۱۴ پاسخ

عزیزم تو نمیدونی ک به چه طریقی میخوابونتش؟یه وقت اذیتش نکنه

بنظرم راجب بچه خواهرشوهرت برخورد جدی کن
این فردا حرف بد و اینا هم یاد بچت میده
راجب اون دوتا بچم بنظرم فقط یه شبه بزار بازی کنن عزیزم

احساس میکنم از ترس اینکه کسی از دستت ناراحت نشه خودتو سانسور میکنی ، ولی باور کن میتونی قاطع و مهربون بدون ناراحتی حرف دلتو بزنی

آدم دغدغه بعضی مامانا رو میبینه واقعا تعجب میکنه😕خب بنده خدا کمکت میکنه،من از خدا یکی بچمو بگیره بخوابونه

درود
اگه فقط نیت ش کمک کردن هست بده بخوابونه یکی دو بار چیزی نمیشه البته با نظارت خودت …زیاد تنهاشون نزار
اسباب بازی هم ببر بچه ها باهم چالش دارند بزار بازی کنند (اگه اسباب بازی یه شکل دارند با هم هماهنگ ببرید .من باخواهرم هماهنگ میکنم اسباب بازی یجور میبریم گرچه بچه ها باهم چالش دارند😉)

ای بالا من از خدامه یکی بچمو‌ بغلش‌ بگیر یا بخوابونه‌ من راحت بشینم. خب دختر ۱۵ ساله که کوچیک نیست بذار بخوابونتش‌ مگه چه ایرادی داره زیاد سخت نگیر

واای نگو که روان داغونه اسباب بازی نبر ولش کن یه شب بازی نکنه چیزی نمیشه میخان حرص بچه رو دربیارن حالیشونم نیست

من که از خدامه کمک کنن سه تا بچه دارم کسی نیست فکر کنم حساس شدی منم بچه خواهرشوهرم ۱۶ سالشه هر وقت بیاد بغل میکنه بازی میکنه میخوابونه ولی زیاد نمیاد درکل

یکی دوبار ک رید بده بهش بگو ببر بشور خودم میتونم ببرم بخوابونمش

پس چرا من از خدامه تو مهمونیا یکی بگه بده من کوروش رو ببرم بخوابونم🤕😂

من خود خواهرشوهر اینجوری گریه میکنه از بغلم میکشه میگه بده من ساکنش کنم میگه اسن بچه منه انقدر ناراحت میشم نمیدم دیگه

تو مامانشی بچه رو نده دستش.بگو خودم بهتر بلدم بچمو نگه دارم.اسباب بازی هم نبر براش بالاخره یه چیزی پیدا میشه بچه باهاش سرگرم بشه.من معمولا جایی میریم یه کاسه بشقابی چیزی میزارم جلوش البته استیل یا ملامین با همونا سرگرم میشه

مگه در ماه چندبار دخترخواهرشوهرتو میبینی؟

خیلی قاطع و مهربون بگو عزیزم مرسی از محبتت ولی من خودم میخوابونمش، به بچه‌ها هم بگو ممنون میشم با اسباب بازیای خودتون کنین 😆

سوال های مرتبط

مامان برسا مامان برسا ۱۰ ماهگی
مامانا یه سوال میپرسم ببینین من حساسم یا حق دارم
شوهرم یه دختر عمو‌داره یه بچه داره و طلاق گرفته
اینا یه مدته چندین ماهه هست هروقت ما دعوتیم خونه مادر شوهرم یعنی روزای چهارشنبه ایناهم میان
دختر عموعه یا زنگ میزنه خودشو دعوت میکنه یا بعد شام میان
وقتی بچم کوچیک تر بود همین که خونه مادر شوهرم میدادمش به شوهرم بدو بدو‌میرف ازش میگرفت که بده من نگهدارم تو بشین😕
یه چند بار هم بهم برخورد
این رفتترش خیلی تکرار میشه
من ادم خیلی مذهبی نیستم و به حجاب حساس نیستم اصلا اما این همیشه یه طرفش معلومه و مو باز میگرده جلو شوهرم
هربارم فقط وقتی دست شوهرمه بچمو میگیره
خونه ماهم چند بار اومده انقد راحت پامیشه به اتاق بچم بالکن همه جا میره متنفرم از این راحت بودنش
الان هشت ماهه هر لحظه هسسست
بعد اون روز ختنه پسرم هم زنگ زده که میخوایم بیایم مادر شوهرم گفته خونوادگیه نیای بهتره عروسم راحت نیس پاشد اومددددد😶😶😶
با شوهرم دست داد😶😶😶
رفت تو اتاق خوابم😶
اتاق بچم😶
منم از خجالت مادر شوهر بیچارم در اومدم که این دیگه نیاد
اخه چه خقی داره بره اتاق خواب من؟
خواهرمو فرستادم دنبالش الکی با بچش بازی میکرد اونجا


رفلاکس
شیشه شیر
شیر
کمکی