سلام مامانا یه مشورت ازتون میخوام
.
بابای من خیلی هامین رو دوست داره عاشقشه . هامینم بابامو دوس داره از بغلش پایین نمیاد اصلا .من و مخصوصا همسرم روی بچه خیلی حساسیم . ولی بابام یه کارایی مسکنه که خیلی اذیتم میکنه .مثلا اون روز در حال رانندگی بچه رو گرفته بغلش هرچقدر ک گفتیم خطرناکه بده گوش نکرد ، بعد یه ربع اینا بچه تو بغلش خوابش برد گردنش افتاده بود پایین . بازم هی من و مامانم و همسرم گفتیم بابا بچه رو بده بغل ما گناه داره اذیت میشه نداد ک نداد گفت نه نمیدم پسر خودمه :| یا مثلا میخواست تو لیوان بهش اب بده هامین بلد نیست تو لیوان بخوره گفتم عه بابا میپره گلوش تو شیشه باید بدیم اصلا گوش نکرد. یا مثلا یه چیزی رو میگم نده بهش ضرر داره ، میده و خیلی از این دسته کارا... انگار لج میکنه یا میخواد حرف خودش باشه حتی به قیمت اذیت شدن بچه .. همسرمم خیلی از این رفتاراش ناراحت میشه و میگه بابات چرا اینطوری میکنه. چن باریم گفتم بهش نکن دعوامون شده و قهر کرده ...
الان واقعا نمیدونم باید چیکار کنم و چه رفتاری نشون بدم واقعا کلافه شدم . شما میگید چه کنم ؟
.
.
پوشک شیر خشک غذای کمکی نوزاد قطره مولتی .

۸ پاسخ

منم دقیقا همینجوریه رابطه بابام و پسرم وخیلی خوبه اصلا هم حساسیت نشون نمیدم پدرمم همه چی ب پسرم میده اونم همه چی میخوره من ک میگم خوبه اتفاقا

پدرشوهر منم از این کارا میکنه مثلا غذای دخترمو نمک میزنه من یبار واکنش نشون دادم لج کرد الان سعی میکنم اصلاااا واکنش نشون ندم

تو لیوان آب خوردن ک بد نیست باید یاد بگیره
من ب پسرم ۷ ماهگی تو لیوان آب میدادم از ده ماهگی هم خودش لیوان بر میداره آب میخوره
کلا خیلی حساس نباش
درسته تو رانندگی حق با شما هست خطر داره
ولی وقتی هی بگید نکن نکن بدتره کمی خون سرد تر باش

کمتر برید پیششون و اگر دلیلشو پرسید بگید مجبور شدیم چون شما کار خودتو میکنی

فک میکردم فقط بابای من اینجوریه
البته بابای من با صدای یلند باری میکنه و خیلی محکم بوسش میکنه

دختر منم همینطور همش پیش بابام همه چیزم بهش میده اونم ک از خدا خواسته 😂 ولی من حساسیت آنچنانی نشون نمیدم اگه شربت میخواد بده یا چای یا شیرینی مثلا میگم کم بده‌‌... چون دلش می‌شکنه زود چیزی نمی‌گم از دوست داشتن زیاده

سخت نگیر از دوست داشتن زیاده بچه هم چیزیش نمیشه ،دقیقا بابای من بچه رو بقل موقع رانندگی، با لیوان آب میده و نوشابه حتی😅اینا از علاقه زیاد بچه هم چیزیش نمیشه سخت نگیر

به نظرم به مامانت بگو باهاش صحبت کنه اگه تاثیر نداشت خودت تنهایی جدی و البته در آرامش و با مهربونی صحبت کن

