تجربه زایمان طبیعی به سزارین اورژانسی 🥲
ساعت 9ونیم کیسه ابم پاره شد و رفتم دکتر با دهانه رحم یسانت و 39هفته و 5روز تا بستری شدم شد 10ونیم و مامای همراهم اومد باهم ورزش کردیم دعا خوندیم دوش آبگرم گرفتم تا دردام شدت بگیره دردام منظم شده بود و تو 5دقیقه 2الا 3بار درد و انقباض خوبی داشتم ولی با دهانه رحم 3سانت هرچی بیشتر می‌گذشت من بالا میوردم و دردام منظم تر میشد تاجایی که ساعت شد 6ونیم صبح و من با دهانه رحم 4ونیم با دردای منظم هر 5دقیقه 3-4بار درد اومدن چک کردن دیدن انقباضام عالیه ولی ضربان قلب جنین داره افت می‌کنه و اونجا گفتن باید سزارین بشم سریع بردن اتاق عمل و من ساعت 7:10دقیقه زایمان کردم اونجا متوجه شدن بچه مدفوع کرده و مدفوع شو خورده خلاصه من و آوردن تو بخش و بچه رو صحیح و سالم آوردن پیشم خداروشکر با همه درد و عذابی ک کشیدم آخر یه فرشته کوچولو بدنیا اوردم الانم خیلی بخیهام درد می‌کنه هیچ تجربه ای از سزارین و زایمان طبیعی نداشتم ولی خودمو آماده کرده بودم برای زایمان طبیعی خیلی غیرمنتظره بود برام سزارین ولی بعد دنیا اومدن نی نی حتا دردای سزارینم یه لحظهایی از یاد آدم می‌ره اولین نگاهاش اولین زور زدنش اول لبخندش می ارزه به همه چی
من بیمارستان سوم شعبان زایمان کردم پیش دکتر هاشم زاده واقعا جراح خوبی بودن تو اتاق عمل هم یه آقایی بود برام بی حسی و زد که اصلا متوجه نشدم همش منتظر بودم که واکنش نشون بدم که گفتن بخواب مامای همراهمم که تا الان بهم زنگ میزنم و جویای احوال من و بچست تا مبادا مشکلی نداشته باشیم
#زایمان #سزارین #فرزند پروری

تصویر
۵ پاسخ

مبارکه عزیزم.بیمارستانی ک زایمان کردی دولتی بود؟
برای سزارین اورژانسی چقد هزینه دادی؟ چ بیمه ای داشتی؟

راستی اینم بگم که من عرق کاسنی برای زردی بچه نخوردم و اعتقادی هم نداشتم چون بنظرم زردی مربوط میشه به خون پدرو مادر امروز که رفتم برای چک کردن زردی همه خانومایی که اون روز باهم زایمان داشتیم بچهاشون زردی داشتن ولی خداروشکر مال من نداشت همه چیش عالی بود من ی هفته عرق رازیانه با زیره وعسل خوردم تادهانه رحمم باز بشه که نشد همه هم میگفتن بچت زردی میگیره

مبارکه عزیزم قدمش پر برکت😍شیاف بذار دردش قابل کنترله

عزیزم مبارکت باشه امیدوارم خیلی زود خوب بشی

من قبلا بیمارستان بستری بودم بخاطر شرایطم ... یکی تخت کنارم داشت طبیعی میزایید... بعد ضربان قلب بچش هعی افت پیدا میکرد... مثلا میرسید ب ۳۰ تا و ۲۰ تا و اینها... ولی اصلا نبردنش سزارین... حدودا یک ربع بعدش زایید... خودم سزارینی ام

سوال های مرتبط

مامان علی 🩵 مامان علی 🩵 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان

پارت دو

منو بردن اتاق زاییدن و بهم یه توپ دادن برای کمتر شدن دردام گفتن رو توپ بشین و کمرتو قر بده
من این کارو کردم واقعا تأثیر داشت درد و کمتر میکرد
دردهای من بیشتر شد ماما دوباره اومد و گفت باید کیسه آب تو پاره کنم
کیسه اینو پاره کرد خیلی بد بود درد داشت این لحظه
زنگ زدن ماما همراهم اومد و بهم کمک می‌کرد ورزشم میداد می‌گفت بشین پاشو این کارو همه رو انجام دادم تا به شش سانت رسیدم ساعت یک و نیم بود که برام اپیدولار بی حسی زدن
بی حسی خوب بود اما واقعا عوارض داره کمرم خیلی درد می‌کنه الان
خلاصه بی حسی زدن و دردام بهتر شد
دهانه رحمم باز و باز تر میشد انقباض های من بیشتر و صدای جیغ من بیشتر
به ده سانت رسیده بودم هر چی زور میزدم بچه نمیومد
سرش دیده میشد ولی نمیومد
ضربان قلب بچم پایین اومده بود دکتر گفت سریع اتاق عمل آماده کنید مریض آماده سزارین من خوشحال شدم
دیگه خلاصه با ملی درد کشیدن منو بردن برای سزارین


