سوال:چقدر این متن دکتر
الهی قمشه ای زیباست❤️

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند فضای منزلتان خالی از نقاشی های کودکانه خواهد شد؛ دیگر اثری از شکلک های خندان بر روی دیوارهای خانه، حک کردن اسامی بر روی پارچه ی دسته ی مبل ها و طرح های لرزان انگشتی بر روی شیشه های بخار گرفته ی پنجره های خانه،وجودنخواهد داشت.

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند دیگر اثری از هسته های میوه ها در زیر تخت ها وجود نخواهد داشت. در آن روز می توانید مدادی را بر روی میز براي يادداشت كردن پیدا کنید و شيرينی داخل یخچال باقی خواهد ماند.

روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند میتوانید برای خود غذاهای بخارپز به جای ساندویچ هات داگ یا همبرگر درست کنید.
میتوانید زیر نور شمع غذا بخورید بدون آنکه نگران دعوای فرزندانتان برای فوت کردن شمع ها باشید.
روزی هنگامی که فرزندانتان بزرگ شوند زندگیتان متفاوت خواهد شد آنها آشیانه تان را ترک خواهند کرد و خانه تان آرام ، ساکت،
خالی و تنها خواهد شد.
در آن زمان است که به جای چشم انتظاری برای فرارسیدن روزی ؛ دیروزها را مرور خواهید کرد یعنی در ان روزها
دلتنگ امروزتان خواهید شد
پس امروزتان را با
آنها عاشقانه زندگی کنید
🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷🍃🌷i

تصویر
۶ پاسخ

سلام بله بشدت زیباس و هربار میخونم کلی گریه

چقد جمله خوبی دلم گرفت

وایی چه حس غریبی گرفتم باهاش

چقد قشنگ چقد گریه کردم 🥹❤️

اونوقت دیگه نوه هامون میان 😍

👌🏻❤️🌺

سوال های مرتبط

مامان 💙امیر رضا🩵 مامان 💙امیر رضا🩵 ۳ ماهگی
مامان آیلین مامان آیلین روزهای ابتدایی تولد
روزهای زیادی باهم عاشقی کردیم

روزهای زیادی هر نفسی که کشیدم یادم اومد که تو نفسم شده ای

روزهای زیادی  در دلم آروم آروم رشد کردی و بالیدی .

اکنون روزهای کمی تا پایان راهمان مانده ،

پایانِ راهِ  نه ماهه دو نفرمان که آغاز راه دیگریست،

راهی روشن که پذیرای گامهایِ گوچکِ دورانِ کودکی ات خواهد بود .

و بسترِ گامهایِ بزرگِ آینده ات را خواهد ساخت.

روزهایی که گذشت خوب بود ، با همه سختی هایش شیرین بود
در عین عجیب و غریب بودنش.
احساس اولین روزهای مادری ،

اولین تکانهایت و خیلی اولین های دیگر هیچ گاه فراموش نخواهد شد.سر به روی شانه های مهربانی خدا گذاشته ام .
دفتر سرنوشتت را خود مهربانش نوشته

و من میدانم که بهترین را برایت و برایمان میخواهد.

به مهربانی بی حدش که فکر میکنم ارامش عمیقی وجودم را میگیرد

حتما تو هم حس میکنی این لحظه های ناب را …

حال خوش این لحظه هایم را از تو دارم و تورا از لطف بیکران خدای خوبم
شاکر اویم که تورا به من عطا کرده …
به وقت ۳۸ هفتگی🥹😍

10/4/1405
مامان 💙کوچولوی سوم💕 مامان 💙کوچولوی سوم💕 ۱ ماهگی
روزا و هفته ها گذشت اوایل سخت نبود و روزها برایم تند می گذشت بماند که یه دبه کامل ترشی رو خوردم و کم کم میلم عادی شد منی که عاشق شیرینی بودم حالم بد میشد و برایم جای تعجب داشت که طبعم در شیرینی عوض شده بود ماه ها سریع گذشت تا رسیدم به ماه هشتم که سختی هایم شروع شد از اضافه وزن و فشار روی کمرم تا دندون درد های شدید روز و شبهام که تلافی ماه های قبل رو درآورد و تا الان هم این درد های جدید که دل درد های گاه و بیگاه و بیداری های شبانه سختی را به یادم آورد که چیزی به لحظه دیدار نمونده و من الان بچه ی آخرم رو باردارم و فکر اینکه دیگه تصمیم به بارداری ندارم و این تکون های شکمم دیگه تجربه نخواهم کرد دلتنگ بشم دخترم تو تجربه ی آخر من توی بارداریم هستی و با اینکه خوبی و سختی دیدم اما حس شیرینی بود امروز که تقویم بارداری را نگاه میکردم چیزی به لحظه زایمانم نمانده حس دلتنگی پیدا کردم دوست داشتم حالت هایم را بنویسم که بدانم چطور گذشت روزها و عمرمان خیلی زود میگذره که ان شاالله آخر و عاقبتمان بخیر شود و همه عزیزان که آرزوی بارداری دارند یا باردارن به سلامتی زایمان کنند🥰🌹
مامان مهیار 🥰 مامان مهیار 🥰 ۱۵ ماهگی
🍃🍄مراقبت از پانسمان سزارین

