#پوشک #فرزندپروری #دارو #رفلاکس #کولیک
یعنی صبح تا شب ک بچه پای منه چ مریض باشم چ پریود..مردها هم ک نمیفهمن بچه هاشون چجوری بزرگ میشن دو قورت نیم شونم باقیه.. یعنی امروز خواب بودم تو دو ساعت ۴ بار بیدار شدم پسرم ببخشید( مدفوع کرده بود شستمش) با اینکه دیروز زیر سرم بودم دیشبم ۴ صبح خوابیدم،آخرم پسرم با اینکه ۴ سالشه اومد رو فرش خونه مدفوع کرد با پاهاش تا تو اتاقخواب برده بود،لگن آوردم همه رو شستم شوهرم فقط نشست بالاسرم نگاه کرد. حالا آقا گوشی دست گرفته راحت داره تو اکسپلور میچرخه، پسرمم لگوهاشو آورد بازی کنه بهش گفتم جمع کنه هی تر تر خندید بیشتر پخش و پلا کرد همه پرت کرد زیر مبل منم چندبار بهش گفتم جمع نکنی در اتاقت قفل میشه دیگه نمیذارم اسباب بازی بیاری،هی خندید منم درو قفل کردم از لج من ماشین هایی که نزدیک ۲ تومن براش خریده بودیم پرت کرد رو سرامیک، من دوییدم طرفش خیلی کنترل کردم کتکش نزدم فقط سرشو فشار دادم رو زمین،شوهرمم هرچی دلش خواست بهم گفت بعدم گفت منو حوصله سر و صدا تو خونه رو ندارم بچه رو انداخت گردن من خواست بره پیش رفیقاش. منم رفتم تو اتاق درو بستم.فکر کنید هم پریودم هم سرماخورده ام گلو درد داره خفم میکنه. بهش گفتم غذا بچرم خودت بده من دیگ کشش ندارم، تازه بهم میگه صداتو نشنوم که میام تو همون اتاق خفت میکنم. یعنی بیخود نیست سالهاست ازش سردم و طلاق عاطفی ازش گرفتم.. دیروز روز اول پریودم بود گفتم زیر دلم داره کنده میشه از درد پاشو برو بچه رو بشور قشنگ گفت من تبم نمیگیره عق میزنم.. خسته شدم از زندگی مشترک حالم از هرچی ازدواج و بچه داری داره بهم میخوره حتی نیم ساعت نمیتونم تو حال خودم باشم

۴ پاسخ

درکت میکنم بازم خیلی صبوری کردی

شما مامان کیان و کارن هستی؟

منم دقیقا حس و حال تورا دارم...اصلا نمیدونم چطوری دارم زندگی میکنم روزا را طی میکنم😅

منم ۴ ساله سر بچه داری عقده دارم و تصمیم گرفتم دیگه هیچوقت بچه نیارم! چون ۴ ساله میگه من بچه رو نمیشورم! به قول تو توی بدترین حالتمم خودم شستم.

