امان از امروز
ما صبح رفتیم خونه جاریم بچش چهار دست و پا میره ،خونشون طبقه بالای خونمونه بعد داشتیم میومدیم سر ظهر خونه بچه خوشحال بود فک میکرد با ما میاد خونمون ب جاریم گفتم ببرمش ؟! گفت نه الان باباش میاد و اینا ما اومدیم خونه من غذای محمد احسان رو دادم خوابوندمش خودمم خوابیدن تازه چشام گرم شده بود که دیدم صدای جاریم میاد داره پسرش رو صدا میزنه یهو صدای جیغغغغغ و بووووم افتادن چیزی من بدو بدو سر لخت رفتم بیرون دیدم نگو اینا هم خوابیدن گرم بوده کولر زدن در رو باز گذاشتن بچه هم از خونه اومده بیرون داشت میومد خونه ما ،دوازده تا پله داره بچه افتاد
حالا خداروشکر چیزیش نشد ،همون لحظه با جاریم با هم رسیدیم بالا سرش اون که بیچاره مثل بییددد می‌لرزید فقط بچه رو گرفت بغلش منو صدا میزد ولی بچه رو گرفتم اول آرومش کردم سرشو چک کردم دیدم نه قرمزه نه هیچی بالای لبش و بینیش قرمز بود و یکم زخم داشت که اونم زیاد نبود به بینیش دست میزدم سرشو عقب میکشید گفتم خداروشکر چیزیش نیست ولی برن لباس بپوشن بچه رو زود ببرن دکتر ،الان اومدن گفتن دکتر گفته خوبه همه چی بینیش هم حتی چیزی نشد و زخم سطحی بوده
بعد رفتنشون نشستم ی دل سیر گریه کردم بعدش خودم جون نداشتم کاری بکنم اصلأ واقعاً خیلی سخت بود ،خدا همه بچه ها رو برا مامان باباهاشون سالم و سلامت نگه داره

۸ پاسخ

واییی خواهر من که از همین جا ترسیدم

پله خیلی بده خداروشکر که سالمه ..خونه خاهرشوهر منک طبقه دومه پله هاشونم حفاظ نداره بچه ۷سالش پاش گیر میکنه از همون طبقه پرت میشه پایین 🤦🏻‍♀️ طفلک. اصلا بیهوش میشه ولی خب خداروشکر هیچکارش نشد
کلا پله چیز بدیه

چ وحشتناکه خدا خودش رحم کرده منم پسرم فک کنم یسالش بود خوابونده بودمش توهال اومدم جارو بزنم بالای سرشو داشتم جارو میکشیدم اول خوابش بود بیدار نمیشد دسته فلزی جارو کنده شد خورد تو سربچه واااای ک مردم از استرس بردمش دکتر همزمان گریه میکردم گفتم دکتر خدا منو مرگ بده اینجوری شده گفت نگاش کن چیزیش نشده چرا گریه میکنی تاچندوقت حالم بد بود الانم میگم حالم بد میشه

وای خدای من خداروشکر سالم بچه..

خدا را شکر بخیر گذشت
خدا حفظ کنه همه بچها رو برا پدر مادرا

وای قلبم ریختتتتتتتت
صدقه بدن خدا با اونا بوده یعنی

وای من تصور کردم دست و پام شل شد😭
خدا رو شکر ب خیر گذشت
من هنوز جرئت نمیکنم وقتی پسرم بیداره بخوابم

خداروشکر واقعا بدترین اتفاق اینه که خدا پدرمادروبا بچش امتحان کنه منم فوبیای اینو دارم بهش فکر میکنم تا مرض دیوانگی میرم

سوال های مرتبط

مامان محیا جونم💫 مامان محیا جونم💫 ۳ سالگی
سلام خانما
چندروز پیش جایی دعوت بودیم و اونجا چندتا بچه دیگه هم بود.دختر من با دختر جاریم که یکسال فاصله سنی دادن بازی می‌کرد..یکی از بچه‌های دیگه اومد،اونم سرماخورده بود..سرفه می‌کرد و چشماش سرخ مانند بود و آبریزش بینی هم داشت
اون بچه مذکور اومد با اینا بازی کنه..دختر من چون خسته بود و خوابش میومد دیگه اومد پیشم و زیاد نرفت پیششون
اون بچه و دختر جاریم هم بازی میکردن هم گاهی دعوا
.
دیروز فهمیدم که دختر جاریم سرماخورده و تب داشت
امروز ظهر پسر بزرگش اومده بود بالا و با من کار داشت در مورد گوشیش
دم در بودیم که دختر جاریم بدو بدو اومد بالا(بینیش گرفته مانند بود و معلوم بود سرماخورده)
چیزی که برگامو ریخت این بود که این بچه بدون شلوار و شورت بود😅
مدام صورتشو می‌آورد نزدیک صورت دخترم و باهاش حرف میزد(دخترم کنار پام ایستاده بود)
می‌خندید و حرف می‌زد با دخترم توصورتش..جلوی در با فاصله‌ از پله ها کمی بپربپر کردن و بازی کردن
هی دخترمو صدا میزدم و میومد پیشم ولی دختره مدام صداش میکرد و نمیذاشت کنارم بایسته
.
حالا از ظهر کمی گذشته دخترم گاهی عطسه میکنه و حس میکنم داخل بینیش کمی آب داره ولی زیاد جاری نمیشه
.
آخه بچت مریضه چرا میذاری بیاد بالا😩؟؟؟؟!!!!! اونم تو اون وضع

