۱۰ پاسخ

چرا هممون بچه هامون تو یه رنج سنی ان این سن چرااینطوریه؟دختر من ۱۰روزی میشه شاید خیلیییی لجباز شده اصلا اینطوری نبود

منم همینم گاهی وقتا انقدر حرص میخورم عثبی میشم میگم الان سکته میکنم نمیشه منم تلاش میکنم اروم باشم با مصالحت امیز رفتار کنم باهاش ولی پر تر میشه بخدا جای میرم فقط حرص میخورم بعضی بچه ها اروم حرف گوش کن یه چیز بگی میفهمه از من هیچی هم منو عثبی میکنه هم باباش بخدا خیلی دوسش دارم با یه دنیا حرص وجوش بچه دار شدم ولی دیگه عصبانیت نمیذاره که دعوا نکنم نزنمش

من امشب روانی شدم . رد سه تا انگشتم روی بازوش موند . از ساعت سه داشتم تحکل میکردم چایی ریختم پرت کرد دیگه نتونستم تحمل کنم ... خوابش میاد اما نمیخوابه ... الان خوابیده خدا بخیر کنه .

منم هرروز قسم میخورم
اما من امروز دخترم خبلییییی گریه کرد سر اینک چرا از دکتر اومدیم دستشو شستم میگفت میخوام دستم اقای دکتری شه😕
اصلا محلش ندادم انقد گریه کرد ک خودش ساکت شد
اولین بار بود موفق شدم نزدمش سر این لجبازی و رفتارش

تو قبل از مادر بودن یه انسانی که گاهی تحملت زیاده گاهی کم منم گاهی الکی الکی از کوره در میرم بعد میبینم الکی عصبانی شدم
خداروشکر تا حالا نزدم دادم نمیزنم معمولا مگر اینکه اون زیادی جیغ بزنه صدام بهش نرسه ولی تا دلت بخواد یهو با حرص بلندش میکنم و میگیرمش

منم جدیدا انقد داد میزنن گلوم درد میکنه دخترم روانیم کرده

ما تا خالا صد بار قسم خوردیم و باز شکستیم 😂😂

حتما ازش عذرخواهی کن بگو برای اینکه اینطوری شد و ناراحتت کردن معذرت میخوام
پیش میاد دیگه ولی باید نیاد

فحش میدم با حرص می خورم

سخت نگیر هممون همینیم خسته میشیم کم میاریم من روزی یکبارو که همیشه سرش داد میزنم گاهی هم ببینم کارخطرکی میکنه میزنم پشت دستش. چون تو این سن خیلی لجبازشدن اذیت میکنن

سوال های مرتبط

مامان پـسَـری❤️👶 مامان پـسَـری❤️👶 ۳ سالگی
نمیدونم درکم میکنید یا نه ولی تاحالا شده عاشق چیزی و کسی نباشید؟ من سالهاس تو این حس گیر کردم و رها نشدم حتی عاشق بچمم نیسم میمیرم براشا مثل همع مادرا نگرانشم و واسم مهمه ولی عاشق نیسم. شاید این بچه از روز اول که ب دنیا اومد تا الان ک تاپیک زدم فقط اذیتم کرده ینی یه روز نشده تو این نزدیک 3 سال ی روز صبح تا شب گریه نکنه و روزمو خراب نکنه😞شاید بخاطر همینه عاشقش نیسم همیشه دوس داشتم ی مادر اروم باشم ولی ب لطف پسرم شدم ی ادم عصبی پرخاشگر که اصلا خودمو نمیشناسم اگ ی روز ی روز فقط با پسرم شمام وقت میگذرونید مطمینم همین میشدید همیشه گله میکنم بخدا که چرا من اصلا از بچه شانس نیاوردم همیشه حسرت بچهای دیگرانو خوردم که چقد ساکت و اروم بودن واقعا حالمو از هرچی بچه و بچه داریه بهم زده هردکتری هردارویی رفتاری هرچی ک فکر کنید از لحاظ رفتارو خوراکو اسبابو بیرونش همیشه خدایی هم باباش هم من فراهم کردیم ولی این بچه بدترو بدتر وبدترشدبنظرتون امیدی هست به درست شدنش؟
مامان دوتا گل پسر مامان دوتا گل پسر ۳ سالگی
ولی بیاین یاد بگیریم اگر جایی دیدیم ی مادری سر چیزای الکی از نظر ما داره بچه شو دعوا می‌کنه چشممنو نبندیم دهنمو وا کنیم برچسب بی اعصابی بزنیم ب طرف
شاید اونقددددددر قبل اینکه ما ببینیم اون مادر رو اذیت کردن ک ظرفیتش پر شده و با کوچک ترین چیز بی ارزشی حتی بچه شو دعوا کرده
امروز بخاطر حرف ی نفر برخوردی با بچه هام کردم ک الان حالم از خودم بهم میخوره خدا نگذره از اون آدم ک باعثش شد
من اعصابم ضعیفتره ولی بچه هامم اذیت می‌کنن از بس ک هرجا رفتم گفتن فلانی چقدر پسر بزرگتر شره اذیت می‌کنه و فلان ک دیگ زیادی حساس شدم اونم ی بچه ی بی ادب و بی تربیتیه ک خدا می‌دونه همش تقصیر شوهرمه اینارو آنقدر بد کرده شوهرم خیلی بد دهنه اینام یاد گرفتن پسر بزرگم شش سالشه تا تقی ب توقی میخوره شروع می‌کنه فوش دادن همیشه ب شوهرم میگم کاش کارت جوری بود می‌رفتی هفته ای یکبار ماهی یبار میمدی ک انقدر این بچه ها بد نشن
پسر بزرگم این لج بازی و زبون نفهمی و مردم ازاریش رو متاسفانه از یکی از نزدیکان ب ارث برده
گاهی فک میکنم پسربزرگمو دوست ندارم و این وحشتناکه
برای منی ک همیشه عاشق بچه بودم خدا نگذره از شوهرم ک آنقدر روح و روان منو نابود کرد و باعث شد هر بار با ندونم کاری سر این بچه خالی کنم
الان کتاب میخونم جلسه میرم سعی دارم میکنم خودمو تغییر بدم اما طول می‌کشه بچه م تباه شد خاک تو سر من
تا تا نان نان نان نان نان پوشک پوشک پوشک شیر شیر شیر