بچه خواهرشوهرم یه سال از دخترم بزرگتره و همیشه با زبونش میخواد نیلا رو انگولک کنه
مثلا خوراکی داشته باشن انقدررر میگه واسه من بیشتره واسه من خوشمزه تره که نیلا یا میره از دستش میکشه یا میزنتش
یا بخوایم بریم جایی تو ماشین همش به نیلا میگه میخوان برای من خرید کنن برای تو هیچی نمیخرن نیلا هم میگه نه به منم میخرن اون باز ادامه میده باز نیلا پامیشه یدونه میزنتش
اسباب بازی نیلارو برمیداره نیلا ذوق میکنه ولی خودش اسباب بازیاشو نشون میده بعد وقتی نیلا بخواد دست بزنه گریه میکنه و ازش میگیره
یا میره بغل مامانش به نیلا که اصلا به این چیزا توجه نمیکنه میگه مامان منه فقط منو بغل میکنه منو دوست داره باز دخترم میره یدونه میزنتش اونم گریه میکنه
حالا چند وقته نیلا زدنی اون چندددد برابر جبران میکنه دستشم سنگینه همه هم میگن نیلا شروع کرده و نباید ناراحت شی
چیکار کنم من آخه
خونمونمونم نزدیک خونه پدرشوهرمه اونام هرروز اونجان

تصویر
۲۱ پاسخ

خب تو خودت جواب دختره رو بده مثلا وقتی میگه بستنی من خوشمزه تره بگو من واسه دخترم دوتا میخرم وقتی اسباب بازی شو نمیده بگو اسباب بازی اون اشغاله از اون خوشگل ترشو میخرم اومدنی خونمون بهش نمیدیم هرچی گفت زودتر جواب بده بعدشم اگر دیدی خیلی زیاده روی میکه بگو بسه دیگه ادامه نده

خانمای عزیز که سعی دارین با خوبی مساله روحل کنین بعضی بچه ها کرم دارن وخودشون عفده‌ای وحسودن همشم بخاطر رفتار بزرگترشونه که اینجور باراومدن این بچه هادرآخر بارفتارشون باعث میشن بچه‌شماهم عقده‌ای وتو سری خور وحساس باربیاد تاجایی که میتونین سعی کنین بچه هاتونو ازچنین بچه هایی دورکنین. نمونه‌شو داشتیم که میگم

زیاد نرو خونه پدر شوهرت یذره کمش کن مقصر اون ولی خب اونم هنوز خیلی کوچیکه

واقعا از کامنت هاتون میشه فهمید چقدر همتون بچه اید . خانوما طرف مقابل یک دختر ۵ ساله است . پیرزن ۷۰ ساله نیست ها .

من باتمام وجود درکت میکنم چون نمونه‌شو خودمون داشتیم بچه ی خواهرشوهرم به حدی عقده‌ای وحسود بود من هی سعی میکردم باخوبی ازهم دورشون کنم اینم هی پروتر میشد انگار تمام هدفش این بود که بچه‌ی منوحرص مثلا جفت بچم می‌ایستاد قایمکی یه نیشگون محکم ازبچم میگرفت وفرارمیکرد میرفت بچه ی منو جیییغ میزد ومیرفت که بزنش همه میپریدن وسط وبچه ی منودعوا میکردن میگفت چرامیخوای بزنیش😬 😬 تاجایی پیش رفته بودکه دیگه واسه حرص دادن بچم ادای شوهرمو درمیوورد به بچم میگفت بابات اینطوریه اونطوریه یه سری خونمون بود سرسفره اداشو دراوورد پسرمنم به حدی عصبی شد تو یه حرکت لیوان نوشابه رو پرت کرد طرفش و بعدکلی زدش همه فهمیدن اون بچه مقصره وکلی دعواش کردن دیگه هیشکی به بچه‌ی من چیزی نگفت منم دلم خنک شد.

