منم ۴روعقب انداختم دوماه ونیم بوداقدام داشتیم هم بیبی چک می زدم دستشویی بعدیم پریودمی شدم انگاربی بی چک برکت داشت
باهربارمنفی شدنش گریه می کردم چون مامانم ۵سال طول کشیدبچه داربشن منم فکر می کردم به مامانم رفتم برای همین هرماه نگران ترمی شدم اون روزم روز مادربودومن مامانم ومادرشوهرم اینارودعوت کرده بودم شام به خاطر عید کلی هم تمیزکاری دومدل غذاسالاد کارای سنگین صبح بیبی چک زدم و۵دقیقه بعددیم خطی نیوفتادبی خیال به کارای دیگم ادامه دادم داشتم حیاط روجارومی زدم که خواهرشوهرم اومدگفت پریودشدی اون ازاقداممون خبرداشت گفتم نه گفت بی بی زدی گفتم آره منفیه وباورنکرد رفت نگاه کرد اومدباصدای بلندگفت توکه حامله اصلاباورم نمی شد خیلی حس عجیب وخوبی بودیه لحظه انگارازاین بارمسئولیت پشیمون شدم ولی گفتم خداکمکم می کنه ومن توسن ۱۹ سالگی صاحب گل دخترشدم خداروهزارمرتبه شکر
ما جلوگیری سفت و سخت داشتیم یک هفته از خانواده شوهر با شوهرم بدجور دعوا کردیم تقصیر خانوادش بود به حدی که شبا از هم جدا میخوابیدیم
و من چهارشنبه رفتم حرم و از امام رضا خواستم که خودش کمک کنه و باعث زندگیم حالم خوب بشه مثل قبل بشیم
خلاصن شب بعدش که شب جمعه بود شوهرم معذرت خواهی کرد و آشتی کردیم رابطه داشتیم که شوهرم خودشو شل کرد 🤦♀️
و بعدش قرص اورژانسی خوردم ۲۰روز بعد یک هفته از پریودیم گشت و ما حتی نیم درصد هم احتمال نمیدادم حامله باشم بیبی چک زدم مثبت شد از خوشحالی و استرس گریه کردم شوهرمم که اصلا باورش نمیشد رفتم دکتر زنان اونم گفت امکان نداره بخاطر قرص اورژانسی هورمون ها بهم ریخته بیبی چک مثبت شده من کلا سردرگم شدم و فرستاد سونو که ببینه کیست چیزی نیس وقتی رفتم سونو آقای که سونوگرافی میکرد با حالت مسخره کردن خندید و گفت خانم حامله ای قلبشم تشکیل شده 😐🤣
وووای وقتی صدای قلب شو گذاشت بغض کردم اشک تو چشام جمع شد و اومدم بیرون زنگ زدم به همسرم گفتم صدای قلب شو شنیدم و اونم ملی خوشحال شد
از خدا خیلی ممنونم بابت هدیه قشنگش و همیشه وقتی میرم زیارت میگم میگم رضا حواست به هدیه ات باشه هااا
ماه اول اقدام زد و گرفت😬😆
یک هفته بعد از عقب انداختن بی بی چک انداختم سریع دو خط شد دیگه فهیمدم تو دلم نی نی دارم 😍
وای فک کردم یکی دیگ بارداری تنم لرزید ی لحظهه😂😂😂 ما تو اقدام بودیم براهمین خیلی سوپرایز نشدیم😂😂ولی سگم میومد شکممو بو میکرد😍
من چون حدود ۹سال جلوگیری داشتم سخت حامله شدم نمیدونم شایدم دلیل دیگه ای داشت ولی ۱۱ماه جلوگیری نداشتم شنیده بودم که تا یکسال عادیه که حامله نشی یه سری آزمایش هم دادم دکتر گفت هیچ مشکلی نداره سپردم به خدا گفتم خدایا منو شوهرم بچه دوم میخوایم پسرمم آبجی یا داداش خودت اگه صلاح میدونی بهمون بده بعد دیدم سه روز عقب انداختم یواشکی بی بی چک خریدم ۳بهمن بود دیدم مثبته خیلی هیجان داشتم پس فرداش تولدم بود رفتم رو یه تیکه کاغذ یه متن خیلی قشنگ نوشتم برا شوهرم و پسرم از طرف نی نی توشب تولدم بعد از اینکه شوهرم کادو بهم داد گفتم فیلم رو قطع نکن منم برا شما یه سوپرایز دارم متن و بی بی چک رو گذاشته بودم تو جعبه دادم بهشون خوندن وای هردوشون از خوشحالی تو الاچیق گریه کردنو منو بغل کردن خیلی حس خوبی بود الان نفسم ۸ماه و ۴روزشه جونمه خداروشکر میکنم بابت وجود جفت پسرام
و ازش میخوام هرکسی که بچه نداره و میخواد خدا دامنشو سبز کنه
الهی آمین
من بچه سومم بود
دومی ۱یال و۳ماه بود
بشدت درد پری داشتم کلی دارو و زعفران خوردم
بعد ۲۰روز ب درخواست دوستام تست زدم
مثبت شد دخارما بغل کردما گریه کردم
اصلا باورم نشد
چون تنبلی داشتم قبلیا زا با قرص و آمپول باردار شدم
اون ماه هم عفونت داشتم یبار رابطه داشتم اونم با جلوگیری
خلاصه رفتم سونو گفت درحال سقطی خونریزی داخلی کردی شدید
خلاصه باهمه سختی موند برام و الان کنارم خابه
خدایاااا حکمتتا شکرررر
من تو نامزدی
ولی هر روز بی بی چک میزدم چون قرار نبود عروسی بگیرم
