واقعا مادر بودن صبر زیادی میخواد
خدا بهت توان بده
ولی واقعا میگم سعی کن نفس عمیق بکشی به این فکر کن چشم به هم بزنی بزرگ میشن
خیلی سخته
ولی باید قبول کنی ک خودت خواستی و این بچه هارو ب این دنیااوردی و اونا هیچ نقشی نداشتن و الان بااین داد و بیداد اوناهیچی نمیفهمن فقط رو اعصاب و روان بچه ها تاثیر منفی میذاری و توی اینده بچه هات رفتارایی ازخودشون نشون بدن ک باز خودت عذاب بکشی
ما الان یدونه داریم و چقدر سختمونه شما ک دوبرابر این سختی هارو تحمل میکنی ....ولی سعی کن ب تودت مسلط باشی و این دوران رو سپری کنی
راجبه یبوست هم خداروشکر کن ک یبوست ندارن اگه ن کارت خیلی سختر بود .....بچه من از ۶ماهگی تا یکماه پیش یبوست داشت نمیدونی چقدر سخت بود و عذاب میکشیدم ولی الان خداروشکر راحت شده
حق داری
ولی با حرص و جوشم خودت از پا درمیای
وا
پدر بچه رو درست کرده خودش کجا رفته؟؟؟؟؟
دقیقا شرایط منی، از صبح که چشماشونو باز میکنن گریه میکنن تا شب، من تا شب اینا رو میشورم ارزوی یبوست دارم
عزیزم پس پدرشون کجاست؟
چند ساله شونه؟
بعضی وقتا دیگه عصبی میشم اعصابم نمیکشه واقعا دیگه اعصابم نمیکشه.
شوهرم نیست یکساله تنهای تنها دارم بزرگشون میکنم.
و این دیگه داره منو نابود میکنه.رودم خونریزی میکنه.
کمرم بشدت درد میکنه انگار دیسک کمر دارم.
کجاشو بگم اخه .
دیگه سر بچه ها داد میزنم،صبرم تموم شده
اخه هزار تا مشکل رو دوش یه زن ۲۵ساله مگه ممکنه؟مگه خدا نیست؟مگه خدا نمیبینه؟
نمیدونم فکر کجارو بکنم.
الان یسریا میان میگن مادر خوبی نیستی و فلان بقران شرایطم خوب نیست شرایطم انقد بده هرکسی منو میبینه میگه من بودم یک دقیقه هم تحمل نمیکردم ولی مجبورم چیکار کنم😭😭😭.
خسته نباشید .به این فکر کن که تنها نیستی 😥اوضاع همه مامانا همینند منمدیروز دخترم ده یازده تا شلوارش جیش کرد رو قالی
خیلی سخته واقعا تحمل گریه هاشون
چاره ای جز صبر نداریم
آخی عزیزم
مگه چند تان؟دو قلوان؟؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.