حس میکنم این داستانها رو اسمش رو میشه گذاشت تجربه نزدیک ب مرگ🥲🤷‍♀️
خانوما من برای دخترم طبیعی زایمان کردم ولی خب زایمانم وحشناک بود یعنی دور از جونمون احتمال مرگ خودم و دخترم زیاد بود خدا کمکمون کرد فقط ۱۳ ساعت درد شدید همراه با خونریزی داشتم پرستارا فک میکردن زنده نمیمونم اینقد خون ازم رفته بود نزدیک ۳ تا دکتر بالاسرم اومد باید سزارین اورژانسی میبردنم نبردن منو خدا واسشون نسازه هیچ وقت نمیبخشم چ بلایی سرم بردن دلولمان جفت اتفاق افتاد واسم یعنی جفت قبل جنین تیکه تیکه خارج میشد همراه با خونریزی شدید ضربان قلب بچم با ان اس تی پایین بود ولی من التماس میکردم ببرین سز نمیبردن میگفتن باید پول بدی و.... زایمان بشدت خطرناکی داشتم ک از ۱۰۰ درصد یک درصد احتمالش هست باردارا نترسید💕
بعد اینک من ۲۸ برج ۲ بارداری خارج رحم داشتم ک ن توی لوله فالوپ بود ن رحم چسبیده بود ب چربی روده و خونریزی داخلی کردم اونم درد کشیدم خیلی و دکترا سردر نمی‌آوردند دکترا گفتن اگ نیم ساعت دیر تر می‌بردیم اتاق عمل تمام میکردی چون تمام اندام های داخلی شکمم رو خون گرفته بود طوری ک دراز میکشیدم حس میکردم آب توی شکممه داره میاد سر قلبم همون خون بوده یهو نفسم می‌گرفت خلاصه ک بیهوش نکردن منو چون یک قطره خون نداشتم ترسیدن بهوش نیام بی حس بودم ولی صداها می‌شنیدم ک دکتر حین عمل گفت زنگ بزنید آقای علی اکبری بیاد کمکم این بیمار حالش خیلی بده خلاصه پایین میگم🥲

تصویر
۱۳ پاسخ

❌️دکولمان جفت اتفاق افتاد واسم❌️بزنید نت میاد

دقیقا همین جا عکس مراسم گرفتن چند ساعت قبل حادثه مااونجابودیم مارسیدیم بندر سیریک روزدن🥺😭

منم دکولمان شدم ولی سریع بردنم اتاق عمل

من دکولمان جفت شدم ،خونریزی شدید با تیکه های جیگر، به دکتر پول دادم، رفتم سزارین

آخ عزیزم چقدر اذیت شدی😔😔😔😔واقها سخت گذشته بهت ان شاا... از این به بعد بهترین روزا رو با خانوادت با سلامتی بگذرونی

آخ الهی بگردم چه قدراذیت شدی عزیزم واقعا قلبم دردگرفت خداهم خودتوهم دخترکوچولوتودرپناه خودش حفظ کنه انشاالله ک ازاین به بعدهمیشه سلامتی و خوشی وخوشبختی باشه برات

دورت بگردم چقدر اذیت شدی 🥲🥹🫂
خدا کوچولوتو برات نگه داره
دیگ ب خوبیا فکر
ب مهری ک از امام حسین ب دلت اومده🥰

قربون امام حسین نجاتت داده

ای وای چقدسخت

عزیزم لطفا دیگه باردار نشو..🤧

دکترایی ک بالا سرم اومدن بعد از عمل چون درد داشتم و همچنان عدد بتا بالا بود فک میکرد باردارم هنوز آخه جنین ک درآوردن شبیه توده بود فک نمیکردن جنین همچین جایی رفته باشه مسکن واسم نمیزدن و من همچنان درد داشتم گفتن خداروشکر کن سالمی چون ما با کمک خدا از مرگ صدرصدی نجاتت دادیم گفتن تاحالا سه تا اتفاق اینطوری افتاده توی دنیا مث شما توی نئپال اندونزی و ایران ک من بودم ازم اجازه گرفتن و خبرش پخش شد خلاصه ک خیلی زجر کشیده ام من دیگ اسم بچه میاد تن و بدنم میلرزه🙂

