پارت سوم
خلاصه ۷و۳۳ دقیقه اینا بود ک ماما اومد هم بالا سرم اومد گفت بزار ببینم سر بچه اومده یا ن ک بریم اتاق عمل
نکاه کرد گفت آره داره میاد بزارین رو‌ویلچر بریم
گفتم نمتونم زور دارم داره میاد بچه
خلاصه ک گفتن نمی‌رسه ب اتاق عمل همونجا رو تخت زاییدم😑🤣🤦🏻‍♀️دخترم ساعت ۱۹:۴۰ دقیقه عصر دنیا اومد
دیک همونجا رو تخت بند ناف بریدن و بخیه زدن
تموم شد
زایمان اولم تقریبا ۶ساعت طول کشید با دهانه رحم ۳سانت و اصلا هیچ دردی احساس نمی‌کردم و فقط درد خفیف پریودی داشتم
ولی این زایمانم با دهانه رحم ۳سانت ۲ساعت طول کشید ولی دردهای وحشتناک داشتم اگر ماما همراه نمیگرفتم مرده بودم
سر جفت بچه هامون ماما همراهم خانم سعید باغی بودن یعنی عالی عالی هرچی بگم کم گفتم مث ی مادر پیشت میمونه کمکت می‌کنه دردات کم بشه
بیمارستان ۱۷شعریور هم تمیزه و رسیدگیشون خوب بود ماماها و پرستارا عالی خوش اخلاق بودن و برا اونایی ک بیمه تامین اجتماعی دارن رایگانه
کلا چ بیمارستان دولتی چ‌خصوصی هرجا رفتین ماما همراه برا زایمان طبیعی بگیرین 👍🌹
#بارداری#زایمان#فرزند

۱۲ پاسخ

عزیزم خانم سعید باغی شمارشو میدی؟ همین عینکیه س که تو پیج عکسش هست؟ خیلی کمک میکنه با ورزش و اینا ک زایمان کنیم یا خودم باید بگم ورزشارو انجام بده؟ شما گفتی قبل زایمان گفته سه چارسانتی، ینی خانم باغی معاینه ت کرده بود؟

سعیدباغی عالیعههه منم سر پسرم ایشون مامام بودن و ایندفعه هم ایشونو انتخاب میکنم واسه بیمارستان هیفدع شهریور دکتر براتون بخیه زد؟

ولی کاش اپیدورال میزدی میگن اصلا دردوحس نمیکنی

خداروشکر ،من خیلی دودل بودم برای بیمارستان، این ماماهمراه روکی باید باهش قرارداد ببندم؟چقدرهزینه میگیره؟

سلام شماره ماما همراهتو میدی عزیزم و اینکه ورزش و اینا باهات انجام دادن اصولی؟

قدمش پر از خیر و برکت عزیزم 🤩😘

منم طبیعی هستم بچه دوم باردارم
زایمان دومی هم سخت بود مثل اولی یا روندش زودتر میشه ؟
مبارکت باشه گلم

مبارکع عزیزم😍

عزیزم الان آرشیدا کنار اومده با نی نی؟

منم چهل هفته بیشتر گذشته بود دکتر گفت باید بچه بیاریم بیرکن درد هیچی نداشتم رفتم بستری شدم درد مصنوعی دادن خیلی بد بود سه روز هیچی درد داشتم ولی بدرد بخور نبودن دهانه رحم از ۲ سانت بیشتر باز نشد 😐دیدم دارن میکشنم خیلی اذیتم کردن دیگه با رضایت خودم رفتم خونه رفتم بیمارستان خصوصی سزارین کردم 😑تجربه مزخرفی بود زایمانم

مبارک باشه
پس راسته میگن زایمان دوم نسبت به اول زودتر میشه
من سر بچه اولم از ساعت ۲ و ۳ صبح دردام شروع شد تا ۱۰ و نیم صبح که زایمان کردم

