۱۳ پاسخ

عزیزم احساساتتو کنترل کن این یه پروسه س که باید طی بشه و اینکه به نفع خودشه از شبر بگیریش نمیشه که تا هر وقت دلشون بخواد بهشون شیر بدی گلم بیخودی ناراحتی بشین منطقی فکر کن نه احساسی

نباید میزاشتی بعد از سه روز سینتونو بخوره با چسب بچسبون اینطوری هرچی بزرگتر بشه فهمیده تر میشه و از شیر گرفتنش سخت تر میشه

الهی بگردم اشکی شدم😭😭😭😭😭من میخام پاییز بگیرم بزارم یکونیم سالش بشه اما موندم چجوری آخه خیلی وابستس و بدون سینه خابش نمیبره😭😭😭غصم گرفت😭😭😭

چقدر بغضی شدم چون دختر من اصلا شیر مادر نخورد و کلا شیر خشک خورد

ماهم همینیم عزیزم مقاومت کن فقط

بله من قبل عید گرفتم بعد ۱۸ ماهگی از اون موقع به بعد باید حتما با دستش منو لمس کنه یا صدای قلبم بشنوه بخوابه

نه سینت اصلا تا دوهفته نشونش نده حتی حمام میبری نبینه .اينطوری حوس میکنه گناه داره .فقط از رو لباس لوی تنت حس کنه یا بازو تو بغل کنه دختر من اینطور میخوابه

تصویر

بنظر من سنگین ترین بی رحمانه ترین گناه که خدا گردن مادر گذاشته یه از شیر گرفتن یه پسر ختنه کردن واقا جیگر مادر تیکه تیکه میشه

درسته دخترم و پسرم هم راحت از شیر گرفتم ولی خودم از عذاب وجدان مردم بعدشیر سرش میذاره رو سینم چشماش میبنده نفس عمیق میکشه مادرش بمیره نمیدونم تو دلش چی میگه 😭😭😭


میخوای زیاد ازیت نشه بغلش کن عادت کنه سرش بزاره رو قلبت سینت آرامش بیاره با صدای قلبت رو تنت دختر من الان ۳ ماه اینطوری میخوابه

واااای منم خیلی میترسم از روزی که بخوام از شیر بگیرمش ...
حس میکنم هیچکس اندازه دختر من وابسته نیس
نمیدونم چجوری بگیرم واقعا 😭😭😭

دقیییقا منم دختر منم خییلی خییلی وابسته سینمه دم به دیقه میاد میگه نام نام(سینم) شب تا صبح بالای ده بار بیدار میشه تا شیر نخوره نمیخوابه، منم خیییلی احساساتیم😞 و مثل شما فک میکنم الهی بمیرم براش رابطش با نام نام (سینم)اصلا یه جور دیگه هست انگار دوستشه باهاش شوخی می‌کنه بوس میکنه نازی می‌کنه شسته پا به هوا شیر میخوره... چجوری میخوام از شیر بگیرم خدا میدونه بهش فک میکنم دیوونه میشم. مامانم گفت یا باید الان شیر بگیری یا بمونه پاییز چون تابستون بچه مریض میشه. منم که از خدا خواسته با اینکه خیلی در عذابم واقعا روزهای سختی رو دارم سپری میکنم ولی نگه داشتم پاییز که تدریجی بگیرم 😞

برای هممون سخت بود ولی داره میگذره
بیشتر از بچه ها انگار ماها دلبستگی پیدا کرده بودیم

الهیییی عزیزم همه همینطوریم ،منم کلی اشک ریختم پا به پای ملورین اما بعدش بچه راحت میشه خودتم نفس راحتی میکشی غصه نخور

