۴ پاسخ

من تجربه ی سختی از بارداری و سزارین داشتم دیگه واقعا وحشت دارم از سزارین🥺🥺

خداروشکر ❤️

خب بقش؟

به سلامتی گلم مبارکه قدمش مرخص شدی بیستون زایمان کردی راضی بودی بیحس بودی یا بیهوش

سوال های مرتبط

مامان 🩷لنا🩷 مامان 🩷لنا🩷 ۱ ماهگی
❤️تجربه من از سزارین و کیسه آب❤️
حجم کیسه آبم هر دو هفته کاهش پیدا میکرد و دو تا دکتر گفتن مهم نیست
از ۱۴ شد ۱۱ توی یک ماه
از ۱۱ شد ۱۰
از ۱۰ توی‌دو هفته شد ۸
همچنان دکتری که میخواست سزارین کنه گفت عادیه و برو تا ۲۸ ام که نوبت سزارینت هست بیا و دیگه سونو لازم نیست
ولی دلم آروم نشد دوباره سونو دادم و از ۸ شده بود توی یک هفته ۵
۲۲ شهریور رفتم اورژانس بیمارستان و دکتر کشیک تا دید سونومو گفت باید بری اتاق عمل
دیگه چون بیرون سونو رفته بودم فرستاد سونوی داخل بیمارستان و بریچ بودنش هم تایید شد
و من آماده ی اتاق عمل شدم
قبل عمل با اینکه سوند گذاشته بودن من خیس شدم و اونجا مشخص شد کیسه آبم داره خالی میشه
و دکتر کشیک فهمید که رحمم داغه و داشته عفونت می‌کرده
خداروشکر فقط بود رفتم سونو و تا ۲۸ ام صبر نکردم
.....
خب سزارین:
قسمت سوند گذاشتنش که اصلا درد نداره
میبرن اتاق عمل و خب آمپول بی حسی درد داشت البته من خودم رو خیلی سفت گرفتم
بعدش هیچی متوجه نشدم دیگه
حتی میگن میفهمی برش میزنن هم من نفهمیدم
بعد یه رب هم بچه م گریه کرد و آوردن بوسش کردم
بچه رو بردن لباس تنش کردن و بردن ریکاوری
بعدش که شکم منو‌ دوختن بردن پیش بچه و یه نیم ساعت ریکاوری بودم و رفتم بخش
هیچ دردی نداشتم و بی حس بودم
من ۱۲ عملم تموم شد و تا ۵ صبح اینا بی حس بودم
خب کم کم حسم برگشت اما بازم درد نداشتم
صبح ساعت ۹ اومدن سوند رو کشیدن و گفتن باید راه بری
و خب خیلیییی سخت بود و اذیت شدم
هنوزم جای بخیه هام درد می‌کنه
ولی کم تر شده از روز اول
من خب از زایمان طبیعی وحشت دارم و بازم انتخابم سزارین هست
مامان آراس کوچولو مامان آراس کوچولو ۶ ماهگی
سلام خواستم تجربمو از سزارین بگم برا اون دوستانی که سوال پرسیدن
اول اینو بگم که من فوبیای اتاق عمل داشتم کلا استرسم بالا بود ولی ب هر حال سزارینو انتخاب کردم  روزی که رفتم برای سز ۱۰ ساعت ناشتا بودم چون قرار بود زودتر برم اتاق عمل ولی خب چند ساعتی عقب افتاد منم هیچ نخوردم ولی اصلا حالت تهوع نگرفتم و از اون لحاظ راحت بودم .
اینم بگم قبل از اینکه برم اتاق عمل منو فرستادن زایشگاه چون قانون بیمارستان این بود ک از زایشگاه تایید کنن ک برم برای سزارین  خلاصه از زایشگاه بگم براتون خیلی دل و جرات میخواد  کسی که زایمان اولش هست بنظرم اگه خیلی آماده و بنیه قویی دارین طبیعی رو انتخاب کنه چون زایمان طبیعی بنظر من خیلی آمادگی میخواد چون درد زیادیو باید تحمل کنی خلاصه منو اونجا  تا یکساعتی اذیت کردن  چون من دهانه رحمم بسته بود دو بار معاینه کردن ب شدت درد داشت و نگم براتون....بعد دکترم اومد منو فرستاد اتاق عمل و از رفتار و اخلاق بد پرسنل زایشگاه راحت شدم اون لحظه از اینکه زایمان طبیعی رو انتخاب نکرده بودم خوشحال بودم
مامان آرین مامان آرین روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین،
پارت یک
من خیلی دو دل بودم بین سزارین و طبیعی،مهم ترین دلیلی که از طبیعی بدم میومد گشادی واژن و بخیه های اون قسمت بود،از سزارین هم برای عوارضش میترسیدم
هفته 37 که رفتم سونو رشد،دکتر گفت دور سرش بزرگه و سزارین اجباری شدم و دیگه راهم مشخص شد
37 هفته و پنج روز رفتم بستری شدم ساعت دوازده ظهر و از همون موقع باید ناشتا میموندم تا ساعت هشت و نیم شب که عمل شدم،
از چند روز قبل عمل غذای نفاخ نخورین،من همون روز هم به گفته دکتر کباب خوردم،و البته خالی و بدون نون
تا شب حق خوردن هیچی حتی آب ندارین،
نیم ساعت قبل عمل اومدن سوند گذاشتن برام و واقعا دردی نداشت،در حد یکم سوزشه فقط ولی بیشتر حس چندشی به آدم میده،اون بده،وگرنه دردش اصلااااااااا مطرح نیست واقعا
اومدن رو ویلچر گذاشتن بردن سمت اتاق عمل،راستش از همون نیم ساعت قبل استرسم شروع شد و اشکم میومد و رفتم تو اتاق عمل،شلوار باید کامل در بیارین و لخت باشین،لباس رو هم وقتی میشینی رو تخت از پشت باز میکنن و دکتر بی حسی که مرد بود اومد آمپول رو بزنه،درد خود سوزن آمپول کمه و در حد آمپول عضلانیه ولی اون لحظه که مایع تزریق میشه تو کمر یه نقطه از کمر درد میگیره ولی بازم اصلا چیزی نیست که بخوای بترسی،فقط جهت اطلاع گفتم،مثل درد کمر موقع پریوده ولی فقط تو یک نقطس دردش ،برای من سه بار سوزن و زدن تو کمرم تا بالاخره شد
بعد از اینکه بی حسی رو میزنن کم کم پاها سنگین میشه و نمی‌تونین بیارین بالا
شروع کردن به برش و زدن همه کار و من می‌فهمیدم که دست میزنن به شکمم،ولی این حسو داشتم انگار از رو لباس شکمم و فشار میدن و اینور اونور میکنن،میگفتم من هنوز حس دارما برش نزنین که یهو دکتر گفت اینم پسر خوشگلت😂😂
مامان پرنســـا👧🏻🤍 مامان پرنســـا👧🏻🤍 ۱۵ ماهگی
تجربه سزارین(هم بی حسی هم بیهوشی)
#پارت_یک🌸
(مناسب کسایی که کلی سوال درباره زایمان سزارین دارن)

