۱۳ پاسخ

دختر من که فقط صورتی همه چیش صورتیه

دختر من کلا صورتیه...اصن هرچی میخریم فقط صورتی برمیداره..دیگه چشام همه چیو صورتی میبینه🙄😁

خیلیم عالی.ولی از تاپیکت حس کردم خیلی تو زندگی خودتو درگیر نظرات دیگران میکنی عزیزم مدام گفتی مارکش نگاه نکردم به فرش زیر مبل گیر ندید.اتفاقا به نظرم همه چی عالی بود اینکه اینقدر به فکر بچتی اینکه چی خوشحالش میکنه و حتی نگران ایندشی که پا درد نگیره همش نشونه یا مادر خوب و مهربونه

دختر منم فقط صورتی و کیتی دیگه همسرم هم کیتی میبینم😂😂😂😂😂😂😂

دختر من عاشق رنگ آبیه
فرشا هم خوبن

چرا باید گیر بدیم خوشگلم هرکس ۶رجور که دوست داره تو خونش میتونه زندگی کنه منم کل خونه رو موکت کردم مگه جرمه من دخترم که دنیا اومد همه جارو موکت کردیم اتفاقا خیلی الان راحت شدم خودمم گرم‌تر شده ..حالا یکیم دوست نداره موکت کنه اونم نظرش محترم منم نظرم محترم ..دخملتم چقدر ناز نشسته به بازی..دختر منم رنگ زرد وصورتی خیلی دوست داره

نه عزیزم چرا گیر بدیم. مبلات چقدر قشنگه خیلی وقته دوس دارم مبلامو عوض کنم ولی پولم نمیرسه لعنت به گرونی. میشه بپرسم شما چند خریدید؟راضی هستی؟دلم میخواد مثل شمامدل کویین همین رنگی کرم بخرم ولی میترسم بچه ها کثیف کنن🫠🤦

آیدا عاشق رنگ آبی و صورتی هست همه چیش این دوتاس

وای دختر شمام مث دختر من علاقه داره قیمه ها رو بریزه تو ماستا🤣🤣 یعنی موقع بازی هزار جور وسیله که به هم مربوط نیستن میاره وسط🤭

نزاراونجوری بشینه

وااییی من که عاشقه ای رنگم😂😂کلا رنگهای سلطنتی
میدونی بیشتر برای انتخاب خودش راضی حسه استقلالش😍😍
منو باش که دارم زیر مبلهاتو نگاه میکنم ببینم چیه که کسی بخواد گیر بده😂😂😂اصلا چرا بخواد گیره بده🤣🤣

آره دخترم عاشق رنگ‌ بنفشه دوست داره هرچی براش میگیرم رنگ بنفش باشه
پسرمم تا ۵سالگی همه چیزو رنگ زرد میخواست 😄ولی الان زیاد براش مهم نیست