دیروز ظهر اینطور بدون شیر با بقول خودش په په خوااابید نگاه میکنم دلم ریش میشه

سوال های مرتبط

مامان سپهر مامان سپهر ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن‌.
من شیر روز سپهر رو تو ۱۵ ماهگی طی یه هفته قطع کردم ،چون خوب غذا نمی‌خورد و بعد قطع شیر روز
اشتهاش خیلی بهتر شد.
۱۱ روز پیش شروع کردم برای قطع شیر شب.
سپهر شبا قبل خواب باید شیر می‌خورد و یبارم حدود ساعت ۴ ۵ صبح.
شب اول و دوم اذیت نشد
ولی شب سوم یه ساعتی گریه کرد
بی قراریش هم بیشتر به خاطر این بود که بیدار نمیشد
بعد اینکه بیدار شد یکم کره با نون خورد
یکم بستنی
بعدش یکم با گوشی سرگرم کردم و خوابید
اما چند بار بیدار شد و باز گریه و ما شب سوم رو به سختی گذروندیم.
شبای بعد طوری تنظیم میکردیم که قبل خواب حتما چیزی بخوره و غذاهاش هم در طول روز نفاخ نباشه که شب تو خواب اذیتش کنه ..
چند شب بیدار شد و درخواست تخم مرغ کرد
منم پختم و خورد و خوب خوابید
الان چند شبه که قبل خواب درخواست تخم مرغ میکنه و میپزم میخوره و تا صبح خوب میخوابه ..
شب سوم که اذیت شد همسرم طاقت نمیاورد میگفت شیر بده ولی من مقاومت کردم ..
از اون روزی که قطع شده
هم خوش اشتهاتر شده و هم دستشویی رفتنش نظم خوبی گرفته و امیدوار شدم بتونم طی چند ماه اگه به همین نظم بود از پوشک هم بگیرم .
مامان نیکا مامان نیکا ۲ سالگی
پارت دوم
ولی روز سوم وحشتناک گریه میکرد
به حدی که گفتم الان رو دستم تلف میشه تا یک ساعت تا زیر گریه هلاک شد
روز اول و دوم یکم غذا خورد ولی از روز سوم تا روز ششم حتی آب هم نمی‌خورد
تو بیست و چهار ساعت یه بار جیش کرد پوشکش خشک خشک بود البته تاسه روز تو خواب بهش شیردادم
اون شش روز برمن شش سال گذشت
فقط کارم گریه بود نزدیک به دومیلیون هزینه ویزیت آنلاین دارو و شرکت در دوره بدغذایی کردم
وای توصیفش سخته شش روز دخترم جلو چشمام بود و بی قرار بد خواب و لب به هیچی نمی‌زد
تا اینکه روز هفتم کم کم بهتر شد الان شانزده روزه گذشته
خوابش خداروشکر عمیق شده یکی دوبار فقط بلند میشه
صبح ها زودتر بیدار میشه غذاش خداروشکر کمی بهتر شده
فقط وابسته تر شده و همش بهانه میگیره و بهم چسبیده ست
ولی اگه به عقب برگردم هیچ وقت اینکار رو نمیکنم
چون واقعا دخترم زجر کشید خودمم بدجور زجر کشیدم ولی راهش این نبود که بخاطر راحتی خودم و شوهرم که سریع از شیر بگیرم بخوام اینکار رو با دخترم بکنم
نییتم خیر بود چون من دخترم اینقدر بدغذا بود که روزی چند مدل غذا درست میکردم روزی که میخورد خوشحال ترین بودم و روزی که نمی‌خورد عصبی ولی برا از شیر. گرفتن این راه راه درستی نبود
مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۲ سالگی
امروز سومین روز ترک شیر از سینه س و من که این مدت فکر میکردم شیر ندارم و دلسا فقط از روی عادت پستونک کرده فقط برای خواب عادت داشت با سینه بخوابه اما از دیروز سینه هام از شیر داره منفجر میشه و شدیداً درد دارم 🥲 نمی‌دونم چیکار کنم دیشب تو خواب دادم خورد و سبک شدم ولی باز از امروز تا الان پر شیر شده و درد می‌کنه چیکار کنم دیگه شیر نیاد ؟؛
از یه طرف دلم میسوزه به حالش میگم بدم بخوره حیفه وقتی شیر دارم ، ولی بعد میگم نه همین که شیر خشک میخوره کافیه
تازه امروز دیگه سمتم نیومده و بهونه نگرفته و حتی بدون سینه خودش می‌خوابه حتی بدون اینکه رو پا بزارم خودش خوابش بیاد راحت می‌خوابه یادم میوفته برای خوابش چقدر اذیت میشدم انقد من و مک میزد و من خشک میشدم تا خوابش میبرد میخواستم از دهنش در بیارم دوباره بیدار میشد و گریه و...
ولی الان هم غذاش خوب شده هم خوابش خداروشکر حس میکنم مستقل شدم و هم خودم اعصاب و روانم راحت شده فقط یه چیزی بگید برای درد سینه هام و اینکه چیکار کنم دیگه شیر نیاد