۶ پاسخ

من دخترم ۹ ماهش بود گرفتم از پستونک

من سر پستونکشو قیچی کرد فایده ای نداشت اینقد گریه میکرد شبا نصف شب که خاب نداشتم خلاصه کلافه شدم رفتم یکی دیگه براش گرفتم اونم یه دو روز خورد یه کوچولو سرشو قیچی کردم قطره تلخک گرفتم ریختم داخل پستونک شب موقع خاب گذاشتم دهنش میک زد تفش کرد دوباره گریه کرد گذاشت دهنش هی تف میکرد نگاش میکرد ببینه خودشه😂😂خلاصه اونشب همیطور اینقد این کارو تکرار کرد تا تلخی پستونک رفت و مکید و خابید فرداش دیگه کلا گذاشتم یه جای تو کشو که نمیدید که در طول روز بهونه بگیره شبشم دیگه نخواستش و راحت خابید
اینقد این پستونک خوردن این بچه رو مخ خودم و شوهرم بود بالاخره راحت شدم من یکسال و 15 روزش بود که دیگه گرفتم

من سر پستونک و هر چند روز یه مقدار با قیچی کوتاه میکردم تا رسید به جایی که دیگه نداشت دخترم دید که نداره دیگه نخورد

پسر منم خیلی وابسته بود هرکاری کردم ترک نکرد حتی یبار سر پستونکو قیچی کردم دیدم همونجوری برداشت گذاشت دهنش دیگه کلافه شده بودم تا اینکه یه روز وقتی بردمش دستشویی پستونک از دهنش افتاد تو توالت راحت شدم یکی دو روز موقع خواب بهونه گرفت و تمام

نه یهویی غیبش نکن بنظرم کم‌کم قدم به قدم کاری کن یادش بره وقتی پستونک خواست با یه چیزی مثل خوردنی یا عروسکاش سرگرمش کن تا از سرش بیفته
اگه هم دیدی حریفش نمیشی من تو اینستاگرام دیدم نوک پستونک رو قیچی کرد داد دست بچه نخورد ..🫧

این سوال منم هست

سوال های مرتبط