۴ پاسخ

سلام عزیزم
انشالله که چیزی نیست، احتمال زیاد دونه چربی هست، منم تاحالا چند بار تو بدنم زده و بعد خودش از بین رفته
همیشه به اتفاقات خوب فکرکنید تا خیرو نوبی به سمتتون بیاد، بهچیزهای بیخود و الکی فمرنکنید اینا باعث میشه انرژیمنفی رو جذبکنید

اصلا نگران نباش ان شاءلله خیره

ببین اینا ی سری غددلنفاوی چیز بدی نیست پسرمنم داره از وقتی بدنیا اومده داره گریه ک میکنه معلوم میشه
ی سریا وقتی مریض میشن مثه سرماخوردگی هم ورم میکنن کم کم درست میشه. نترس

عزیزم بیخودی نگرانی واسترس داری چیزی نیس زیاد پیگیر هرچیزی نباش اگه دخترتون سرحاله و مریض نیس مطمئن باش چیزی نیس

سوال های مرتبط

مامان فاطمه زهرا مامان فاطمه زهرا ۴ سالگی
سلام مامانا خوبین

چرا واقعا مردم خیلی وارد جزئیات خانوادگی میشن من باردارم چنتا بچه‌ام ۹ ماه ۶ ماه همش از دست دادم تا خدا با هزار نذر نیاز خدا دخترم بهم هدیه داد ۹ ماه خوابیدن سر کلاژ آمپول انکسا امول پروژسترون ن شب خواب داشتم ن روز همش استرس ک موقع سزارین شدم صدای گریه دخترم شنیدم انگار دنیارو ب من دادن

من ک بفکر بچه نبودم اصلا میگفتم خدا هر وقت داد شکرش نداد تن دخترم سالم باشه تا چن وقت پیش با حالت تهوع ب خواهرم گفتم نمیدونم ویروس چیه همش تهوع دارم شوهرم گفت بیا ببرمت دکتر گفتم ن نمیام یهو ب خودم آمدم پریود نشدم گفتم بیبی چک بیار زدم وقتی دوتا خط آمد خیلی خوشحال شدم ب خواهرم گفتم بیبی رو ببین گفت مبارکه

تازگیا از آشنا هامون متوجه شدن ک باردارم هی میپرسن
وای حدیث باز استراحت مطلق شه باز آمپول میزنه چرا این اینجوره این از زبون خالم شنیدم بخدا نمیدونم درک شعور ندارن یا خودشون آنجور نبودن نمیفهمن چ میکشه یجوری خالم حرف می‌زد انگار عروس های خودش از زرنگی خودشونه باهاشون بی دردسر دنیا میان انگار قبول ندارن من بچه داشته باشم زن دایی شوهرمه همینجور وقتی رد میشه اصلا نگاه نمیکنه نمیدونم ولا چ هیزم تری فروختم بهشون کلا چشم ندارن منو ببینن

بخدا هر ک تاپیک من دید برام دعا کنین بچم سالم دنیا بیاد خیلی دلم شکوندن با حرفاشون
مامان کارن مامان کارن ۴ سالگی
#پوشک #فرزندپروری #دارو #رفلاکس #کولیک
یعنی صبح تا شب ک بچه پای منه چ مریض باشم چ پریود..مردها هم ک نمیفهمن بچه هاشون چجوری بزرگ میشن دو قورت نیم شونم باقیه.. یعنی امروز خواب بودم تو دو ساعت ۴ بار بیدار شدم پسرم ببخشید( مدفوع کرده بود شستمش) با اینکه دیروز زیر سرم بودم دیشبم ۴ صبح خوابیدم،آخرم پسرم با اینکه ۴ سالشه اومد رو فرش خونه مدفوع کرد با پاهاش تا تو اتاقخواب برده بود،لگن آوردم همه رو شستم شوهرم فقط نشست بالاسرم نگاه کرد. حالا آقا گوشی دست گرفته راحت داره تو اکسپلور میچرخه، پسرمم لگوهاشو آورد بازی کنه بهش گفتم جمع کنه هی تر تر خندید بیشتر پخش و پلا کرد همه پرت کرد زیر مبل منم چندبار بهش گفتم جمع نکنی در اتاقت قفل میشه دیگه نمیذارم اسباب بازی بیاری،هی خندید منم درو قفل کردم از لج من ماشین هایی که نزدیک ۲ تومن براش خریده بودیم پرت کرد رو سرامیک، من دوییدم طرفش خیلی کنترل کردم کتکش نزدم فقط سرشو فشار دادم رو زمین،شوهرمم هرچی دلش خواست بهم گفت بعدم گفت منو حوصله سر و صدا تو خونه رو ندارم بچه رو انداخت گردن من خواست بره پیش رفیقاش. منم رفتم تو اتاق درو بستم.فکر کنید هم پریودم هم سرماخورده ام گلو درد داره خفم میکنه. بهش گفتم غذا بچرم خودت بده من دیگ کشش ندارم، تازه بهم میگه صداتو نشنوم که میام تو همون اتاق خفت میکنم. یعنی بیخود نیست سالهاست ازش سردم و طلاق عاطفی ازش گرفتم.. دیروز روز اول پریودم بود گفتم زیر دلم داره کنده میشه از درد پاشو برو بچه رو بشور قشنگ گفت من تبم نمیگیره عق میزنم.. خسته شدم از زندگی مشترک حالم از هرچی ازدواج و بچه داری داره بهم میخوره حتی نیم ساعت نمیتونم تو حال خودم باشم