۵ پاسخ

من که دقیق ۲ماه خانواده شوهر گذاشتم کنار

اصن چ معنی میده دختر خاله شوهر انقد بیاد بره
من اصلا خوشم نمیاد
رابطه ام باشون خوبه ولی اصلا اجازه نمیدم بیش از حد

فقط بخاطر همین موضوع قطع رابطه🤔

اونوقت من تا چیزی میشه زنگ میزنم دخترخاله همسرم بیاد بچمو نگه داره
واقعا چند روز مریض بودم کمک حالم بود از وقتی ازدواج کردم همین بوده ، ان شاءالله بتونم بهترشو براش جبران کنم

دوشم*

سوال های مرتبط

مامان سامیار مامان سامیار ۱ سالگی
سلام خوبین
سامیار الان تو سنی هستش که فقط با من پدرش یا نهایت عمو و خاله و اینا ارتباط میگیره و دوستشون داره ینی فقط با خانواده خودمو همسرم اوکیه و گریه نمیکنه
ولی وقتی آدمای دیگ بخصوص مردا رو میبینه دیوونه میشه باز به مرور تو مهمونی تا پایان مهمونی با خانوما ارتباط میگیره و میره بغلشون ولی با مردا نه
امشبم خاله ی همسرم شام دعوت کرده همه جمعن من چیکار کنم با این بچه.مخصوصا که دایی شوهرم خیلی میاد سمت سامیار اینم وحشتناک از اون میترسه و منو سفت بغل میکنه جیغ میزنه نفس نفس میزنه اونم همش از دور با این حرف میزنه این بدتر گریه میکنه
تا جایی که میتونم رفت و آمدم رو حذف کردم تا بچم یه کم بزرگ تر شه بتونه از خودش دفاع کنه ولی دیگ وقتایی که دعوت میکنن نمیشه نرم
چیکار کنم امشبو راحت بگذرونم
بعد مثلا مادرشوهرم یا زندایی شوهرم بچه رو از من میگیرن که ببرن پیش اون بگن که ببین این فلانیه تو رو دوست داره بچه دیوونه میشه من سریع ازشون میگیرم اوناهم منظوری ندارند ولی خب وقتی بچه اینجوریه نباید اینکارو کنن هرچقدرم محترمانه میگم انگار نه انگار یه دور بچه رو گریه میندازن بعد میدن به خودم😐
مامان علی مامان علی ۱۰ ماهگی
دیروز پسرم خیلی بهانه میگرفت . کلا چند روزه خیلی نق میزنه و بهانه میگیره. دیروز بردمش پارک ، گفتم شاید حال جفتمون بهتر بشه . اونجا با چند تا مادر دیگه که بچه دو سه ساله داشتن حرف زدم و بوووووووم دنیا روی سرم خراب شد . همه شون نالان بودن و میگفتن وااای برو خدا رو شکر کن.بچه ات بزرگ بشه بیچاره تر میشی .گرفتار میشی، خدا رحم کنه، جوری حرف زدن که حس کردم الان یه بچه اژدها دارم که هرچی بزرگ تر بشه تبدیل به هیولا میشه .....
چرا آخه؟؟؟؟ همه میدونیم هر سنی بچه ها چالش خودشون رو دارن . ولی من فقط به امید یه همدلی کوچیک باهاشون حرف زدم . به امید اینکه بگن صبور باش بزرگ تر بشه ، خودش راه میره، کم کم حرف میزنه ، مستقل تر میشه ....
بزرگ‌شدن بچه ها هم چالش داره و سختی و هم راحتی . همون جور که سخت تر ممکنه بشه ولی در عوض راحتی راه رفتن خودشون، حرف زدن، تموم شدن پروسه دندون ، تموم شدن اضطراب جدایی و .... رو هم داره.
کاش مادرهایی که بچه بزرگ تر دارن این طوری کمر به قتل امید ما مادرها نبندن . 🤦🤦😢
مامان رزا مامان رزا ۱۷ ماهگی
مامانا بیاین داشتم الان با یکی از مامان صحبت میکردیم در مورد بوسیدن بچه ش من که خیلی سر این مساله حساسم و نمی زارم کسی به دخترم نزدیک بشه، حالا میگم چرا....
من یه چیزی که خیلی روش حساسم و حتی مادر و مادربزرگمم اینجوری بوده که هیچ وقت اجازه ندادن بچه هاشون شبو حتی خونه نزدیک ترین اقوام مثل دایی عمو عمه خاله بمونن
من از روزی که دخترم به دنیا اومده اجازه ندادم کسی بچه مو بوس کنه،یا مثلا بغل کنه،کلا ولش نکردم هر چی بوده جلو چشم بوده بچه
و این مساله وسواس بودن نیست این یه نوع حد و مرز گذاشتن برای بچه ای که عقل نداره...
فقط میخوام بگم ادم پدوفیلی همیشه کنار گوشمونه،مواظب بچه هامون باشیم اگه طرف از همین الان که بچه ی تو من و ماها یک ماهشه تا مثلا ۱۵ سال و تو از همون روز اول اجازه ندادی به بچه ت نزدیک بشن طرف کار میاد دستش و گورشو گم میکنه🤌😌
یادمه از یه قاتل سریالی که به بچه ها تجاوز میکرد پرسیدن بچه های خاصی رو مد نظر داشتی؟چ جور بچه ای انتخاب میکردی؟
برگشت گفت نه برام فرقی نداشت فقط قبل اینکه به بچه ای نزدیک بشم اول به پدرش نگا میکردم
یعنی این آدم مریض میگه من میخواستم ببینم پدرش آدمیه که میشه از بچه س سواستفاده کرد یا نه!!!!😑😔
واقعا تلنگر بزرگی بود برای منی که هنوز مادر نشده بودم و این حرف تو ذهنم موند که واقعا همین طوره بچه ی آدمی آسیب میبینه که خودش ضعیف باشه و این ضعف متاسفانه از ناآگاهی آدماست
پس بیاین روی جگرگوشه هامون حساس باشیم و مراقبشون باشیم که در آینده بچه های بدون آسیب تحویل جامعه بدیم
انشالله که همه ی بچه ها عاقبت بخیر بشن