۲۲ پاسخ

وا چ بیشعوررر😐

بگو نخود نخود هرکه رود خانه ی خود🤣

نه بابا این کارهارو نکن دلش میشکنه گناه داره یواشکی یکم نمک بریز تو کفشش نمک نمکدان زبر نباشه بفهمه خودش میره تا احترام شو بذاری خدابرات جبران میکنه

اه اه بدم میاد خودتو بزن ب پرویی بگو شما فردا میری من دست تنهام باید یاد بگیرم باید خودم از پس کاراش بر بیام توام دم ب دقیقه برو ازش بگیر٫

وای خداصبرت بده هرچی بگی ام بدمیشی میدونم

عزیزم خودتم مقصری از روز اول که اومد تکون نمیخوری میگفتی تازه زایمان کردم
کی گفته زنی که زایمان کرده باید پاشه غذا درست‌ کنه
حالاهم دیر نشده خودتو بزن حال بدی برو دکتر بعد بیا بگو گفتن نباید تا یکی دوماه کار کنی تا حالت بهتر بشه بگو گفته آشپزی و کار خونه ممنوع

بچتو‌بردار برو تو اتاق درو ببند بگو میخوام با بچم استراحت کنیم رک به شوهرت بگو ۲۰روزه زایمان کردم دارم مهمون داری میکنم مامانت اومده کارمنو زیادتر کرده مادرشوهرت یه آدم کاملا مریضه بلایی که اطرافیان سرش آوردن داره سر تو خالی میکنه اذیتت میکنه

قشنگ درکت میکنم خیلی سخته خیلی فقط از خدا می‌خوام صبر زیاد بهت بده توکل کن به خدا😭😮‍💨😓

لامصب بغلی میشه مثل بچه من

رک بگو‌ میخام بچم بغل خودم باشه یا بگو لازم نیست بغلش کنی هی بغلیش کردی چهار روز دیگه میری من چطور میخام هی بچه به بغل کارامو کنم خودت باید از خودت جنم نشون بدی و وایسی جلوش هیچی نمیگی بقیه سواستفاده میکنن

خدا لعنت کنه آدم نفهم بی درک رو…

از بس فضولن
برا من ک ب همه چی کار ذاره بعد خودشو میزنه ب مظلومیت ک من هیچ کاری ندارم
میگفت پس کی سیسمونی رو میارین دیگ ماه محرم داره میاد
گفتم بیا بریم خونه مامانم ببین تکمیله فقط سرویس چوبش سفارشی بود هنوز نیومده تیر میاد
بعدشم دوس ندارم زود بچینم ک همش بخوام تمیز کنم با این‌ووضع وسواس بودنم

بهترین روش اینه که بچه رو برداری بری خونه مامانت چند روز

یه جوری کن بره خونش من مادرشوهرم یهو زنگ میزد میومد خونمون منم بدم میاد بی خبر
به بهانه بچه دیدم حی پشت هم میاد
از رفت آمد حرف افتاد گفتم من هرروز خاله بازی خوشم نمیاد رفت آمد کم دوست دارم اونم با دعوت دیگه به خودش گرفت ۲ هفته نیومد

منم یه خواهر شوهر بیشور داشتم این کارو میکرد

بچه رو بردار چندروزی برو خونه مامانت

کارای خونه و آشپزی هم می کنه؟ یا فقط بچه داری می کنه
هنوز جون نداری که بخوای مهمون داری کنی
هر کی ام که میاد باید کمک حال باشه

خدا صبر بده بهت خواهر

من از ترس اینکه بیان خونمون میرم خونه مامانم که معذب باشن زیاد نیان راحت باشم از دخالتاشون و مهندس بازیاشون

با خواهر شوهرات راحت نیستی به اونا بگی بیان دنبالش؟

باشوهرت حرف بزن بگوراحت نیستی مامانش اونجاس وداری اذیت میشی

عین مادرشوهرمن من اویزونه درکت میکنم

سوال های مرتبط