مامانا یه سوال میپرسم ببینین من حساسم یا حق دارم
شوهرم یه دختر عمو‌داره یه بچه داره و طلاق گرفته
اینا یه مدته چندین ماهه هست هروقت ما دعوتیم خونه مادر شوهرم یعنی روزای چهارشنبه ایناهم میان
دختر عموعه یا زنگ میزنه خودشو دعوت میکنه یا بعد شام میان
وقتی بچم کوچیک تر بود همین که خونه مادر شوهرم میدادمش به شوهرم بدو بدو‌میرف ازش میگرفت که بده من نگهدارم تو بشین😕
یه چند بار هم بهم برخورد
این رفتترش خیلی تکرار میشه
من ادم خیلی مذهبی نیستم و به حجاب حساس نیستم اصلا اما این همیشه یه طرفش معلومه و مو باز میگرده جلو شوهرم
هربارم فقط وقتی دست شوهرمه بچمو میگیره
خونه ماهم چند بار اومده انقد راحت پامیشه به اتاق بچم بالکن همه جا میره متنفرم از این راحت بودنش
الان هشت ماهه هر لحظه هسسست
بعد اون روز ختنه پسرم هم زنگ زده که میخوایم بیایم مادر شوهرم گفته خونوادگیه نیای بهتره عروسم راحت نیس پاشد اومددددد😶😶😶
با شوهرم دست داد😶😶😶
رفت تو اتاق خوابم😶
اتاق بچم😶
منم از خجالت مادر شوهر بیچارم در اومدم که این دیگه نیاد
اخه چه خقی داره بره اتاق خواب من؟
خواهرمو فرستادم دنبالش الکی با بچش بازی میکرد اونجا


رفلاکس
شیشه شیر
شیر
کمکی

تصویر
۴۴ پاسخ

ن حساس نیستی خیلیم حق داری تا میتونی دوری کن ازش اون ی آدم مریض ک بودن زیادش می‌تونه زندگیتو بهم بزنه وقتی با زبون میگن نیا چ دلیلی داره ب زور پا میشه میاد

بیخود می‌کنه روزایی که میریدتغییربده یعنی چی خودشیرینی دخترعموه حدخودش بدونه

حق با شما هست منم خوشم نمیاد یکی الکی خودشو بچسبونه به آدم 😑

مادرشوهرت خیلی با شعوره دمش گرم اون دختر عمو رو توی روش بگو من خوشم نمیاد ببینمت

اوف چقدر رو مخه ،به نظرم با اینجور ادما باید مثل خودشون رفتار کنی ،وقتی رفت اتاقت برو بگو عزیزم من دوست ندارم کسی تو اتاقمون بره و اومد بیرون درو قفل کن یا وقتی بچه رو خواست از شوهرت بگیره بگو حتما صلاح دونستم بغل باباش باشه الان وگرنه میاوردم به شما میدادمش

نزار بیاد خونه ات

ن واقعا حق داری چقدپرو روح بهش نده ب شوهرت بگو باهاش سرد رفتارکن

مشکوک میزنه حواست باشه ها خیییییییییییییییییئیییییئیئییلی

چقدددد پروئه حرصم گرفته

نه عزیزم حساس نیستی حق‌داری بدرک که ناراحت بشه خیلی رک جوابشو بده بگو دوست ندارم بری تواتاقم عزیزم شخصیه بچه رو خواست بگیره از شوهرت بگو من دادم باباش نگه داره عزیزم وگرنه خودم میتونم از پس بچم بربیام

کاملا حق داری
تا میتونی بهش محل نده حتی شده مستقیم بهش بگو
به همسرت هم بگو زیاد بهش رو نده

نه واقعا حق داری بع مادرشوهرت بگو نمیخام وقتی اینجاست من باشم به شوهرتم گوش زد بده خود طرفو ادم حساب نکن

در ضمن خونت رو یه پاکسازی انجام بده یه مریم گلی دود بده
.نمک بریز رو دستمال کاغذی چهار گوشه خونت , چند روز بعد بدون اینکه دستت بخوره بریز فاضلاب بره

تا ابد حق داری

بنظرمنم حق داری این حساس بودن نیست
من اگ بودم و بچمو از دست شوهرم میگرفت میرفتم بچمو ازش میگرفتم و‌میرفتم تو اتاقی جایی

حس ششم ما زنا خیلی قویه وقتی حست بهت میگه یک جای کار میلنگه حتما درسته ازش دوری کن خونه مادر شوهرت روز های مشخص نرو که نیاد

نه جونم خوب کردی هم به شوهرت رسوندی هم مادشوهرت 👍
حالا که اینجور بی ادبه جدی تر برخورد کن باهاش،😑
همتون باهاش سرد برخورد کنین شااید به خودش اومد
. وقتی میاد بگو داریم میریم جایی

این یه کاری میخواد بکنه ک هی میره توی اتاق و...
حواستو جمع کن کلا محلش نزار رک حرفتو بزن بزار بدش بیاد بهتر

همیشه حس ششم ادم درست میگه اگه حست بهش خوب نیست به حست اعتماد کن و دورش کن از خانوادت

منم مث شما مشکل مشابه داشتم با دختر دایی همسرم فقط فرقش اینجاست که فقط من آسی نیودم از رفتاراش جاری هامم بدشون میومد ازش و نسبت به اوناهم رفتار مناسبی نداشت
خیلی سعی کردم با ملایمت دورش کنم اما نشد آخر سر همین سیزده بدر امسال یه بحث گنده راه انداختیم سر رفتار بد و بی ادبیش که کلا خانواده ها درگیرش شدن و بلاخره موفق شدیم قطع ارتباط کنیم باهاش
بقول جاری بزرگم باشیمیزدان اولدیلار😂
حالا شماهم اگه با زبون خوش فاصله نگرف یه دعوای مفصل راه بنداز باهاش و دورش کن از خودت و خانوادت

