۱۱ پاسخ

ندونه بهتره. مادرش هم اگه ندونه امید خوب شدنش خیلی زیاده. اگه بفهمه که بیماریش چیه احتمال خوب شدنش خیلی کم میشه

خب با مادرش صحبت کن و بگو ک دوستت اینجور شده اصلا ببین مادرش خودش میذونه ک بیماره یا ن شاید خود مادرش هم ندونه با پدرش صحبت کن بگو چیکار کنم بهش بگم یا ن

ممنون عزیزم

بی خبری خوش خبریه

مریضی پدرمو خونوادم از من قایم کردن میدونسم مریضه ولی نمیدونسم اون بیماری کوفتی رو داشته من امیدوار بودم خوب میشه ولی نشد همین امسال خردادماه سالگردش و من در حسرت خدمت ب پدرم . من اون موقع بچم کوچیک بود و بهش شیر میدادم ب خاطر روحیه و اعصاب من از من پنهون کردن حتی ب پدرم هم نگفتن مریضی شو . هیچ وقت ب مریض نگن چ مریضی داره بذاره روحیه اش خوب بمونه. من خیلی اذیت میشم میگم کاش میدونستم مریضی شو شب و روز پیشش می موندم در حسرتم الآنم باور نکردم پدرم ب رحمت خدا رفته همیشه گریه میکنم روحیم داغونه

باید میگفتی بنظرم . بعدش ناراحت میشه از دستت

انشالله که مادر دوستت هر چه زودتر سلامتیش و به دست بیاره
بنظرم لازم نیست بهش بگی
اگرم نیاز باشه بدونه از طرف خانواده خودش باشه بهتره

عزیزم لزپوشک گرفتن یه پروسه روانیه باید حال روحیش وخوب کنی باهاش بیشتربازی کن بخندونش واین فقط مختص دسشویی نیست کلا توخونه بیشترباهاش بازی کن وقت بزاربیرونش ببر ومهمترلز همه خودت بایدحال دلت خوب باشه چون تو غمگین باشی فرکانست میفته رو بچه واین حال بدی یه چرخه معیوبه واقعا واقعا حال خوب معجزه می کنه صبورباش ووقتی تو خودش جیش میکنه دعوابه هیچ وجه نکن فقط بگو حیف شد جیشادیگه خونشون نمیرن غصه میخورن ووقتی تودسشویی جیش میکنه خیلی خیلی خوشحال باش ونگزان خونه نباش بزار نجس باشه بعدافرشارومیشوری

وقتی دوست استرسی هست و خانوا‌‌دش بهش نگفتن نیازی نیست شما هم بهش بگین
بگو همون پلاکت خونه و فقط مواظبش باشن

بالاخره که میفهمه چرا بهش نگفتن

البته بگم دکتر مادرش دکتر فوق العاده خوبیه

سوال های مرتبط

مامان پرنیا💕پریناز مامان پرنیا💕پریناز ۴ سالگی
سلام مامان های سخت جان😅🥴
به هم فکریتون خیلی نیاز دارم بچه های من شیر به شیرن و بیش از حد شیطون یعنییی خیلی اذیت میکنم حالا من ی داداشم دارم ک دوسال از دخترم بزرگتره دلیل اصلی رو داریشون ام داداشمه خیلی اذیت کن و لوسه و چند کلمه بی ادب حرف زده و دختر منم یاد گرفته قلبم درد می‌کنه بسکه ناراحت میشم دختر منم تکرار می‌کنه من بخاطر دخترم سعی میکنم دو‌ هفته یکبار برم گاهی مادر شوهرم میگه نبرش واقعا اینجور به نفعشه هم خودم خیلی راحت میشم هم خودش چون اونجا مدام دعواش میکنم وگاهی مجبور میشم بزنمش ولی خودش و داداشم همدیگرو خیلی دوست دارن دختر خیلی دوست داره بریم اونجا منم وقتی دخترمو نمی‌برم خیلی اعصابم خورد میشه چکار کنم بنظرتون😭😭😭😭من بیش از حد به مامانم وابسته ام ولی حرام میکنن وقتی میرم خونشون میام خونه بسکه بی ادبی می‌کنه قلبم آتیش میگیره مجبوریم مدام تنبیه کنیمش بنظرتون چکار کنم😭😭😭😭😭این رفتارظم رو خواهر کوچیکش خیلی داره تاثیر میذاره چکار کنم بنظرتون