۷ پاسخ

خداروشکر
ی دکتر نشون میدادی

صدقه بده عزیزم

خداروشکر

خداروشکر عزیزم

خداروشکر چیزی نشده صدقه حتما بذار

عزیزززم
ی صدقه میدادی

وااااای هزار مرتبه شکر ❤️❤️

سوال های مرتبط

مامان بچم ❤️ مامان بچم ❤️ هفته سی‌ونهم بارداری
امروز خدا جوری بمن رحم کرد که هر چی شکر کنم کمه خدا به بچم رحم کرد بمن خاکبرسر که اینقد بیش از حد رو بچم حساسم رحم کرد خودش یهتر میدونه خار تو پای بچم بره من میمیرم و زنده میشم 😭 امروز از خونه مامانم اومدم پسرم گفت بمونیم حیاط من یکم باهاش موندم اون اومد سوییچ ماشین رو از باباش گرفت رفت در ماشین رو باز کنه این کار همیشگیش هست حیاط ما بزرگه این همیشه خدا خودش بازی میکنه ماشین داره نو حیاط توپ داره با اونا بازی میکنه من هم دیدم نمیاد گفتم چه کاریه بیام تو خونه استراحت کنم خیلی حالت تهوع داشتم نشسته بودم یهو بچم یه فریاد وحشتناک زد بخدا سکته کردم گفتم لابد گربه ایی چیزی بهش حمله کرده درحالیکه اصن حیاطمون گربه نداریم دویدم رفتم حیاط دیدم افتاده بلند شد شروع کرد گریع نزدیکش شدم فهمیدم این بچه من سوییچ ماشین رو تو پریز زده برق اینو گرفته کلا پرتاب شده بود اینور پاش زخم شده وایییییی نمیدونم چجوری اینو بدو بدو آوردم خونه فقط دادم دست همسرم بیین سالمه اینقد خودمو کتک زدم اینقد گریع کردم سردرد شدم کلا خدایا هزاران بار شکر بچمو سالم نگه داشتی😭😭😭😭😭
مامان نیکا مامان نیکا ۲ سالگی
پارت دوم
ولی روز سوم وحشتناک گریه میکرد
به حدی که گفتم الان رو دستم تلف میشه تا یک ساعت تا زیر گریه هلاک شد
روز اول و دوم یکم غذا خورد ولی از روز سوم تا روز ششم حتی آب هم نمی‌خورد
تو بیست و چهار ساعت یه بار جیش کرد پوشکش خشک خشک بود البته تاسه روز تو خواب بهش شیردادم
اون شش روز برمن شش سال گذشت
فقط کارم گریه بود نزدیک به دومیلیون هزینه ویزیت آنلاین دارو و شرکت در دوره بدغذایی کردم
وای توصیفش سخته شش روز دخترم جلو چشمام بود و بی قرار بد خواب و لب به هیچی نمی‌زد
تا اینکه روز هفتم کم کم بهتر شد الان شانزده روزه گذشته
خوابش خداروشکر عمیق شده یکی دوبار فقط بلند میشه
صبح ها زودتر بیدار میشه غذاش خداروشکر کمی بهتر شده
فقط وابسته تر شده و همش بهانه میگیره و بهم چسبیده ست
ولی اگه به عقب برگردم هیچ وقت اینکار رو نمیکنم
چون واقعا دخترم زجر کشید خودمم بدجور زجر کشیدم ولی راهش این نبود که بخاطر راحتی خودم و شوهرم که سریع از شیر بگیرم بخوام اینکار رو با دخترم بکنم
نییتم خیر بود چون من دخترم اینقدر بدغذا بود که روزی چند مدل غذا درست میکردم روزی که میخورد خوشحال ترین بودم و روزی که نمی‌خورد عصبی ولی برا از شیر. گرفتن این راه راه درستی نبود