برای مراقبت از برش زخم سزارین نکاتی وجوددارد که رعایت کردن آنها پس از زایمان سزارین لازم است. برخی از این نکات شامل موارد زیر است:⁣
🍃محل زخم را تمیز و خشک نگه دارید.⁣
🍃بیمارستان معمولاً از پانسمان ضدآب برای شما استفاده می‌کند که می‌توانید با همان پانسمان حمام کنید.⁣
🍃بعد از رفتن به خانه می‌توانید حمام کنید.⁣
🍃سعی کنید هر روز دوش بگیرید.⁣ نیازی به شستن جداگانۀ زخمتان نیست. آب و کف شامپو و صابون خودبه‌خود از روی محل زخم می‌گذرد.⁣
🍃زخمتان را بعد از حمام با باد سشوار و با رعایت کمی فاصله خشک کنید.⁣
🍃راه جریان هوا به زخم را نبندید و همواره زخم را خشک نگه ‌دارید.⁣
🍃اگر در طول حمام کردن پانسمانتان باز شد، معمولاً نیازی به پانسمان مجدد نیست.⁣
🍃کش شورتتان را روی زخم قرار ندهید.⁣
🍃برای راحتی در نگه داشتن نوار بهداشتی، می‌توانید به جای شورت از سرجی‌فیکس استفاده کنید.⁣
🍃لباس‌های نخی و گشاد بپوشید.⁣
🍃وقتی زخمتان هنوز تازه است، از شکم‌بند استفاده نکنید، زیرا زخم را مرطوب نگه می‌دارد.⁣
🍃زخم سزارین را دستکاری نکنید و بدون نظر پزشک کرم، پماد یا لوسیون به زخمتان نزنید.

بیا اینجا همه چیو درمورد بارداری بهت میگه ❤️
@danestanibardari
مامان عاطی مامان عاطی ۵ ماهگی
🌀دانستنی های نوزادی :

🚼موقع بیقراری نوزاد برایش شعر یا لالایی بخوانید و سعی کنید با حفظ خونسردی خود، نوزاد را آرام کنید.

🚼به کودک خود پستانک بدهید. گاهی اوقات مکیدن می تواند به کودک آرامش دهد.

🚼کودک خود را در آغوش بگیرید و یا تاب دهید. تاب دادن کودک در گهواره و یا بر روی دست نیز می تواند کمک کننده باشد.

🚼کودک خود را به شکم، روی زانوهایتان یا داخل وان آب گرم قرار دهید. در این حالت با نوازش یا مالیدن پشت کودک می توانید به کاهش فشار معده او کمک کنید.

🚼شکم کودک را روزی یک بار با روغن زیتون به آرامی ماساژ دهید.

🚼به مدت ۲ تا ۳ شب، قبل از خواب، بالا تنه نوزاد (شکم، قفسه سینه، سرشانه ها و تمام ناحیه پشت) را به خوبی با روغن کرچک ماساژ دهید، به نحوی که روغن، جذب پوست شود. سپس کودک را به حالتی مانند قنداق کردن کاملا ببندید و به خصوص مواظب باشید که در معرض باد و سرما قرار نگیرد.

🚼روزی ۱ تا ۲ بار زیر ناف نوزاد را با روغن کرچک به خوبی ماساژ دهید.
دوقلوها آسمانی دوقلوها آسمانی قصد بارداری
امشب باز کنار پنجره نشسته‌ام...

نه برای دیدن ماه،
برای پیدا کردن دو ستاره‌ای که دلم هنوز آن‌ها را «دخترم» و «پسرم» صدا می‌زند.

می‌دانید سخت‌ترین درد چیست؟

این‌که هیچ خاطره‌ای از صدای گریه‌تان ندارم...
هیچ عکسِ زنده‌ای از خنده‌هایتان ندارم...
هیچ شب بی‌خوابی از شیر دادنتان ندارم...

انگار تمام مادریِ من،
در چند مشت آرزوی نرسیده دفن شد.

من برایتان اسم انتخاب کرده بودم...
برای آینده‌تان رویا بافته بودم...
تصور کرده بودم روزی یکی از شما دست راست مرا می‌گیرد و دیگری دست چپم را...
اما حالا هر دو دستم خالی است.

بعضی وقت‌ها بی‌اختیار درِ اتاقی را باز می‌کنم که هیچ‌وقت اتاق شما نشد...
بعد یادم می‌آید که قرار نبود اسباب‌بازی‌هایتان روی زمین پخش شوند...
قرار نبود صدای خنده‌هایتان دیوارهای خانه را پر کند...

و همان لحظه، دلم دوباره می‌شکند...
درست مثل روز اول.

فرشته‌های کوچک من...

اگر خدا اجازه می‌داد فقط یک بار، فقط برای چند ثانیه، شما را در آغوش بگیرم...
بعد دوباره از من می‌گرفت...
باز هم راضی بودم.

چون بزرگ‌ترین حسرت زندگی من،
نداشتن شما نیست...

این است که هیچ‌وقت فرصت نکردم مادرتان بودن را زندگی کنم.

شما رفتید...
اما با رفتنتان، قلب مادرتان هم از تپش‌های شاد خالی شد.

از آن روز به بعد،
من لبخند می‌زنم...
حرف می‌زنم...
راه می‌روم...

اما حقیقت این است که
بخشی از من، همان روز همراه دو نوزاد کوچکش، برای همیشه از این دنیا رفت....