی ک گفتنو میگی منم برم بگیرم؟

عزیزم تو چقد به خودت استرس اضافی میدی
همه بچه ها تو این سن همین کارارو میکنن

عزیزم بنظرم یه روانشناس کودک یا کاردرمانگر ذهنی ببر

خب بعد اونجا چطوری باهاش تمرین می‌گردن
یا نگفتن خودت چطوری باهاش حرف بزن ؟
اصلا چیا میگه پسرت؟

عزیزم بچت اصلا مشکل ندارع شما کمتر بشین چیزای اتیسمی بخون یا زیاد نرو‌تو پیش بچت سالمه سالمه

والا پسرم از وقتی راه افتاده بیشتر موقع رو پنجه راه می‌رفت الان یکم بهتر شده از دیونگیشم که نگم برات عصبی میشه جیغ میکشه مغزم سوت میکشه پسر منم خیلی گوشی نگاه میکنه تلوزیون دوست نداره باید گوشیو ازش قائم کنم

حرف میزنه ؟

عزیزم حساس نشو اینجوری گفته که دوباره ببری . نگران نباش بچه ای که اوتیسم اصلا ارتباط چشمی برقرار نمیکنه ، درکی از صحبت‌های تو نداره و نمیتونه منظورشو برسونه

به نظرم اوتیسم نداره شاید بیش فعالی داره

من دخترم برا سرسره خودش و نابود میکنه ک بیارمش

واینکه یه خانومه اونجا بود ،گفت اکر میخای نگرانیت برطرف بشه بچه رو ببر متخصص مغز و عصاب، گفت اگر گفتن مشکلی نداره دیگه خیالت راحت بچت هیچیش نیس، فقط گفتارشه که اونم باحذف گوشی و تلویزیون و کار کردن باهاش درست میشه و بحرف میاد

خب همه بچه ها همینن میبریم بیرون یا پارک وقتی میاریم خونه قشقرق به پا میکنن و گریه میکنن که دوباره ببریم