خداروشکر عزیزم

❌️❌️❌️زنگ بزنید آقای علی اکبری بیاد کمکم این بیمار حالش خیلی بده همونجا ته دلم خالی شد و متوصل شدم ب اهل بیت خصوصا آقا امام حسین و صاحب الزمان ازش خواستم کمکم کنه و از خدا بخاد منو عمر دوباره بده بخاطر دخاز کوچولوم خیلی گریه کردم فک میکردم دیگ هرگز برنمیگردم خونه خلاصه ک خدا خیلی من گناه کار و روسیاه لطفش شامل حالم کرد ک بهم عمر دوباره داده خدایاااا هرثانیه شکرررت بابت همه چیز 😭💔

سوال های مرتبط

مامان آرشیدا و نیلدا مامان آرشیدا و نیلدا ۳ ماهگی
پارت سوم
خلاصه ۷و۳۳ دقیقه اینا بود ک ماما اومد هم بالا سرم اومد گفت بزار ببینم سر بچه اومده یا ن ک بریم اتاق عمل
نکاه کرد گفت آره داره میاد بزارین رو‌ویلچر بریم
گفتم نمتونم زور دارم داره میاد بچه
خلاصه ک گفتن نمی‌رسه ب اتاق عمل همونجا رو تخت زاییدم😑🤣🤦🏻‍♀️دخترم ساعت ۱۹:۴۰ دقیقه عصر دنیا اومد
دیک همونجا رو تخت بند ناف بریدن و بخیه زدن
تموم شد
زایمان اولم تقریبا ۶ساعت طول کشید با دهانه رحم ۳سانت و اصلا هیچ دردی احساس نمی‌کردم و فقط درد خفیف پریودی داشتم
ولی این زایمانم با دهانه رحم ۳سانت ۲ساعت طول کشید ولی دردهای وحشتناک داشتم اگر ماما همراه نمیگرفتم مرده بودم
سر جفت بچه هامون ماما همراهم خانم سعید باغی بودن یعنی عالی عالی هرچی بگم کم گفتم مث ی مادر پیشت میمونه کمکت می‌کنه دردات کم بشه
بیمارستان ۱۷شعریور هم تمیزه و رسیدگیشون خوب بود ماماها و پرستارا عالی خوش اخلاق بودن و برا اونایی ک بیمه تامین اجتماعی دارن رایگانه
کلا چ بیمارستان دولتی چ‌خصوصی هرجا رفتین ماما همراه برا زایمان طبیعی بگیرین 👍🌹
#بارداری#زایمان#فرزند
مامان مانلی ❤️ مامان مانلی ❤️ ۲ سالگی
داشتم ظرف میشستم یاد یه بنده خدایی افتادم
حدودا 2 ماه پیش بود بارداری خارج از رحم داشتم و یه شب بستری شدم بیمارستان
اولش تو بخش زایشگاه بودم تا قبل منتقل شدن تو بخش زنان
یه خانمی بود میخواست زایمان کنه و اصلا همکاری نمیکرد و فقط داد میزد و میگفت سزارینم کنین اما هیچکدوم از پرسنل اهمیت به حرفش نمیدادن و میگفتن نمیشه
خلاصه من منتقل شدم بخش زنان و اتاق ایزوله،چون قرار بود آمپول متوترکسات بزنم و نباید کسی دورم می‌بود واسه اینکه سیستم ایمنی بدن رو پایین میاره
خلاصه افتادم 2 شب بود اومدن بیدارم کردن و گفتم باید بری اتاق عمومی چون یه خانم میاد که زایمان کرده و خطرناکه شرایطش و نباید با بقیه مادرا یکجا باشه
گفتم چشه مگه؟
گفتن hpv داره که بدنش پر شده
صبح دیدم اااا این که همون خانمه که زایمان نمیکرد
نگو بنده خدا میدونست همچون مشکلی داره که قبول نمیکرد طبیعی زایمان کنه و آخرم مجبور شد طبیعی بیاره
اینجا واسه من جای سواله مگه نمیگن هر کی hpv داره باید سزارین بشه چون احتمال زیاد حین زایمان طبیعی چون صورت و بدن بچه برخورد داره با ضایعات آلوده میشه
چرا سزارینش نکردن؟؟