حالا چه خاکی تو سرم بریزم😥😥خیر سرم شربت ایمونس شروع کردم براش
چیکار کنم بدتر نشه
استرس گرفتم فقط😭
عجب گرفتاری شدمااااااا😭😭😭😭
مامان طاها و همتا مامان طاها و همتا ۳ سالگی
چالش از پوشک گرفتن

روی صحبتم با مامان هایی هستش که اصرار دارن بچه رو از جیش بگیرن ، بدون هیچگونه علائم اینکه بچه آمادگیش رو داره.

من دیروز دیدم پسرم دست به آلتش میزنه از روی پوشک ، بهش گفتم مامان جیش داری ؟ گفت نه . بعد یهووو دوئید سمت دستشویی
باباش رفت کمکش کنه گفت نه . فقط باباش پوشکش رو باز کرد
رفت توی دستشویی و جیش کرد و دستاش رو شست با راهنمایی من و اومد بیرون.
امروز برای اینکه تشویق بشه به مامانم داشتن با صدای بلند تعریف میکردم ، یهو گفت جیش جیش دوئید سمت دستشویی ، باز پروسه دیشب تکرار شد و جیش کرد .
۲۰ دقیقه بعدش خودم بهش گفتم بیا بریم جیش و تکرار اتفاقات ، البته هیچ علائم ظاهری که یعنی جیش داره نبود ولی جیش میکرد
الان یهو دیدم از دم دستشویی صدا میاد ، رفتم دیدم شلوار ک پوشک رو کنده ، با علائم ظاهری بدو بدو داره میره جیش کنه و این یعنی متوحه شده که جیش داره .

میخواستم بگم تورو خدا بچه ها رو به زور از جیش نگیرین ، بچه امادگی دلشته باشه خودش همکاری میکنه و تبعات بعدی مثل شب ادراری و ... پیدا نمیکنه 🩵

