۳ پاسخ

یه جورایی همون که نگاه می کنن ببین چند سانتی یکم هم دهانه رخم و فشار میدن که دردا شروع بشه

برا کسی که هفته های اخر باشه برا اینکه دهانه رحمش باز شه انجام می‌دن
مثل معاینه عادی هست فقط با انگشت به دهانه رحم میزنه تا تحریک بشه و باز بشه
برا من سه و نه هفته کامل بودم انجام داد سه روز بعد زایمان کردم

ولی منم شبیه تو ۳۷ هفته کیسه ابم ترکید بچه اومد نه معاینه تحریکی فهمیدم نه معاینه لگن شب ساعت ۱ بود ماما همراه کسی قبول نمیکرد بیاد دکتر جا دیگه بود نیومد رفتم بیمارستان خوب زایمان در اب داشته باشم اونجا گفتم زایمان در اب میخوام گفتن شبه فردا بهت میدیم هیچی دیگه من ۶ بچم به دنیا اومد هیچی هم ندیدیم😂😂😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۱۲ ماهگی
پارت ۱
سلام مامانای منتظر نینی🥹❤️
من اومدم تجربه زایمانمو بزارم ...به امید اینکه کمکی کنه تا استرس و نگرانی هاتون کمتر بشه ..😬🫡
.............
خب از اول اوش بخوام بگم....
اولین معاینه تحریکی رو ۳۸ هفته و ۱ روز انجام دادم روز سه شنبه هفته پیش انجام دادم....
اولش خودم ۱ و نیم بودم که با معاینه رسیدم به ۲ سانت
معاینه تحریکی بعدی روز یکشنبه همین هفته بود که خودم ۲ سانت بودم و یا معاینه شدم ۲ و نیم ۳ سانت ....
من کلا مدلم جوری یود که درد هارو کامل حس میکردم و تشخیص درد زایمان برام سخت بود...
بعد معاینه اول ۱ روز درد داشتم کمر درد و درد زیر شکم داشتم که می‌گرفت و ول می‌کرد و قابل تحمل بود
بعد معاینه دوم درد هام شدید تر بود و کمر دردش خیلیی بیشتر به چشم می‌اومد و درد اون زیاد بود برام....
خب یکشنبه بعد معاینه تحریکی ....من ۱ ساعت کلاس ورزش داشتم که ورزش کردم ...بعدش رفتم یکم‌پیاده روی و بعدش رفتم خونه و استراحت کردم فقط، چون درد داشتم....درد هام تقریبا هر ۱۰ دقیقه اینا بود ...
مامان تپلی مامان تپلی ۴ ماهگی
اومدم بعد چند روز تجربه زایمانمو بگم براتون

۳۷ هفته رفتم درمانگاه زنان دکتر گفت بزار معاینات کنم ببینم لگنت چحوریه برای زایمان معاینه که کرد گفت دو سانت دهانه رحمت بازه معاینه تحریکی انجام میدم برات که زودتر باز کنی شاید تو همین هفته زایمان کردی معاینه تحریکی انجام داد گفت بعدش ترشح های خونی اگر دیدی اصلا نگران نباش طبیعیه از بعد معاینه درد داشتم این درد چند روز با من بود همچنان ترشح های خونی هم داشتم تا اینکه یه روز قبل زایمانم دیدم دخترم چشمش باد کرده انگار میخواد عفونت کنه زنگ زدم همسرم گفتم من دلا رو میبرم دکتر صبح زود پاشدم براش وقت گرفتم رفتم و اونجا که رفتم دیدم دکتری که من میخواستم نیستش پیاده بردمش تا بیمارستان پیش دکتری که میشناختم دوباره پیاده برگشتم تا جایی که بتونم تاکسی سوار شم از قصد پیاده روی میکردم تا دهانه رحمم بیشتر باز شه وقتی برگشتم دخترم گفت بریم پارک من بازی کنم الهی بگردم بردمش اما تا یه سر خورد از سرسره گفتم بریم چون داشت دردم می‌گرفت ترسیدم تو پارک کیسه آبم پاره شه یا دردم بگیره
مامان رادمهر&رایان مامان رادمهر&رایان ۱ ماهگی
پارت اول زایمان طبیعی
این بگم من زایمان دومم از اولی خیلی سخت تر بود با اینکه وزن پسرم خیلی کمتر اولی بود اما چون زایمان اولم دردها خودش شروع شده بودن خیلی کمتر اذیت شدم
من ۳۹ هفته رو تموم کرده بودم ولی دردهام شروع نشده بود برای همین رفتم دکتر معاینه تحریکی کرد گفت دوسانتی لگن هم خیلی خوبه بعد گفت خیلی دلت میخاد زودتر زایمان کنی گفتم آره دکتر. گفت بیا امروز با من بریم بیمارستان نامه هم بهم داد گفتم خانم دکتر من چون پسر اولمم یک مرداد به دنیا اومده خیلی دلم میخاد دومی هم همین امروز بیاد گفت خب پس برو آماده شو بیا بعداز ظهر بیمارستان می‌بینمت منم اومدم خونه ناهار خوردم وسایل هام جمع کردم راهی بیمارستان شدیم وقتی رفتم بیمارستان ساعت چهار عصر بود سریع منو بستری کردن چون صبح هم معاینه تحریکی شده بودم خونریزی داشتم دهانه رحمم به سه سانت رسیده بود یه قرص زیر زبونی دادن گفتن راه برو منم همینطوری راه میرفتم و پیاده روی میکردم حدودا یک ساعت ونیم دوساعت شده بود که اصلا درد نداشتم ماما می اومد میگفت درد نداری میگفتم نه گفت معلوم قرص رو تو اثر نمیکنه گفتم جون خودت یه کاری بکن سریع بیفتم رو فاز فعال دیگه تو سرم آمپول فشار زدن کم کم دردهایم یکمی شروع شد ولی نه زیاد تا اینکه خود دکترم اومد بعد دکتر معاینه تحریکی کرد به ماما هم گفت سرم فشار زیادتر کن اونا هم کردن مدام دکتر معاینه تحریکی میکرد دستش میچرخوند خیلی بد بود دردش زیاد بود دیگه ذردهام شدید شد تحمل نداشتم ولی دکترم میگفت اگر میخای امروز بچت به دنیا بیاد باید تحمل کنی