وای حق داری
دقیقا این مشکلو یکی از دوستام داشت دختر عمو شوهرش یک سال میومد خونش بعد با شوهرش رابطه داشت

حق با توعه کاملا،ولی اینکه به مادرشوهرت میپری اشتباهه مخصوصا اینکه طرف توعه،مستقیم به خودش بگو‌،مگه رودروایسی داری؟؟نگفتی تاحالا بهش؟

خیلی هم حق با توعه . بنظرم نزار اینجوری ادامه پیدا کنه گلیمشو از اب بکش بیرون

میخواد خودشو بندازه به نظرم وقتی اون انقد پرو هست توام با پررویی تمام ازش استقبال کن و بگو اصلا دوس نداری ببینیش

الکی الکی نمیتونه اینجوری بچسبه حتماً چراغ سبزی براش چشمک زده

وااا دلیلی نداره دخترعمو شوهر اینقدر تو زندگی ادم باشه

والا خواهر حق داااری

چرا همش سر بچت کلاه میکنی

به نظرم به همسرت بگو و با هم متفق القول باهاش قطع رابطه کنید. با سیاست به شوهرت یه جوری بگو که دقیقا متوجه اینکه حضور اون موجب اختلال تو زندگی شماست بشه. مثلا بگو حس میکنم چون خودش طلاق گرفته، بی میل نیست که بین بقیه زن و شوهرها هم جدایی بیفته و از اینجور چیزها

یعنی اونجا کخ میره اتاق خوابتون من بودم به ردش میاوردم یا درو میبستم که تکرار نکنه،. به نطرم خیلی بو داره کارش

کاملاااا حق داری🤌🏻

قاطع برخورد کن باهاش و بگو دوست ندارم باهات رفت امدی داشته باشیم
این چیزا شوخی بردار نیست
تو اتاق خوابتم رفته ک دعا بذاره احتمالا حس من اینو میگه

چقدر بعضیا رو مغز آدم راه میرن،بگو آخه افریته به تو چه که بچه رو میگیری که شوهر من استراحت کنه پدرشه باید بچه رو نگه داره به استراحتم نیاز نداره

اعصابم خورد مشد

حق داری عزیزم دختر خاله شوهرمم‌ اینجوریه من خیلی ناراحت میشم نمیدونم چیکار کنم ولی حتما تذکر بده دست کم نگیر

من بودم همون اول هم اون دختر عمو رو پاره میکردم هم شوهرمو تو خیلی صبوری که ۸ ماه صبر کردی

خیلی هواستو جمع کن از این آدما دوری کن اصلا نزار بیاد تو جمع خانوادگیت نمیدونم چرا منم حس خوب نگرفتم انگار سروسری دارن باهم🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

خیلی حق داری عزیزم
من نمیدونم چطوری این هشت ماه و تحمل کردی
تا میتونی از خودت و شوهرت دورش کن
به شوهرتم تذکر بده

حق با شماست عزیزم

حق داری عزیزم واضح تو روش بگو نبینمت دیگه دور و بر زندگیم
دیدی جمع نمیکنه خودشو زنگ بزن پدرش

حالا شوهرتو دعا خور نکنه یا تو خونتون دعا نزاره

ببخشید حس میکنم خودش میخواد بچسبونه به شوهرت به شوهرت بگو از این رفتاراش خوشت نمیاد دوبار وقتی اون میاد بلند شی همونجا بری مادرشوهرت و شوهرت میفهمنن که نباید بیاد اصلا هم نزار بیاد خونتون بگو بهش تند دوست ندارم بری تو اتاق خواب بچه بعدم اصلا راهش نده

ادم اینجور موقع ها انگار لال میشه نمیتونه حرف بزنه همش رو در وایسی میکنه
وگرنه میگفتی ببخشید دعوت داشتی اومدی؟؟

وقتی میاد در اتاقاتو قفل کن بگو حریم شخصیه کسی نباید بره

سوال های مرتبط

مامان نی نی ها 🧑‍🍼 مامان نی نی ها 🧑‍🍼 ۱۴ ماهگی
سلام مامانیا نظر بدین لطفاً
من به خاطر شرایط بارداریم و بچم ک اذیتم همسرم گفت پرستار بگیریم و مادرم و مادر شوهرم نزاشتن گفتن ی هفته یه هفته تقسیم خونه امون بمونین
بعد الان خونه مامانم اینا به بچم میرسن غذا میدن پی پی و پوشک و همه چیز تمیز میکنن براش و خودم هم انجام میدم اما بیشتر استراحتم
الان ک اومدیم خونه مادر شوهرم یک هفته میشه تقریبا خرج رو که باید خودمون بخریم یا برادر شوهرم که اونم از همسرم حقوقش رو میگیره مثلاً اون روز شش کیلو گوشت قرمز دیروز یه میل مرغ خریدیم تازه منت هم سرم هست
مادر شوهرم نه بچه ارو نگه میداره نه غذا براش می پزه نه شیر میده بهش روشوییشون هم خرابه زورش میاد اب بریزه رو دستم بچه ارو بشورم
فقط ادا اطوار الکی جلو همسرم میاد تو اتاقشون زندگی میکنیم این یک هفته تازه ی غذایی براش درست میکنم دخالت گ این سفته نپخته امرور فشارم پایین بود بچم از گرسنگی گریه میکرد گفت خوابش میاد هیچی بهش نداد خودم سیرش کردم و خوابوندم به نظرتون من چیکار کنم واقعا ؟؟؟🥲🥲