یعنی مزخرف تر از خانواده شوهر من ندیدم
تو سیسمونی گرفتن من هر چی اصرار کردم کی من از خانواده خودم چیزی نمی خوام پدر مادرمم می گفتن نمیشه باید ما بگیریم مادر شوهرم به مامانم میگفت کمد بگیرین و کالسکه بگیرین و... فعلان
مامانم اینا هم 70میلیون دادن کمد و لباس و اینا 25میلیون دادن گوشواره خودم دیگه نذاشتم کالسکه و اینا بگیرن الان میگن چرا گهواره نخریده و کالسکه نخریده و بعدشم هر وقت میایین خونمون میگن این بچه ماست نوه ماست برای دخترای خواهر شوهرم اینا بچه های اولشون النگو خریدن به ما که رسیدن پول نداریم حتی همین امسال 70میلیون دادن النگو برای اولین عیدی خواهرشوهرم فقط برای ما ندارن شوهر من مثلا تک پسره هر وقت ما رو میبینن میگن بچه رو بده به ما شیر خشک میدیم بزرگش میکنیم پدرشوهرم میگفت 2سالش بشه نمیذارم اینجا بمونه میبرمش پیش خودمون بعدشم میگفت چرا از من اجازه نگرفتین برای اسم گذاشتنش اسمشو می خواستم بذارم ستایش
واایی دیگه نمیکشممممم خستهههه شدددددمممم




رفلاکس کولیک بچه گریه بخیه

۱۲ پاسخ

هر وقت ک گفتن گهواره ش کو فلانش کو . بگو بچه رو مگه از خونه پدرم اوردم ؟؟ مگه فامیل پدرم تو شناسمه اشه ؟؟؟ صد ملیون تا اینجا هزینه کرده خانوادم برای نوه شما دستشون دردنکنه خیلی زیاد تر از زیاده . وظیفه پذر مادر دختر نیس سیسمونی دادن . بچه رو یکی دیگه میکاره یکی دیگه میگه بچه منه و فلان ولی وظیفه ماما بابا بیچارع دختره ک کل هزینه لباس و تخت و کمد و گهوارو همه چیشو بده در اخرم میان میگن دختر ماست .
هروقت اومدن از سیسمونی ایراد گرفتن جوابشونو بده بگو نوه شماست بچه شماست گهواره و کالسکه و بقیه چیزاشم ب عهده شماست

من که تا مرض افسردگی و سکته رفتم از دست مادرشوهرم

خداوند صبرت بده عزیزم چطوری تحمل میکنی

منم کامل پدرم گرفته

اگه شوهرت کنارته و قبول داره که خانوادش چجوری هستن اینارو میشه تحمل کرد ولی نه همسرتون نبینه خانوادش چجوری هستن طرف اونا باشه واقعاخدا صبرت بده کارت سخته

خدا بهت صبر بده گلم خانواده شوهر فقط اختیار داری میکنن دستشون نمیاد بره تو جیبیشون یکم واسه نوه خرج کنن

هر چی میگن جوابشونو بده عزیزم نزار فک کنن وظیفه خانواده ات بوده ک سیسمونی بگیرم

شوهرت چیزی نمیگه

حالم ازین حرفای قدیمی بهم میخوره
بچه برا ماست
نوه برا ماست
آخه از کجا آوردین نکبتا

تو شوهرت چی میگین جوابشنو میدین

درکت میکنم .خدا صبرت بده

عزیزم همدانی هستن؟

سوال های مرتبط

مامان زهرا مامان زهرا ۷ ماهگی
مامانا مادر شوهرم خیلی اهل اینه اینو چشم زدن اونو چشم زدن اونا به ما حسادت می کنن اینا به ما حسادت می کنن و... از وقتی دخترم به دنیا اومده تا الان یه حرز داده به ما هی اونو حضور غیاب می کنه


منم مشکلی با حرز امام جواد ع ندارم دستش هم درد نکنه. البته که اینکه حتما همراه شخص باید حرز باشه رو قبول ندارم. خود امام حسن عسکری ع می فرماید بالاترین حرز برای شما ولایت ماست. لازم نیست حالا حتما دعا ببندیم و... خلاصه مادر شوهرم هر دفعه می پرسه حرز بچه باهاشه. منم وقتی دخترم رو حاضر می کنم حتی وقت نمیکنم پالتو خودمو بردارم بپوشم. تند تند آماده میشیم و بچه گریه می کنه و وسایل بچه رو بردار و... حالا این وسط یه حرز رو هی از این لباس به اون لباس جابه جا کنیم یادم نمی مونه.
همیشه هم می بینه حرز باهاش نیست ناراحت میشه. انگار از کل بچه داری فقط اینو بلده که به حرز باید بزنیم بهش. هربار اینو صدبار میگه. امشب اومده خونمون حرز بچه رو لای یه دونه از این پارچه سبزا پیچیده دوخته بعد با یه سنجاق بزرگ زده به لباس دخترم روی شونه اش. به هیچ صراطی هم مستقیم نیست این سنجاق خطرناکه می‌ره توی جون بچه . منم گفتم عیب نداره یه شبه . رفت درمی‌ارم تهش رفتیم مهمانی می زنم به لباس. اومدم به بچه شیر بدم . سنجاق به اون سفتی روی گیجگاه بچم رد انداخته. من میگم این بچه حین شیرخوردن هی گریه می کنه . جیگرم براش کباب شد. به شوهرم گفتم گفت دربیار حرز رو .‌حالا فردا داستان داریم . بیدار میشه و شروع می کنه چرا درآوردید‌ . هیچی هم قبول نمی کنه. گرفتاری شدما