۳۹ هفته و ۵روز زایمان کردم
۱۵خرداد ۱۴۰۵ اسم دخترمم نیلدا

سوال های مرتبط

مامان آرشیدا و نیلدا مامان آرشیدا و نیلدا ۱ سالگی
پارت دوم
ساعت تقریبا ۵ رسیدیم بیمارستان
رفتم زایشگاه معاینه ام کرد گفت میشه آبت سرجاشه با چیزایی ک گفتم گفت آره سوراخه
دهانه رحمت هم ۳سانت بازه بستری
خلاصه تا کارا بستری اینا کردیم شد۵ونیم عصر ب ماما همراهم ک‌خانم سعیدباغی بودن زنگ زدم تا ۶ خودشونو رسوندن
بعد مامای شیفت به ماما همراهم گفت چرا زود اومدی هنوز ۳سانت و کار داره و..... برو ۱ساعت دیگ بیا
ماما همراهم گفت بازم ی معاینه بکن چون بهش گفتم ۳تا۴سانت بازه
خلاصه معاینه ام کردن گفت همون۳ سانته ولی رحمش خیلی آماده س با ورزش اینا سریع فول میشه
ماما همراهم موند پیشم و ورزش اینا کردیم خیلی درد داشتم کیسه آبمم ۴سانت شدم زدن برام ولی آب خیلی کم اومده چون کیسه آبم سوراخ شده بود
خلاصه خیلی درد بدی داشتم هی گفتن میخای اپیدورال بزنیم برات گفتم نه نمیخام با ورزش و ماساژهایی ک ماما میداد آروم میشدم
ساعت ۷ونیم شد گفتم من زور دارم بچه داره میاد
شانس بد من تایم تغییر شیفت بود هرچی من گفتم ماماهمراهم گف بچه ش داره میاد بیاین ببرین اتاق عمل
گفتن ماما نیومده تغییر شیفته😑🤦🏻‍♀️
#زایمان#بارداری#فرزنذ#
مامان مهرسا و مهراد مامان مهرسا و مهراد ۲ سالگی
امروز خیلی روز سنگین و سختی بود برام ......من تازه زایمان کردم و الان ۱۲ روزه و مامانم اومده مونده خونه ی ما ..صبح ساعت ۸ صبح بود با صدای عوق زدن بیدار شدم دیدم مامانم تو دستشویی داره بالا میاره دویدم سمتش و دیدم رنگ و رو زرد زرد بی حال نمی تونه خودشو نگه داره ب زور نشوندمش خرما چیز آوردم براش شوهرم هول کرده بود من از اون بدتر مامانم فشار خون داره و ۴۴ سالشه آوردیم فشارش رد گرفتیم فشار رو یازده خوب بود ولی جون نداشت ب قول خودش ک میگفت تو خواب احساس کرده بوده سر گیجه داره و وقتی بیدار میشه می بینه دنیا داره رو سرش می چرخه و ب زور خودشو رسونده دستشویی و با چن بار افتادن و ما نگو نفهمیدیم و حال تهوع داشته یکم دراز کشید گفت احساس میکنم از داخل دارم می لرزم و ضعف میره دلم اوردم لقمه گرفتم براش یکم خورد دیگه شوهرم برداشت برد درمانگاه یدونه سرم تقویتی زدن بهش و اومد خونه و یکم خوابید و بعد ک بیدار شد خوب بود حالش ...مامانم تا حالا اینجوری نشده بود و بی سابقه بود ب نظرتون از چیه خیلی نگرانم براش و حالم خوب نیس ....نمی دونم غصه ی کی رو بخورم غصه ی بابام رو ک مشکل قلبی داره و چپ و راست دکتره غصه ی مامانم رو ک با چه بدبختی داره زندگی میکنه یا غصه ی ابجی ۱۰ ساله ام رو ک با پدر مادر مریض تکلیف این بچه چیه اگه زبونم لال اتفاقی برای هر کدومشون بیفته