سوال های مرتبط

مامان فندوق مامان فندوق ۴ سالگی
سلام . حالم گرفتس . ی کاری کردم بدونه منظور بخدا . فقط ترس داشتم نوزادم مریضی نگیره . ولی باعث شد خالم از دستم ناراحت بشع و گریه کنه . روز زایمان خالم همراهم بود تو بیمارستان . پسرم هم سه سالشه با بچهای خالم پیش مامانم بودن تا من مرخص بشم . خلاصه ما مرخص شدیم با نوزاد بعد دو روز متوجه شدم پسرم بیماری دست و پا و دهن از بچهاش گرفته. منم بردمش دکتر از دکتر هم پرسیدم امکان داره نوزاد تازه متولد شده هم بگیره ک گفت بله منم بچه رو گذاشتم تو اتاق جدا و هر کسی ک میدونستم ارتباطی با این بیماری داره رو نزاشتم زیاد نزدیک نوزاد بشه . حتی شوهر و پسرمو هم دو هفته نزاشتم بچه رو بگیرن . خب حق دازم نوزاد چند روزه خدایی نکرده میگرفت چ خاکی تو سرم میکردم مخصوصا با حال پسرمو ک میدیدم تو حلقش هم افت زده بود و از درد فقط گریه میکرد . خلاصه خالم اومد ک بغلش کنه منم با حالت شوخی و اینا گفتم ک ن نمیدم بغلت و هر چی هم اسرار کرد بهش ندادم . الان خواهرم زنگ زد گفت خالع خیلی گریه کزده میگه این همه تو بیمارستان بالا سرش بوذم حالا بچه رو بهم نداده😞
#پوشک
#فرزند پروری
مامان تو دلی🥑 مامان تو دلی🥑 ۴ سالگی
چند سالگی به دخترتون گفتین پریود یعنی چه؟خودتون چند سالگی و چجوری فهمیدین پریود چیه؟من دخترم ۹ سالشه قبلا دیده و شنیده ک میگم پریود شدم کمرم و شکمم درد میکنه چایی نبات میخورم و استراحت میکنم خلاصهههه دیروز پریود شدم گفتم دخترم ریخت و پاش نکن من شکمم درده نمیتونم جم کنم گفت پریود شدی؟ گفتم پریود یعنی چی گفت کسی پریود بشه شکمش درد میکنه چایی نبات میخورن استراحت میکنن گفت نوکر میخان😂منظورش چون من استراحتم به خودش دستور میدم برا همین اینجوری گفت خلاصههه بعدم گفت که همکلاسیم گفته که خانما خودشون پوشک میکنن گقت گفتم پوشک چیه گفت همونا که تو همیشه قایم میکنی ازمون گفت من از این پوشکا بیرون دیدم افتاده بود پر خون بود میگفت فکر کردم یکیو کشتن خونش رو این پد ریختن🤦🏻‍♀️دیدم چنین تصوری داره قشنگ نشستم بهش توضیح دادم که دخترم هر دختری به سن تکلیف برسه بستگی به رشدش داره پریود میشن پریود یه کوچولو خون از جایی ک جیش میکنیم میاد میگفت اندازه منم پریود میشن گفتم نه هنوز زوده بعضیا زود میشن بعضیا دیر گفتم این نشون میده بدن سالمه گفتم احیانان پریود شدی فقط بیا به خودم بگو بهشم گفتم این حرفایی که الان زدیم بین خودمون بمونه گقت باشه اما حس میکنم به دوستاش میگه😂🤦🏻‍♀️خلاصه من ترسم این بود چجوری پریود به این بچه توضیح بدم که دیروز بهش گفتم و خداروشکر تونست این موضوع هضم کنه من قبلا فکر میکردم اگه بهش بگم بترسه اما نترسید😁