دکترم بهم گفته بود که از ساعت ۱۲ به بعد حتی ابم نخورم
شام یه چیز خیلی ساده درست کردم که بخورم ولی از استرس زیاد حالت تهوع داشتمو نتونستم چیزی بخورم
‌🎀نصیحت:تا قبل ساعت ۱۲ کلییی اب بخورید مثل‌من این اشتباهو‌نکنید چون تا چند ساعت اجازه خودن اب رو هم ندارید و شام هم بخورید زورکیم که شده🎀
با هر سختی ای بود خوابیدم….

ساعت ۵ صبح بیدار شدم لباسمو پوشیدم بدون ارایش و فقط موهامو ساده بافتمو‌حرکت کردیم به سمت بیمارستان(همراهم مادرم بود)

علت سزارین من بریچ بودن دخترم بود و من سزارین اجباری بودم اما چون بیمارستان دولتی میخواستم عمل کنم باید تا دقیقه نود منو سونو میکردن

با اینکه ۳۷ هفته سونو داده بودم و دکتر گفته بود که امکان چرخیدنش صفر هست ولی بازم استرس داشتم که چرخیده باشه و مجبور باشم کلی پول دکتر بدم برای سزارین

تا اینکه رسیدیم بیمارستانو دکترم گفت بخواب تا تو زایشگاه سونوت کنم اگر بریچ بود بخاطر بیمه ات و تایید عملت بفرستمت بخش سونو گرافی اصلی که مدرک داشته باشی ...