پارت بعدی تجربه سزارین........
مامان شاهان👑❤ مامان شاهان👑❤ ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت دو✨😌
دهانه رحمم به سه سانت ک رسید کیسه ابمو پاره کردن آمپول اسپاینال زدن بهم دردامو خیلی کمتر حس میکردم ساعت دوازده شب بود دکترم اومد بالا سرم من نفس تنگی گرفته بودم ضربان قلبمم خیلی رفته بود بالا به ماما گفتم من نمیتونم طبیعی زایمان کنم تروخدا سزارین کنید منو گفت باید طبیعی زاینان کنی همه میگن نمیتونم ولی زایمان میکنن بهم اکسژن وصل کرد چون ضربان قلبم بالا بود نفس تنگی هم داشتم ساعت یک دکتر اومد بالا سرم گفت این که ضربان قلب جفتشون داره نویز میندازه خطرناکه باید عمل بشه ولی ماما هی میگفت من احیاش میکنم چیزی نیس داره خوب میشه ضربان قلب جفتشون اخه ضربان قلب نی نی هم اومده بود پایین نمیدونم چرا مامای بالاسرم گیر داده بود من حتما طبیعی زایمان کنم دکتر از اتاق رفت بیرون با دوتا دکتر دیکه اومد اونا هم گفتن باید عمل بشه منو اماده کردن رفتم اتاق عمل چون من اسپاینال زده بودم اصلا آمپول بی حسی ک تو اتاق عمل زدن رو متوجه نشدم ساعت دو صبح نی نی منم بدنیا اومد
مامان جوجه کوچولو مامان جوجه کوچولو ۱ ماهگی
مامان Mersana مامان Mersana ۴ ماهگی
سلام خانما
تجربه زایمان
تا قبل از اینکه زایمان کنم در مورد زایمان طبیعی تحقیق میکردم و تلاشم بر این بود که طبیعی زایمان کنم و خب کلا با سزارین مخالف بودم تا اینکه دردام شدت گرفت البته من انقباض و درد نداشتم تقریبا ساعتای 2یا 3 شب بود حس کردم پام خیس شد و گرم رفتم سرویس بهداشتی لباس زیرم یکمی خیس شده بود تا چند ساعت صبر کردم چون درد نداشتم بعد 3 ساعت تقریبا پدی که گذاشته بودم خونی شد و خب زنگ زدم بهداشت گفت علائم زایمان هست برو بیمارستان رفتم معاینه کرد گفت 2 فینگر ولی بستری کردن قرص فشار بهم دادن ولی چندان موثر نبود بعد آمپول فشار بهم تزریق کردن کم کم دردام شروع شدند و شدت گرفتن تقریبا 13 ساعت درد طبیعی کشیدم ولی فقط 3 فینگر باز شده بودم البته ورزش هم میکردم تا شد 3 فینگر یهو دیدم پرستارم دکتر رو صدا زد گفت نوار قلب بچه خوب نیست دکترم گفت احتمالا سزارین بشه یه نوار قلب دیگه بگیر اگه خوب نبود بریم اتاق عمل ترس ورم داشت چون از سزارین میترسیدم و خب اطلاعاتی هم نداشتم در موردش چون فکر نمی‌کردم سزارین بشم خلاصه نوار قلب رو گرفت خوب نبود دیگه عجله ای بردن اتاق عمل و سزارین شدم بعد 2 ساعت کمرم شروع کرد به درد گرفتن ولی پاهام تا 5 ساعت تقریبا بی حس بودند بعدم کم کم دردام شروع شد دل درد و کمر درد و بخیه و ... خیلی سخت بود واقعا حتی الآنم درد دارم طبیعی درد شو قبل زایمان می‌کشی بعدش راحتی سزارین راحتی بعدش درد می‌کشی و خب یه شدت به مراقبت احتیاج داره اونایی که هنوز زایمان نکردید حتما در مورد دو روش طبیعی و سزارین تحقیق کنید که از هر روش زایمان کردید اطلاعات داشته باشید