۶ پاسخ

میگفتی بیشعورا سونوگرافی برای همین وزن بچه نه اینکه هی شماها انگولک کنین

اگه تامین اجتماعی داری برو هفده شهریور من سزارین شدم راضی بودم

۱۷ شهریور بهتر نیس؟

قابل برا زایمان تعریفی نداره من ۱۷بود عالی بود

اونجا ک ادم میره مث این موش های ازمایشگاهی میشه 🥲🤣

از جونت سیر شدی میری اونجا برای زایمان

سوال های مرتبط

مامان ayhan🌙 مامان ayhan🌙 روزهای ابتدایی تولد
تحربه زایمان پارم ۲🤍

بعد مامای بخش دستشو تا ناکجا اباد کرد توم و من گفتم الان سر بچه رو میگیره و میاد بیرون 🫤
بعد تو همین صحنه ها من کلی داد و بیداد کردم از درد
وقتی دستشو دراورد دوبارع رفت ادامه صحبتش با تلفن رو شروع کرد😶
من هی میپرسیدم چند ثانت بود بچه سرش تو لگن هست یا نه ؟ اینم جواب نمیداد بعد از اتاق رفت بیرون تو ی اتاق دیگه تلفن صحبت کرد😂
منم با کلی ترس و استرس نشسته بودم تا خانم تشریف مبارکشو بیارع😒
اومد تو گف برو ان اس تی بده ، رفتم دادم همه چی خوب بود به بعد گف بیا دوباره معاینه شو رفتم گفتم الان معاینه کردین چند ثانت بودم؟
بنظرتون چی گفت؟😶
گف رحمت بستست و خشکه حتی نیم ثانتم باز نیستی😑
بله اینجا بود ک خودمو حساااببیییی باختممممم
دوباره رفتم معاینه شدم ولی خیلی وحشتناک تر از چ لحاظ میگم وحشتناک؟
از احاظ اینکه اون مامای بیشرف حین معاینه شروع میکرد از بالای شکمم فشار دادن
انگار میخاست بچه رو بزور بیاره پایین ک تو این حین من حالم بد شد فشارم رفت بالا
گف دوبارع برو ان اس تی بده . رفتم دادم دیدم ضربان قلب بچه هی بالا پایین میشه خیلی خطر ناک بود
بعد گف الان دکتر شیفت میاد بهت میگیم چیکار کنی
دکتر شیفت اومد دید من ترسیدم شروع کرد با من کرف زدن ک نفس عمیق بکش و هروقت دردت اومد این کارو کن بعد مامای لخش اومد با حرص گفت دکتر بیکار نیستیما زود باش دوباره دستشو کرد توم و ماما از بالا شار میداد ، این دفعه دیگه نتونستم تحمل کنم تو جیغ زدنام هی مامارو فشار میدادم بره عقب ولی اون محکم تر از قبل فشار میداد 🤦🏻‍♀️
مامان پری ماه🍒🍓 مامان پری ماه🍒🍓 ۲ ماهگی
پارت آخر
بش گفتم کی میتونم برم پایین گف تا اسپاینال بشی گفتم فارسی بگو گف پاتو تکون بدی گفتم خو میتونم گف بده ببینم
پامو اوردم بالا جفتشو
کلی تعجب کرد همه داشت تعریفم میدادن
دکتر رف و دکتر بیهوشی اومد پیشم و باهام کلی صحبت کرد گفتم کر میرم گف تا پاهاتو بلند کنی تکون دادم و اوردنم پایین
بچه م اوردن پیشم
خیلی لحظات شیرینی بود و خیلیم سخت بود اصلا درد نداشتم
ساعت ۱۱ و ۴۰ دیقه تو بخش بودم
دکتر گف ساعت ۵ باید پاشی راه بری
از ساعت چهار بهم مایعات دادن
و شیاف زدن برام
ساعت پنج بلند شدم درد زیادی نداشتم
شب خودم دور بچه بودم
تا صب چندین بار بلند شدمو رفتم و اومدم
دکتر صب ک اومد گفت ک بچه ات از حالت سفالیک تغییر کرده بود و عرضی تو پهلوهات بود
خدا بهت رحم کرد
موقع برش گفت ک دستش سمت ما بود عمل سختی داشتی
برا همین عملت طول کشید
خدا بهت رحم کرد فشار گرفتت و نموندی تا زایمان طبیعی کنی‌
خلاصه ک من عاشق دکتر شدم
دستش خیلی سبک و خوبه
خیلیا اونجا تعریفش میدادن ک بخیه هاش عالین
منم خداروشکر خیلی راضیم
دیروز مرخص شدم و الان با نی نی خونه م
مامان جوجو ممد مامان جوجو ممد ۳ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲

دوباره رفتم پیش ماماخصوصی معاینه کرد گف سر بچه قشنگ تو لگن عالیه زایمانت خیلی راحته منم خوش و خرم رفتم سراغ بیمارستان خصوصی واسه هزینه ها ک گفته بودن بعد عید خیلی بالا رفته خلاصه ک بیمارستان قمر گف هزینه زایمان طبیعی ۳۰ میلیون و با بیمه شماهم قرار داد نداریم باید فاکتور بدین از اون طرف هم ۱۵ میلیون ماماخصوصی گفته بود میگیره
هیچی دیگه گفتم پول ماماخصوصی نوش جانش ولی چرا وقتی خودم میخوام پاره شم ۳۰ میلیون ب بیمارستان بدم
رفتم پیش ماماخصوصی گفتم هزینه های قمر خیلی بالا واسه ی زایمان طبیعی واقعا حالا سزارین باشه ی چیزی گفتم بیا بیمارستان دولتی هرچی بخوای میدم گف ن نمیشه ماماخصوصی بیمارستان دولتی نمیزارن بیام با کلی ناراحتی برگشتم خونه
شبش زنگ زد گف یکی از بهترین ماما همراه های مرکز واست قرارداد میبندم میاد حکیم کنارته زایمانتم ک دکترای حکیم خودشون میگیرن کارشون خوبه نگران نباشه
گفتم باشه رفتم قرار داد بستم هزینه واریز کردم گف واست ۲ ساعت کلاس میزارم ک یادت بیاد کلاسای آمادگی زایمانو
بعد از اون کلاس ک اومدم بیرون سرگیجه داشتم گفتم اشکال نداره حتما هوا گرمه و اینا ولی دیگه نمیتونستم راه برم زنگ زدم شوهرم اومد دنبالم رفتم خونه مامانم فشارم گرف مامانم ۸ بود
زنگ زدم ب ماما همراه گفتم اینطوری شدم گف تو مطب هم فشارت ۱۰ بوده یکم استراحت کن خوب میشی
تا بعد از ظهر صبر کردم دیدم خوب نشدم گیج میره سرم هنوز
زایمان طبیعی زایمان سزارین