۱۲ پاسخ

منم از اول همه کارامو خودم کردم گاهی از درد بخیه هام مموقعه ای غذا درست کردن گریه میکردم نمیتونستم قشنگ بشینم تا شوهرم بود کمک میداد ولی مامانم حتی یبارم حمومش نداد دخترمو میگفت چندشم میشه بچه بشورم بچه اولیو یبار فقط خواهر بزرگم حموم داد یبارم مریض شد شوهرم نبود خواهرم زنگش زدم اومد باهام که ببرم دکتر از در خونه بهم غر زد تا رفتیم و برگشتیم دیگه اونم اخرین بار بود خودم رفتم همه کارامو کردم مامانم که اصلا حتی یبارم از وقتی دختر دومیم دنیا اومد نیومده خونمون میگه راه دوره نمیام اون وقت راهش کلا ۱۵دقیقه اس با تاکسی

بچت خوابید کنارش بخواب بیخیال انجام کارهای دیگر شو بقیه رو با تاخیر هم میشه انجام داد سعی کن خوابتو با بچه هماهنگ کنی که کمتر بهت فشار بیاد

یکیش به چهارسالش سه ماه مونده.. یکیش دوسالوسه ماهشه. یکیشم سه ماه ونیمشخ

وایی چقدر همه‌چیز و سخت میگیری تو...
بخدا هرچقدر اینطوری حساس باشی و دل نازک روزگار بهت سخت تر میگیره و روزات خیلی بد میگذره
من بخدا از روز اولی که اومدم بیمارستان بچمو خودم نگه داشتم
یکی دوبار مادرشوهرم حمومش کرد بقیشو خودم بردم شستم و حمومش دادم با اینکه بچه‌ی اولمه و هیچ تجربه‌ای ندارم
حتی برای واکسنش هم خودم تنهایی بردم
گوششو تنهایی رفتیم سوراخ کردن
دیگه باید یاد بگیری همه‌ی کاراتو خودت انجام بدی ، خودتو با بچه داری سازگار کنی و نسبت به شرایط برنامه ریزی کنی
الان من دیروز ۲۴ تا مهمون داشتم ، همه‌ی کارا پای خودم بود ، با بچه‌ی دوماهه ، شبم انقدرررر خسته بودم داشتم از خواب میمردم
برعکس همه‌ی شبا هم دخترم چندبار برای شیر بیدار شد و صبح از ساعت ۵ نخوابید تا ساعت ۹🫠

خودت ببرش عزیزم خیلی سخت نیست فقط حواست باشه مثلا من وان رو پر آب میکنم شامپو و لیف و صابون و حوله ش رو هم آماده دم دست خودم لباس هامو در میارم برای خودمم حوله آماده میکنم تو حموم می‌شینم رو زمین تو بغلم تو حالت راحت مثل شیر دهی سری حمومش میکنم ۱۰دقیقه ای آخر سر هم رو بدن خودم آب می‌ریزم هانا رو میپیچم لای حوله میزارمش رو پادری حموم اونجا براش پتو گذاشتم زیرش بعد خودمم حوله رو تنم میکنم هانا رو برمی‌داریم از رو زمین و میارم لباس هاشو تنش میکنم

بامنی که سه تا بچه دارم اونم پشت سرهم بدون هچ کمکی حتی شوهرمم کمکم نمیکنه

عیب نداره شاید مادرتم کار داشته باشه سعی کن استراحت کنی یکم که روبراه بشی

اینجوری یادمیگیری سرپای خودت وایسی منم حتی به مامانمم نمیگم بیا فلان کارو انجام بده سر دخترم فقط تا دوماهگی میبرد حموم الانم پسرم نارسه جرئت نمیکنه بشورتش مادرشوهرمم که پرته از دنیا قراره با شوهرم حموم چلگیشو ببرم

خودت ببر حموم داخل لگن بزار کنارتم افتابه عجله نکن خشک کن اینا رو هم پهن کن بزار کنارت آروم آروم کارهاتون بکن کارت که تموم شد سری بچه رو بخابون رو خشکن خشک کنش کاری نداره من همون اولش خودم حموم کردم

من خودم‌میبرم حمام

🤕🤕🤕

میگذرررره همش همش میگذره میشه تجربه برات همش یادمیگیری فراموش میشه این روزا

سوال های مرتبط