پوشک شیرخشک کودک سوتغذیه
مامان محمدطاها و حلما مامان محمدطاها و حلما ۵ سالگی
عزیزانم ی سوال دارم
من پسرم ۵ سالشه و مهدکودک میره از همون بچگی شلوغ بود الانم همون بتزیگوشی و شلوغی رو داره هرجا میرم آبرومو میبره دیروز رفته بودم مطب دکتر توراه اینقدر اذیتم کرد همش زبون گرفتم گهگاهی بغلم کردم تا رسیدیم جلوی اسباب بازی فروشی من کلا اخلاقم اینطوریه که از ۱۰۰ تا اسباب بازی ک بخواد شاید یکی براش بخرم شایدم نخرم خلاصه از این دستگاه کارتخوان اسباب بازیا دید گفت میخوام منم گفتم بریم خونه الان بابا میاد میایم میخریم تا خونه برسیم نق زد جلو در رسیدیم گفت نمیام خونه من اونو میخوام دوباره زبون گرفتم اخرسر اهمیت ندادم موند تو حیاط من رفتم خونه بعد اوندم دیدم کل گلیم پاگرد و راهرو رو جمع کرده هما کفشامونو پرت کرده وسط حیاط منم طاقت نیاوردم دوسه تا زدم دعواش کردم حتی دیشب خونه مادرم بودم یکسره فقط میدویید یه جا بند نمیشینه دیگه کم اوردم بخدا
به نظرتون با این وضعیت شربتی چیزی هست ک بخرم بدم آروم باشه از این شلوغ کردنا در بیاد ؟
مامان 🌈Nil مامان 🌈Nil ۵ سالگی
خانوما شده تا حالا حس کنین معلم بچتون، نه از شما نه از بچتون خوشش نمیاد؟؟
چیکار میکنین؟!
دخترم ۱ ساله میره کلاس آیمت، امروز برای اولین بار ،سر کلاسشون ،رو صندلیش ،های های گریه میکنه ،که معلم درو باز کرد خیلی بی اعتنا گفت مامان نیلا ،بیا نیلا بی دلیل نشسته گریه میکنه!!!!خودشم رفت پیش اون یکی بچه ها که درسشو ادامه بده!!!
رفتم پیش دخترم پرسیدم چی شده، کی اذیتت کرده؟؟اونم با صدای اروم گریه میکرد و میگفت مامان فقط بریم خونمون!!
معلم هم با عصبانیت به من گفت یعنی چی خانوم ، چرا اینطوری میگین!! هیچکسی با نیلا کاری نداشت!
منم دست بچه رو گرفتم اوردمش خونه تو مسیر هم هق هق گریه میکرد اصلا نمیگفت چی شده!
تا اینکه تو خونه طبق حدسیات قبلی خودم که قبلا هم شنیده بودم،
فهمیدم که پسر دوستم توی کلاسشون بهش گفته، نیلا بلد نیس بنویسه!!!
اینم بغض کرده و فشار اومده بهش و گریه کرده!
من الان چه خاکی تو سرم بریزم که دخترم میگه دیگه نمیرم کلاس؟؟
دلم گرفته خودمم استرسی شدم!
موندم اون پسر بچه رو دیدم چی بگم بهش؟؟؟به معلم چی بگم که با بچم لج نیفته؟! به لج
مامان ماهان مامان ماهان ۵ سالگی
مامان حسین مامان حسین ۵ سالگی
یعنی این بچه یه کارایی میکنه که من تو هیچ بچه ای ندیدم اذیتاش آزار دهنده اس نمیدونم چیکار کنم ...
همش میگم کاش شیطنت می‌کرد بدو بدو می‌کرد بپر بپر می‌کرد ولی این کارارو نمیکنه مثلا یه نمونش اینه که مثلا سفره میندازیم غذا بخوریم انگار که یه بچه ی دو سالس میاد سفره رو به هم میریزه دیشب کاهو آورده بودم کنار غذا اومد نشست همه رو پخش خورد کرد و پخش کرد این ور اون ور نزاشت بخوریم، تخمه میاریم بخوریم نمیزاره میاد پخش میکنه تو خونه، از سر و کول همه بالا میره میزنه، خواهر کوچیکم رو میزنه حتی میره رو دوش شوهر خواهرم میشینه یعنی یه کارایی میکنه عجیب غریب اصلا با اسباب بازی‌اش بازی نمیکنه میره جعبه دستمال کاغذی برمی‌داره خالی میکنه تو خونه کارایی که تو دو سالگی هم دیگه بچه ها انجام نمیدن میره آب برمی‌داره میریزه رو مبل ها
همش هم حرف میزنه و میپره وسط حرف دیگران مثلا من و همسرم اصلا نمیتونیم دو کلمه با هم حرف بزنیم یه جا مهمونی هستیم اجازه نمیده هیچ کس با من یا باباش حرف بزنه
نمیدونم دیگه چیکار کنم
مامان الیناونیلا جانم مامان الیناونیلا جانم ۲ ماهگی
سلام خواهرا شبتون خوش گفتم آخر شبی یکم درد دل کنم ... دخترم پنج روز مثل بچه هایی که از جیش گرفتن شده میزاره جیشش بریزه بعد میگه من الان بهش میگم دسشویی داری میگه ندارم دو دقیقه بعد میبینم پشتش خیسه اعصابم رو خورد کرده چند بار اول به روی خودم نیاوردم هیچی نگفتم فقط گفتم چرا گذاشتی جیشت بریزه ولی اصلا انگار نه انگار الان چند بارم دعواش کردم بازم فایده نکرده نمیدونم چیکار کنم ...
خیلی لجباز شده امشب رفته بودیم هیئت بگم ده تا بچه جلوی ما بودن باهم حرف میزدن بازی میکردن منم مثلا زود رفته بودم که کنار بشینم کمرم درد میکنه جا نبود از اول وسط نشستم دخترمم رو‌پام هرچی میگم بشین زمین برو پیش دخترا نه اینکه غریبی کنه خجالتی باشه همه شون فامیل بودن از اینکه حرص منو دربیاره میگفت الا و بلا من روی پای تو بشینم ... چند روزه کاراش رو اعصابمه سر سفره نمیشینه کسی چیزی بهش بگه جواب میده مثلا امشب یه خانم سن بالایی اومد پاشو بگیره باهاش شوخی کنه زد رو دستش گفت ولم کن من کلی خجالت کشیدم همه میگن بچه س خودش خوب میشه ولی من میترسم دیر بشه از ثانیه ای که از خواب پامیشم سر درد میگیرم تا بخوابم از کاراش چیکار کنم