سوال های مرتبط

مامان هستی👶🏻🩷 مامان هستی👶🏻🩷 ۱ سالگی
مامان نی نی مامان نی نی ۱۷ ماهگی
مامان حلما خانم مامان حلما خانم ۱۱ ماهگی
فرزند پروری دندونی شیر خشک شیر مادر پوشک
شوهرم کلا اولویتش تو زندگی خودشه هر چیزی که خودش دوست داشته باشه همونه
چه تو رابطه جنسی چه تو زندگی روزمره هیچ اهمیتی به خواسته های من نمیده مثلا میگم هر میوه یا خوراکی یا هر جیزی که خودش دوست داشته باشه همونو میگیره
هر نوع لباسی که اون دوست داره رو من باید بپوشم وگرنه اعصاب منو خورد میکنه
نمیدونم متوجه میشین چی میگم یا نه ولی کلا فقط به خودش اهمیت می‌ده انگاری من مثل همسایه میمونم براش
خیلی وقتا احساس میکنم بود و نبودم هیچ فرقی براش نمیکنه
یه چیزی بگم شاید خنده دار باشه من پیتزا خیلی دوست دارم سالی یه بار با خواهش و تمنا برام میگیره ولی مثلا یه غذای بیرونی خودش دوست داشته باشه اون و تند تند میگیره
اجازه ندارم مثلا خودم یه چیزی سفارش بدم و برم از دم در بگیرمش
امشب گفتم میشه یه پیتزا برام بگیری خیلی هوس کردم نگرفت گفت گرونه مضر ولش کن اورد خودش شام خورد سفره رو جمع کرد برد منم شام نخوردم
من شده نیستم بچه هم نیستم پیتزا رو مثال زدم که بدونین منظورم چیه
نمیدونم با این زندگی چیکار کنم😔
مامان 🍒عطرا🍒 مامان 🍒عطرا🍒 ۱ سالگی
سلام خانما من چندروزه با شوهرم سر مسئله ای مشکل دارم و خواستم ببینم بقیه هم این مشکلات رو دارن یا فقط شوهر منه گیر بیخود میده!!
شوهر من روی بهداشت بچه و ...حساس نیست
مثلا غذایی که بچه داره میخوره یدفعه بریزه روی زمین همونو برمیداره مجدد میخواد بده بچه
یا مثلا پستونکش افتاده باشه روی زمین همونو میخواد بده بچه
مثلا بعضی وقتا میبینم دور از چشم من شیری که ته شیشه مونده و مثلا ۲،۳ ساعت ازش گذشته داره بهش میده و من چندین بار بهش تذکر دادم نده مریض میشه!

حالا قضیه از این قراره که چند شبه شوهرم از من ناراحت میشه که تو چرا فکرمیکنی خودت علامه دهری و همه چی بلدی و من نباید هیچ کاری با بچه داشته باشم!؟ میگم من نگفتم کاری به بچه نداشته باش من میگم بهداشت بچه رو رعایت کن یا
پریشب و دیشب دعوامون شده امشب هم مجدد دعوامون شده! میگه تو احترام به من نمیذاری میگم مگه چی گفتم میگه تو میخوای حرف حرف خودت باشه اصلا برو تنها بزرگش کن!!!!
پیش خودم میگم والا تا الانم تنهایی بزرگش کردم! دوماه اولی که بدنیا اومد یک شب هم پیش من و‌بچه نخوابید که خوابش به هم نریزه! وقتایی که بچه واکسن داشت اصلا نفهمید این بچه چجور بود و‌نبود! نه ماهه بدنیا اومده یک شب هم نگفته تو بخواب من بجات بیدار میشم حتی ایام تعطیلی!!
یه بار هم بچه رو عوض نکرده یا مثلا دوساعت باهاش بازی کنه من استراحت کنم
ساعت۶ونیم از سرکار میاد تا۸شب میشینه پای بازی کامپیوتری بعدم پای فیلم و‌گوشی ساعت۱۰ونیم۱۱ هم میخوابه! علنا هیچ کاری با بچه نداره!! بعدم که من میگم مثلا پستونک کثیف نده بهش برمیخوره!! حقیقتا امشب دیکه اینقدر کفری شدم ازش جای خوابم رو جدا کردم با بچه اومدیم تو پذیرایی
نگید برگردم سرجام واقعا از چشمم افتاده