سوال های مرتبط

مامان کربلایی امیرعلی مامان کربلایی امیرعلی ۲ سالگی
مامانا بچمو دوجلسه گفتار درمان بردم جلسه دوم همکاری نکرد، گفتار درمان گفت فعلا نیارش ، گفت ببر رفتار درمان که من دیگه نبردمش، بعد از مدتها ترس و دلهره امروز دیگه تصمیم گرفتم ببرمش نوار مغز ازش بگیرن، دکتر گفت شنوایی سنجی هم ببر ،ببین مشکل شنوایی داره یانه، بعداز چهار پنج ساعت معطلی بالاخره تونستن ازش نوار مغز بگیرن، جوابشو بردم پیش دکتر، گفت شنواییش مشکلی نداره ، نوار مغزشم خوبه ، اگر اشتباه نکنم گفت فقط یکم امواج تو نوارمغزش دیده میشه که امکان داره بخاطر دیدن تلویزیون یا گوشی باشه، گفت تا دوماه شربت امگا سانستول بده دوتا ویتامین دیگه هم داد گفت اگر تا دوماه دیگه حرف نزد بیا داروهاشو عوض کنم، فقط تنها چیزی که خیلی نگرانم میکرد اتیسم بود که به دکترش گفتم، گفت بزار اب پاکی رو تو دستت بریزم بچت اتیسم نداره، اما به احتمال زیاد بیبی دیجیتال باشه که با داروهایی که بهت دادم تا دوماه دیگه مشخص میشه، دکترش گفت دیگه گفتار درمان نبر چون واسه سنش زوده، اما هرروز ببرش خانه بازی ، از طرفی خوشحال شدم چون این اتیسم لعنتی مث خوره افتاده بود بجونم،همش نگران بودم نکنه خدای نکرده اتیسم باشه، از طرفی همش استرس اینو میکشم که چرا بچم حرف نمیزنه، دکتر گفت اگر از اول حرف نمیزد با گفتار درمان مشکلش حل میشد اما چون یسری کلمات رو قبلا بلد بوده وفراموش کرده نیاز به دارو داره، یعنی میشه تا دوماه دیگه بچم بحرف بیاد، اصلا فکرشو نمیکردم یروزی بخاطر حرف زدن بچم بخام تو راه دکترو گفتاردرمان باشم، خیلی تو اینمدت عذاب کشیدم، خداروقسم میدم به بزرگیش بچم بحرف بیاد بلکه یه نفس راحت بکشم، یجورایی دیگه کم اوردم
مامان کربلایی امیرعلی مامان کربلایی امیرعلی ۲ سالگی
مامانا خیلی دلم گرفته، بچم چرا حرف نمیزنه، اخه دیگه کی میخاد زبون باز کنه، هرموقع من مردم میخاد بحرف بیفته، وقتی میام تو گهواره تاپیک خیلی ازمامانا رو میبینم که دغدغشون پوشک گرفتن بچشونه،اونموقع دغدغه منه بدبخت اینه که بچم چرا حرف نمیزنه، چندروزه بچمو میبرم پارک میبینم خیلی بچه ها کوچیکتر از بچه من هستن ماشالله مث بلبل حرف میزنن اونموقع بچه من سه تا کلمه بزور میگه، چندروز دیگه بهم زنگ میزنن بچمو ببرم گفتار درمان،اگر بعد از چند جلسه گفتار درمانی بازم بحرف نیفتاد چه خاکی تو سرم بریزم، اگر کلا حرف نمیزد نگران نمیشدم،مشکل اینجاس که یسری کلماتی که از قبل میگفت الان فراموش کرده ویجورایی کلامش متوقف شده، اخرین بار که دکتر بردمش گفت اینکه میگی کلمات رو فراموش کرده حتما یه مشکلی هس، شاید ازچیزی ترسیده بهش شوک وارد شو، این روزا هم خیلی عصبی شده، کافیه سریچیزی مخالفت کنم باهاش، خودشو میزنه،منو میزنه، سرشو میکوبه زمین، این رفتاراش نگرانیمو بیشتر میکنه، قبلا هم گفتم از یچیزی خیلی میترسم، شده کابوس هرشبم ،اونم اتیسمه، نمیدونم هرچقد خودمو میزنم به اون راه، بازم مث خوره یچیزی میفته بجونم که نکنه بچم اتیسم باشه، هرکار میکنم دلم اروم نمیگیره، به معنای واقعی کم اوردم، نمیدونم دردمو به کی بگم ، اطرافیانم همه میگن الکی نگرانی بحرف میاد اما اخه دیگه کی، هرموقع من مردم میخاد بحرف بیاد
مامان 💕دلوین💕 مامان 💕دلوین💕 ۲ سالگی
دلوین امروز صبح ساعت ۱۱ از خواب بیدار شد ...خدا شاهده از وقتی چشم باز کرده فقط لج بازی و جیغ و گریه می‌کنه ...یا گریه می‌کنه شدیدددد که گوشی می‌خوام من سعی میکنم ندم وقتی شوهرم میاد میگه چقدر بچه رو اذیت میکنی بده بهش انگار مثلا من خودخواهم که گوشی نمی‌دم وقتی هم گوشی بدم میگه چقدر گوشی میدی دست بچه 😑بعدش گریه و لجبازی شدید بریم خونه ننه(مادربزرگ من) اینقدررر جیغ میزد حد نداشت باز سرگرمش کردم تا شد ساعت ۴ رفتیم خونه مادربزرگم اونجا گریه که عروسک های کوچیکی منو از کمد بیاره بیرون کلش رو تا خالی نکرد دست بر نداشت ..رفتم بازار برا خودم سوتین بخرم اینقدررررر جیغ‌ رد از در مغازه اسباب بازی فروشی که حد نداشت آخرم اینقدر خودشو زد شوهرم میگه بخر براش هرچی میخواد حالا خودش نیومد بازار تو ماشین نشسته بود آخر یک ملیون دادم بایت لوازم آرایشی اشغال و پاپت 😑باز رفتیم خونه مادربزرگم خالم اونجا بود گقت سر راه منو برسونید خونه اونجا داد و بیداد بریم خونه خالم نبردمش تا خونه فقط گریه های وحشتناک میکرد و مماغش حباب میزد😑شد ساعت ۱۰ شب گریه با دوچرخه منو کشونده تو کوچه یازده برگشتیم داخل باز گریه گوشی می‌خوام آخرم از بس گریه کرد همین پنج دقیقه پیش خوابش برد...این بین هم فقط ۲۴۰ درجه شیر خورده با یک چهارم کباب کوبیده و دو سه قاشق نودالیت ...من دیگه دارم به مرز جنون میرسم ..بخدا بهش رو نمی‌دم که هرچی بگه گوش بدم به حرفش ولی بعضی وقتا دلم میخواد فقط ساکت بشه مجبورم چیزیو که میخواد بدم...بچه های شما هم اینجورین؟؟؟احساس میکنم الانه که به فروپاشی روانی برسم