۱۱ پاسخ

دو روزه اومدم خونه مادرشوهرم شهرستان پسرم همش تو حیاط با گل و باغچه و اب بازی میکنه اصلا جیغ و داد نمیکنه
خونه خودمون اپارتمانیه
منم امروز داشتم پسرمو نگاه میکردم با خودم میگفتم کاشکی یه خونه ولایی خیاط دار داشتم پسرم تو حیاطش کلی بازی میکرد
نسل بچه های ما نه تنها تو حیاط نمیرن تو خونه ام نمیتونن بازی کنن همش تنهان
خودمو هر روز تو کوچه حیاط با دوستامون بازی میکردیم نسل الان بچه ها تنهان

مامان سپهر ، دختر منم تازگیا میخواد بخوابه برای خواب عصر مقاومت میکنه خواب از چشماش میباره ها ولی نمیخواد بخوابه هم خودشو اذیت میکنه هم منو، منم صبحها میرم سرکار وقتی میام شوهرم زود تحویلش میده میره بیرون من خسته میمونم دخترم

خدا قوت شوهر من ی شیفت شب ک میره روزش خابه و همش بیحاله واقعا شغل سختیه
بنظرم ص بری بهتره
اونجوری تا بچه پاشه تو اومدی روزم تو ظهر باهم بحابین

عزیزم منم پسرم تا صدای آسانسور و همسایه می‌شنوه می‌ره میشینه پشت در ورودی همش داد میزنه
منتظر ...من همش میبرمش بیرون

چه عکس قشنگیه🫠🥹🥰
واقعا خدا قوت من که شاغل نیستیم واقعا خیلی روزها کم میارم از خستگی
حسابی درکت میکنم
منم کارشناس آزمایشگاه بودم کارمو ول کردم ...
البته رسمی نبودم

من دیروز عید قربان رفتم خونه پدرجونم. پسرم تو حیاط آب بازی و توپ بازی و شن بازی کرد. اینقدر بهش حال داد که شب ساعت ۱۰ اومدیم خونه از خستگی سریع خوابید

کارت چیه؟؟

من صبح میرم تا ظهر با باباشه
عزیزم به خودت سخت نگیر اینا بخش بزرگیش به خاطر بحران وحشتناک دو سالگیه

عزیزم خب چرا اینقدر به خودت سختی میدی از بقیه کمک بگیر همیشه شب کار نباش داغون میشی

چه عکس‌قشنگی بمونید براهم❤️
پسرمنم چندروزه ب شدت بداخلاق شده از ساعت۶صبح‌بیدار میشه جیغ و گریه
ما کلا یه اتاق داریم درشم‌همش میبندم‌ک‌حیاط نره طفلی نمونده چیکارکنه‌دیگه
من‌نمیذارمش بره‌حیاط سنگ‌هست میترسم‌بخوره
جایی هم‌ک‌ندارم ببرمش هم‌خودش هم‌خودم واقعا خسته ایم
من خودم‌تماما تنم‌روحم جسمم‌خستس

خونه منم ویلایی حوصله ندارم همش بره حیاط غصه نخور
ولی خب بابت شب کاری حق داری پرستاری،؟

سوال های مرتبط

مامان ایلیا🩵الینا🩷 مامان ایلیا🩵الینا🩷 ۳ سالگی
مامان دختری مامان دختری ۲ سالگی
سلام دوستان میگم من جاریم خالمه و دیوار به دیوار هستیم دوتا دخترداره یه پسر بچه هاش خیلی دخترمو دوست دارن و واقعا مواظبش هستند دخترم هم عاشق اوناست و دوست داره همیشه اونجا باشه به قدری که برای اونا غش میکنه از گریه بچه هاش بزرگن دخترا دانشجوهستند پسرش هم دبیرستانی میده اونجا آهنگ براش میزارن همشون میرقصن یل با گوشی فیلم می‌بینند خیلی بهش خوش میگذره ولی اذیتشون هم میکنه از طرفی خالم همیشه همه جا میگه دخترش ۲۴ خونه ماست اصلا کی میره خونه خودشون این فقط تو شناسنامه این‌است درصورتی که میبینه من چقدر صداش میکنم نمیاد و همش گریه میکنه برا اونا من دلم نمیخواد بره چون دوست ندارم ۲تربیتی بشه دلم میخواد پیش خودم باشه خیلی باهاش بازی می‌کنم توپ بازی بدوبدو رقص نقاشی خلاصه خیلی حتی بهش میگم اگه گوشی میخوایی خودم بهت میدم ولی یه تایمهایی خسته میشه گریه میکنه میگه آجی حتی میبرم پارک ۲ساعت بازی میکنه بعد که میرسه به درخونه اونا گریه میکنه چیکارش کنم نره چشمش؟به من میوفته میگه نه نه پسر خالم میگه کتکش میزنی که نمیاد خونتون از حرفاشون خسته شدم دلم میخواد نره بهشون میگم حتی کتکش بزنید که نیاد خونتون میگن دلت میاد 😔😔موندم حیران