امیدوارم توی این پروسه اگاهانه اقدام کنین و موفق باشین 🩵
مامان علی مامان علی ۳ سالگی
سلام مامانا اومدم درد و دل کنم امروز پسرم خیلی اذیتم کرد از صبح ک بیدار شد همش گریه کرد هیچ می‌گفت میخام بزنمت محکم چندتا خوابوندم تو صورتم و چشمم منم همش بغلش میکرد میگفتم چی میخوای مامان فقط می‌گفت میخام بزنمت و گیر داده بود الان باید بریم فروشگاه گفتم مامان دست و صورتمو بشورم صبحانه بخوریم میریم می‌گفت نه نمیرفت دسشویی نه یمذاتش من برم اهرم جیش کردن تو شلوارش پشت در دستشویی هم کلی گریه کرد بعد یک ساعت تمام با زور گوشی و تلویزیون ساکت شد بعدم ک بردمش بیرون کلی اذیتم کرد میخواستم خرید کنم همش می‌رفت و من دنبالش آخرم کیلی داد زدم سرش جلوی همه و زدمش زنعموش اومده بود فروشگاه رفته پیش اون میگه میخام پیش اون باشم و نمیومد با زور دیگه باهم اومدیم بعدم خونه دوباره کلی اذیت کرد شلوارش در آورده بود و لخت راه می‌رفت نمسذات بپوشونمش هی جیش میکرد دور خونه با کتم هم نپوشید منم کلی جیغ و داد کردم و گریه کردم نمیدونی. مایر کرد که اینقدر ازش بدم اومده بود ب خدا باورتون نمیشه وقتی زنعموش رو میبینم انکار اون مامانشه از این رو به اون رو میشه ب شوهرم میگم این دعا داره همش میعاد بره خونه اونا پیش اون باشه منو کلی زده و اذیتم کرده منم اعصاب ندارم دیگه زورم میاره جاریم خودش ی بچه داره جیکش در نمیاد ولی این ابرو برا من نداشت تو همسایه ها از بس جیغ و داد کردم و همش داره گریه میکنم از بچگی هم همین بود الآنم همینه ی دستشویی نمیتونم برم
مامان آنیـــــا🐰😍🌸 مامان آنیـــــا🐰😍🌸 ۲ سالگی
سلام از روز هشتم از پوشک گرفتن🩷✨💕🌷
امروز آنیا یه خطای جیش داشت 🥲
چند ساعتی بود جیششو نگفته بوو و حسابی با باباش مشغول بازیای مختلف بودن خواب ظهرش و کرد و بیدار شد و همچنان جیش نکرد😒
هر وقتم ازش پرسیدم گفت ندارم رفتم آشپزخونه و مشغول شدم😉
رفته بود تنهایی اتاق یهو با جیغ و گریه دویید بیرون گریه کنان منو صدا کرد😭🤨
منو باباش سکته کردیم فک کردم چیزیش شده چیزی دیده دستش اینا چیزی شده🥲
رسیدم بهش گفت مامااااان با گریه شورتشو نشون داد دیدم بله جیش کرده 🥹🥹
خودشو پرت کرد بغلم ارومش کردم گفتم اشکال نداره مامان عیب نداره نینی ها وقتی تازه یاد میگیرن جیششون رو بگن پیش میاد الان میشورمت الان عوض میکنم شورتتو و از این حرفا😘🙂
آنیا فک کنم ۱۰ دقیقه ای با صدای بلند گریه کرد بین گریه هاشم میگفت مامان اونجا رو پاک کن اخه یکم جیشش ریخته بود رو سرامیک خلاصه شستمش و اروم شد و پاک کردم سرامیک و تموم شد رفت😂😁😉🙂
بعدشم تو خونه ۲ بار جیش موفق و یه بار پیپی موفق داشتیم با اعلام خودش یه ۳ ساعتی هم بیرون بودیم خرید داشتیم ۲ بار هم بیرون گفت جیش دارم و انجام داد بعد از اینکه خونه هم اومدیم یه بار دیگه جیش موفق داشتیم🥰😍
به نظرم خطاها تو این مرحله بخشی از یادگیریه نه شکست🥹🥲😌
حتی اگه کوچولوهاتون خطا کردن بهشون اخم و تندی نکنین باهاشون که بترسن و نگن🥲😓😩
اینارو میگم که اگه مثل من توی این مراحل هستین بدونین تنها نیستین😍🥰🌷
خداقوت بهتون مامانای گل💗❤🩷✨💕💚💜💙

#پوشک
#آنومالی
#تغذیه
#غذا
#بارداری
#تب
#پوشک
#شیرخشک
مامان آراد 🧒🏻✨💙 مامان آراد 🧒🏻✨💙 ۳ سالگی
خانوما ما تجربه شکستگی نداشتیم سردرنمیارم آراد دیشب دستش رفت دیو خورد زیر خودش و تا صبح گریه کرد صبح بردیم بیمارستان فهمیده اونجا ارتوپدی نداشت رفتیم لقمان حکیم دکترش نبود رفتیم شفااحیا کلی ما رو سرگردون کرد ویزیت معاینه خیلی عادی 600عکس800 اخرم دکتراش نمیفهمیدن گفت ب استاد بگیم گفتن عمل بشه گچ میخواد هزینه 30میلیون منم کلافه خسته شب تا صبح نخوابیده بودم صبحم همین اون بیمارستان بغضم ترکید کلی گریه کردم هزینه پیکرتراشی انقد نیست ک میخان یه تیکه دست کوچولو رو گچ کنن خلاصه کلی نفرینشون کردم ن عکس رو بهم دادن نه پرونده رو فقط اتل بستن اونم من فکر کردم جا میندازن ولی همینجوری بستن دست بچم بد جوش میخوره کلی حرص خوردم و بهشونم گفتم گفت ما نمی‌کنیم منم رفتم بیمارستان اختر تو الهیه اونجام همین قیمت رو گفت منم گفتم بریم خونه کلی بدنم کوفته بود و کلی نفرین کردم تو دلم انسانیت کجا رفته ب دکتر گفتم چرا انقد هزینه رو بالا میگن گفت برا خودشون میگیرن . چرا؟! چون اتباعم من خودم اینجا بدنیا اومدم درس خواندم دیپلم گرفتم ازدواج کردم بچه دار شدم ینی تر و خشک همه با هم میسوزند و واقعا دلم سیاه شده از رفتار زشتشون ولی گناه بچه من چیه 😮‍💨