۹ پاسخ

از شانس نینیا دوران حاملگیمون تو بدترین و سختترین دوران تموم قرنها بود اصلا خوشی ندیدم همش سهمم گریه بود منم اگه گریه نمیکردم میمردم میترکیدم

من که اینقدر بیمارستان و بعدش خونه گریه کردم که اشکی نمونده.الان هم یه ذره فکر میکنم اشکم میاد ولی به زور خودم رو کنترل میکنم.تا بچه هام نبینن

منم گریه میکنم ولی دلم برا بچم میسوزه پا میشم صورتمو میشورم تا گریه نکنم

من یروزایی میرم زیر دوش میشینم انقد گریه میکنم ک اگه یکی ببینه بی برو برگرد فک میکنه عزیزی از دست دادم دور از جون ولی انقد گریه میکنم ک سبک ششم

من خیلی سعی کردم بارداری گریه نکنم ولی تاالان 3بار خیلی عمیق گریه کردم و به هق هق افتادم.

منکه بیشتر روزام با گریه ست بس حساس شدم

منم بخاطر اتفاقات ایران خیلی گریه کردم گریه کن تو خودت بریزی بدتر میشی خودشو با تیروئید نشون میده

گریه برای بچه خوبه باعث میشه رطوبت سرش خارج شه

دیگه آدمیزاد اونم با این حجم از هورمون مگه میشه گریه نکرد .دست و صورتت و بشور گریه نکن

سوال های مرتبط

مامان نورا مامان نورا روزهای ابتدایی تولد