چع مامان خوبی

سوال های مرتبط

مامان کارن مامان کارن ۴ سالگی
#پوشک #فرزندپروری #دارو #رفلاکس #کولیک
یعنی صبح تا شب ک بچه پای منه چ مریض باشم چ پریود..مردها هم ک نمیفهمن بچه هاشون چجوری بزرگ میشن دو قورت نیم شونم باقیه.. یعنی امروز خواب بودم تو دو ساعت ۴ بار بیدار شدم پسرم ببخشید( مدفوع کرده بود شستمش) با اینکه دیروز زیر سرم بودم دیشبم ۴ صبح خوابیدم،آخرم پسرم با اینکه ۴ سالشه اومد رو فرش خونه مدفوع کرد با پاهاش تا تو اتاقخواب برده بود،لگن آوردم همه رو شستم شوهرم فقط نشست بالاسرم نگاه کرد. حالا آقا گوشی دست گرفته راحت داره تو اکسپلور میچرخه، پسرمم لگوهاشو آورد بازی کنه بهش گفتم جمع کنه هی تر تر خندید بیشتر پخش و پلا کرد همه پرت کرد زیر مبل منم چندبار بهش گفتم جمع نکنی در اتاقت قفل میشه دیگه نمیذارم اسباب بازی بیاری،هی خندید منم درو قفل کردم از لج من ماشین هایی که نزدیک ۲ تومن براش خریده بودیم پرت کرد رو سرامیک، من دوییدم طرفش خیلی کنترل کردم کتکش نزدم فقط سرشو فشار دادم رو زمین،شوهرمم هرچی دلش خواست بهم گفت بعدم گفت منو حوصله سر و صدا تو خونه رو ندارم بچه رو انداخت گردن من خواست بره پیش رفیقاش. منم رفتم تو اتاق درو بستم.فکر کنید هم پریودم هم سرماخورده ام گلو درد داره خفم میکنه. بهش گفتم غذا بچرم خودت بده من دیگ کشش ندارم، تازه بهم میگه صداتو نشنوم که میام تو همون اتاق خفت میکنم. یعنی بیخود نیست سالهاست ازش سردم و طلاق عاطفی ازش گرفتم.. دیروز روز اول پریودم بود گفتم زیر دلم داره کنده میشه از درد پاشو برو بچه رو بشور قشنگ گفت من تبم نمیگیره عق میزنم.. خسته شدم از زندگی مشترک حالم از هرچی ازدواج و بچه داری داره بهم میخوره حتی نیم ساعت نمیتونم تو حال خودم باشم
مامان حسین مامان حسین ۵ سالگی
یعنی این بچه یه کارایی میکنه که من تو هیچ بچه ای ندیدم اذیتاش آزار دهنده اس نمیدونم چیکار کنم ...
همش میگم کاش شیطنت می‌کرد بدو بدو می‌کرد بپر بپر می‌کرد ولی این کارارو نمیکنه مثلا یه نمونش اینه که مثلا سفره میندازیم غذا بخوریم انگار که یه بچه ی دو سالس میاد سفره رو به هم میریزه دیشب کاهو آورده بودم کنار غذا اومد نشست همه رو پخش خورد کرد و پخش کرد این ور اون ور نزاشت بخوریم، تخمه میاریم بخوریم نمیزاره میاد پخش میکنه تو خونه، از سر و کول همه بالا میره میزنه، خواهر کوچیکم رو میزنه حتی میره رو دوش شوهر خواهرم میشینه یعنی یه کارایی میکنه عجیب غریب اصلا با اسباب بازی‌اش بازی نمیکنه میره جعبه دستمال کاغذی برمی‌داره خالی میکنه تو خونه کارایی که تو دو سالگی هم دیگه بچه ها انجام نمیدن میره آب برمی‌داره میریزه رو مبل ها
همش هم حرف میزنه و میپره وسط حرف دیگران مثلا من و همسرم اصلا نمیتونیم دو کلمه با هم حرف بزنیم یه جا مهمونی هستیم اجازه نمیده هیچ کس با من یا باباش حرف بزنه
نمیدونم دیگه چیکار کنم
مامان ارسام مامان ارسام ۴ سالگی
سلام خانوما من خیلی دوست دارم با پسرم وقت بگذرونم و کلی بازی کنم باهاش اما اصلا قرصت نمیکنم ساعت ده یا ده و نیم صبح از خواب بیدار میشیم دو تایی یعد میریم تایم صبحانه تا صبحانه بدم بهش ساعت میشه یازده اینا چون شوهرم از سرکار زود میاد خونه ساعت 1 خونه هستش مجبور میشم هول هولکی غذا درست کنم بعدش تا میاد بساط نهار رو میچینم میخوریم غذای پسرمو میدم ظرف ها رو مشورم یا اگه خسته شم مندازم ماشین بشوره بعد انگار یه خستگی منم میکیره تا یکی دو ساعت اصلا حال ندارم بعد میبرمش اتاق یک ربع نکشیده زود خسته میشم بعد به پسرم میگم بیا کمی کتاب بخونیم نقلشی بکشیم اصلا علاقه ایی نشون نمیده موندم چیکار بکنم هی میگم بیا اینا رو بکشیم مثلا دایره مثلث بکشیم ببریم به مامانی نشوم بدیم خیلی نگرانشم اصلا علاقه ایی به کتاب و نقاشی و چیزای اموزشی نداره خیلی بازیگوش هست همش میگه بیا با ماشینام بازی بکنیم منم یکم بازی میکنم بعد حوصلم نمیکشع لطفا یه راهکار. بدین چطوری باهاش کاررکنم توی خونه هر چه قدر به شوهرم گفتم بزار امسال بره پیش یک قبول نکرد به نظرتون اگه نره پیش یک از هم سن و سال هاش عقب میمونه خیلی استرس دارم چند شبه خواب به چشمام نمیاد