۴ پاسخ

همراهش برو بشین روز اول سه ساعت بشین روز بعد دو ساعت روز بعدش یکساعت تا بتونه دوست پیدا کنه و توی کلاس خو بگیره

الهی طبیعیه عزیزم همیشه کنارش بودی یهویی میخوای تنهاش بذاری...هیچ وقت یادم نمیره معلمای من مثل شمر ذی الجوشن بودن تو مدرسه آنقدر دلم برای مهربونی مامانم تنگ می‌شد میرفتم یه گوشه گریه میکردم 🫠

اخی عزیزم یاد خودم افتادم که روز اول مدرسه یه لحظه به خودم اومدم دیدم مامانم نیست
کم کم عادت میکنه قشنگم نگرانش نباش

باید کم کم ازش جدا شدی
اول جفتش باش
بعد دورتر وایسا
بعد پشت در کلاس وایسا دو سه روز
بعد برو دیگه
ثبتنامش کن که انقدر بهت وابسته نباشه برا مدرسه اذیتت میکنخ

سوال های مرتبط

مامان نورا و نیلا❣️❣️ مامان نورا و نیلا❣️❣️ ۵ ماهگی
امروز خیلی سخت بود
دو تا بیمارستان رفتم
اول به اصرار شوهرم بیمارستان نزدیک رفتم (از این کارش خیلی حرصم گرفت که به خاطر ترافیک و جا پارک از اول منو بیمارستانی که دکترم هسن نبرد و خیلی اذیت شدم و مجبور شدم دوبار آن اس تی بدم)
آن اس تی گرفتم یکم انقباض نشون داد
همون موقع یه خانم ۲۳ هفته با درد زایمان زودرس آومد وکیسه آبش پاره شده بود و بنده خدا کنار من آنقدر درد داشت و جیغ زد و بردنش اتاق دیگه زایمان کرد خیلی ترسیدم و دست و پام می لرزید و فشارم افتاد پ خیلی براش ناراحت شدم
آخر به من گفتند باید بستری بشی و معاونت کنیم که اجازه معاینه ندادم و گفتم میرم بیمارستان خودم تا دکترم بیاد
بیمارستان خودم دوباره آن اس تی گرفت ولی خداروشکر انقباض نشون نداد ولی آزمایش دادم و معلوم شد عفونت ادراری دارم و دردهای به خاطر همون بوده
خداروشکر بستری نشدم ولی دکترم گفت برو استراحت مطلق
بازم خدایا شکرت
امیدوارم اون خانم هم خدا بچشو براش سالک نگه داره بنده خدا با ۳۷ سال سن و آی وی اف باردار شده بود و تازه سرکلاژ هم بود 😭