جلوگیری هم نداشتیم
بخاطر یه دعوایی با خانواده شوهر
درگیر طلاق شدیم و داشتیم بر خلاف میل مون جدا میشدیم
یک هفته صبحا حالت تهوع داشتم و غذام زیاد شده بود و ضعف میفتادم و یه هفته بی بی چک زدم مثبت شد آخرش رفتم آزمایش و فهمیدم باردارم همون شب
یهو 25 آذر شبی که فرداش تولدم بود و همون شوهری که داشتیم هر روز کارای طلاق و میکردیم با گل و کیک اومد جلو درمون و منم بعد سلام و اینا تو اتاق بودیم آزمایش و نشون دادم بگم که در حین طلاق با هم در ارتباط بودیم سر یه عده آدم عقده ای کوتاه فکر کارمون به اونجا کشید
بعدم خونه اجاره کردیم زندگیمونو شروع کردیم
الانم دومی باردارم و خدا رو شکر فعلا زندگی خوبی دارم مث همه زن و شوهرا ما هم گاهی بحث داریم ولی خوبه که هست
چون خیلی دوسش دارم
همش میگفتیم اين پسر شد فرشته نجات ما چون خودمم به هیچ وجه دیگه نمیخواستم ادامه بدم هنوز اون ظربه رو با وجودم حس میکنم اون روز دعوا اون حرفا که بهم زدن..... ولی خدا رو شکر رادین اومد و منو باباشو نجات داد
من ماه ادوم اقدام بودم ی روز رفتم خیابون گفتم وایس دو بی بی چک بخرم هروقت عقب انداختم بزنم . اومدم خونه سه روز ب موعد پریودم بود گفتم حالا وایستا بزنم ببینم چجوری میشه هر دو رو زدم دیدم هاله انداخت😂 روز بعدش رفتم آزمایش دیدم مثبته
عزیزم🥹🥹این اتفاق برامن برای بچه سومم افتاد که دخترهستش چون پسردومم۹ ماهش بود وجلوگیری داشتم ماه بعدش پریود نشدم و تست زدم درجا مثبت شد همون لحظه قلبم هزارپاره شد از دست تنهابودن ودوتا بچه داشتن مخصوصا که بچه دومم کوچک بود ودرعین حال انگار یکی بهم گفت بخدا دختر هست.تو سرویس خشک شده بودم فقط فقط گریه میکردم اومدم بیرون زنگ زدم شوهرم راه دور سرکاربود براش تعریف کردم اونم گفت چراکه نه الهی شکر اگر تو توانشو داشته باشی منم میخام ومیدونم که صدرصد دخترهست واین شد که قلب خونه الان ۹ ماهش هست🥹🥹چراغ خونه پسرا ۵ ساله و دوسال ودوماهه دارم🥰🥰🥰
ما ۵_۶ ماه اقدام بودیم قرار بود اگه این ماهم باردار نشدم برم دکتر دارو بده بخاطر تنبلی تخمدانم. روز موعدم گفتم بذار یه بی بی چک بذارم خیالم راحت شه منفیه و نوبت دکتر بگیرم زودتر
یهو دیدم مثبت شد 😬 دوتا خط پررنگگگگگگ
دیدم چند روز از پریودیم گذاشته نمیشم خیلی ترسیدم باردار نباشم ولی متاسفانه تست زدم بعد از چند روز دیدم مثب شد 😢
اولی رو میخاستم و خدا بهم داد
تو تولد یکسالگی اولی با ۱۹ روز تاخیر هنوز منتظر پریود بودم که شانسی بیبی چک زدم و دیدم بلههههه
خداحفظش کنه برات.. من قرار بود اردیبهشت برم. Ivf فروردین گفتن پرید شدی بیا کاراتو بکنیم، هرچی منتظر موندم پریود نشدم خیلیم میحابیدم نمیدونستم ازغصه هفت تا سقطه یا چی،،، روز چهارم ک پریودم گذشت ب شوهرم گفتم برو بیبی چک بخر، خریداورد تا مثبت شد پرید داروخونه برام انوکساپارین خرید.. چقد حس خوبی بود 😭
منمم مراسم زن همسایمون بود اقد خودم میزدم از ته دل نون نمک خوردیم کلا خیلی دوسشداشتیمم بعد پریدم نشده بودم .عمه شوهرم دیدم گفت ده چته خودت میزنی اقد آروم باش گفتم بهش یهو پرید نشدم حالمم عمه هیچ خوب نیست اقد زدم تو سر صورتم دارم میمیرم گفت وای پاشو بریم تست بخر رفتیم خرید زدم مثبت شد وای چ حالی بود که تو باردار بودی اینجوری بالا پایین شدی زدی خودت دیگ ب شوهرم گفت رنگ چهلمم دیگ ندیدم😂😢😢بهترین لحظه بود برام شوهرم خو کِل کشید صداش هنوز تو سرمه
من چهار سال اقدام بود و دیگ نا امید شده بودم ک شد ....
چجووری با جلوگیری باردار شدی
من شب قبلش کراتین کردم و رفتم مهمونی
دخترخالم گفت برام تست بخر بیار توی مهمونی منم دوتا براش نخریدم اما اون گفت یکیش بیشتر نمیخاد
خلاصه منم دیدم پریودم دیر شده تست رو زدم و شوک شدم مثبت بود
اخه ماه قبلش یک بار بیشتر رابطه نداشتیم (بیست روز مادرشوهرم اومده بود خونمون )
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.