عزیزم بچه ها همون جوری که با هم خوش میگذرونن با هم اختلاف هم دارن این که نری یا اینکه بخوای ناراحت بشی درست نیست به هر حال نرفتن چاره نیست چون فامیل هستین و هم اینکه به هر حال بچه ها بزرگ میشن تو جامعه با هزار جور آدم مجبور به ارتباط میشن
این دفعه که داشتی میرفتی پیششون دو‌تا خوراکی شبیه شبیه هم بخر بزار تو کیف خودت وقتی اون بچه با حرف داشت دختر شما و حرصی میکرد دست جفتشون بگیر بگو این و من و نیلا خریدیم واسه دو تا تون نیلا مامان ببین جفتشون شکل هم و مزه هم بیا با دوستمون بشینیم پیش هم با هم بخوریم بعد هم حس میکنم اون بچه از کمبود توجه شاید این کار و انجام بده
اگر مجدد باز تو همون روز این حرف تکرار شد اجازه نده دختر شما بزنش دست نیلا قشنگت و بگیر بهش بگو مامان جانم دست واسه زدن نیست اینکه شاید دوستت فکر کنه غذاش یا اسباب بازیش از تو بهتره دلیل نمیشه اینجوری باشه بیا بببین مثلا هنوز تو هم‌خوراکی داری یا بیا ببین چقدر با اسباب بازی تو میشه بازی بهتری کرد
بعد به اون‌کوچو‌لو‌ هم یواشکی بگو خاله اسباب بازی تو خیلی قشنگه اینجوری به نیلا نگو قشنگ بودنش و تو دل خودت نگه دار که مجبور نشی کاری که دوست نداری و انجام بدی

دقیقا مثل بچه های خواهر شوهر من حالا من بالای خونه ی مادرشوهرمم سعی میکنم وقتی اونا میان نرم پایین

نرو‌خواهر رفت آمد کنسل کن تا دخترت آرامش داشته باشه

به نیلا یاد بده سنگین تر بزنه همچین بچه بدجنسی رو!!
ولا بخدا

این آدم سَمیه. تا میتونی بچتو ازش دور کن😬 😬 😬

توام تو جمع از بچت دفاع کن بگو حرص نیلا رو در میاره نیلا هم میزنتش

هر موقع این رفتار رو کرد بگو زندایی مگه ندیده ای ؟ مگه وحشی ؟ این چه رفتاریه
هر چی گفت مثلا گفت اسباب بازی من قشنگتره درجا برگرد بگو مال نیلا خوشگلتره بهتره ، اگر دخترتو زد قشنگ دور از چشم همه ببرش توی اتاق یه گوشمالی حسابی بده بهش تا جرئت نکنه بهش نزدیک بشه جلوی جمعم بگو زندایی مگه از باغ وحش اومدی میزنی ؟ یا مامان بابات تو خونه همو میزنن یاد گرفتی ، به خواهر شوهرت بگو جلوی بچه همو نزنید یاد میگیره می‌ره میزنه همه رو

سریع جواب بچه خواهرم شوهرت بده بگو حرص بچه منو در نیار
یا بگو این چه حرفیه های زشتی که میزنی
اولش منطقی صحبت کن باهاش بهش بگو این کوجولوعه این حرف نزن ناراحت میشه اگه دیدی جواب نداد بعدش هر حرفی که شنیدی سریع عکس العمل نشون بده نزار ادامه بده
بگو نیلا رو برمیدارم میرم خونه بخوای بچه منو اذیت کنی

وای منم درکت میکنم ....استرس تموم وجودم رو میگیره جایی که دختر بردار شوهرم باشه منم باشم 5 سالشه ولی انگار 60 سالشه رو مخمه همش با پسر من خودشو درگیر میکنه آنقدر میگه آنقدر میگه تا پسر گریه بیفته یا بزنش خب اونم دستش ماشالله سنگین تره جبران میکنه شدید 🥲امروز قرار بود بریم باهاشون جنگل من بخاطر بچه ها نرفتم...
جلسه قرآن هفته ای داریم یا من نمیرم یا اگه برم پسرم رو میزارم خونه مامانم

پسر من وقتی اینجور بچه ها رو میبینه خود جوش میره یه دونه میزنه تو سرشون.😃منم خودم رو میزنم به اون راه.
میدونی همون زمان که داره از این حرفا میزنه به دخترت بگی منم میخوام واسه تو چیزی بخرم .یا خوراکی تو بیشتره داره باهات شوخی میکنه

چه بچه بی ادبی...چرا بهش تذکر نمیدن.جایی که اینقدر بچه ات اذیت میشه نرو

کاش ب نیلا بگی خاله سوده گفته دوتا هم از سمت من محکم تر بزن😖😂
بچه شو چرا بایذ تو این سن حسود بار بیاره

وای خدا عین بچه برادرشوهرمنه🤕🤕

دقیقا من دختر من و خواهر زادم خونه مامانم رفتنی همیشه ام دختر من کتک میخوره منم دلم نمیاد چیزی بگم واقعا موندم چه ربتاری نشون بدم ناراحتی پیش نیاد

خیلی خوبه از خودش دفاع میکنه حتما پسره حرصش درمیاره

زبان بازه اون ☹️ بنظرم مقصر اونه اما خب بچه هستن دیک .‌‌از الان اینطوریه بزرگ بشه چ میشه

سوال های مرتبط