۱۵ پاسخ

اره منم میدونم نباید اون لحظه عصبی شم ولی دست خودم نیست و میشم

همه به این درد مبتلا هستیم 😑😑

من ده روز مونده دو روزی ب شدت عصبی ام باز خوب میشم یک دو روز قبل پریود


واقعا هیولا و ترسناک میشم

منم همینم انقد عصبی میشم از پریود شدن متنفرم فقط بخاطر همین
پریودم نشیم یه داستان دیگه

من مثل مامان قلب خونم 😂😂هرررچی خواهرشو کرده میاد جلو چشم بعد باعث‌وبانیشو شوهرم میدونم که چرا نرفت فلان چیزو نگفت چرا دهنشو نمیبست مثلا از اون موقع ۴سال گذشته ولی هم چنان وقتی پریود میشم یجوری عصبی میشم انگار دیروز بود

منم همینم تازه شاید بدتر..دعوا میکنم باهمه آخرشم گریه حتی با پسرمم دعوا دارم و گاهی میزنم دست خودمم نیست و جالب اینه قبل زایمان اینطوری نبودم اصلا بعضیا میگفتن قبل پریود اینطوری ام من میگفتم یعنی چی چرا من نیستم بعد زایمان اینطوری شدم و الان یکساله که بیشتر شده🤕🫠

عزیزم حتما کپسول گل مغربی بگیر به مدت یکماه روزی دوتا بخور ،این حالتهات میره و دیگه اذیت نمیشی،خوش اخلاقتر میشی،این قرص برای سندرم قبل از قاعدگیه واین حالتهارو ازبین میبره،دیدی تاثیر مثبتی روت گذاشت میتونی هرماه ده روز قبلاز پریود روزی یکی بخور

منم همینم چن روزه سگم😐😐😐

پی‌ام اس طبیعیه دیگه همه همینن عزیزم

بله منم همینم

وای منم همینم خیلی دعوام میشه

دقیقا ممم همینم خیلی سر بچه ها داد میزنم باهمسرم بحثم میشه هرماه تا مرز طلاق میرم متاسفانه

منم همینم

منم اونطوریم انقدم گریه میکنم

منم همینم حتی بدیای چندسال پیش شوهریامادرشوهرم یادم میادمیشینم حرص میخورم باشوهرم بحث میکنم
ای کاش یه راه حلی داشت

سوال های مرتبط

مامان فاطمه مصطفی مامان فاطمه مصطفی ۲ سالگی
مامانا پسرم خیلی گریه می‌کنه سر هرچیز کوچیکی درحال عر زدنه وقتی هم عصبی بشه می‌ره در یخچال در یا در کابینت ها میکوبه هزار بار گفتم نکن مامان خراب میشه ولی انگار ب در دیوار میگم آدم تحملش تموم میشه واقعا ۳ سال دخترم اینجوری بود الان ی ذره دخترم بهتر شده پسرم داره هر روز بدتر میشه دخترمم گاهی ازین کارا می‌کنه درحال گریس
واقعا دیگ از بچه متنفر شدم چیه آخه بیاد تو زندگی اعصاب برینه اینقدر آدم عصبی شدم مثل قبل صبر تحمل ندارمم می‌دونم بچس ولی دیگ تحملشون ندارم واقعا دارم زده میشم ازشون وقتی ۳ سال دخترت هر روز همینجوری باشه تا میگی وای بهتر شده اون یکی شروع بشه دیگ آدم نمیتونه صداش کنترل کنه
گاهی با همسرم بحثم میشه چون اون عمل مغز داشته زیاد نمیتونه خودش. کنترل کنه بیشتر بیروناست منم اعصابم خورد میشه میگم بشین پیش بچه هات عشق بچه داشتی بیا اینم بچه اونم میگه من تحمل ندارم دیگ بدتر کفری میشم توروخدا ی راه حلی بدید دیگ تحمل نمیتونم بکنم دلم میخواد بدم باباش برم ی جای دور از همچی دور باشم 🤦