تحربه زایمان پارم ۲🤍

بعد مامای بخش دستشو تا ناکجا اباد کرد توم و من گفتم الان سر بچه رو میگیره و میاد بیرون 🫤
بعد تو همین صحنه ها من کلی داد و بیداد کردم از درد
وقتی دستشو دراورد دوبارع رفت ادامه صحبتش با تلفن رو شروع کرد😶
من هی میپرسیدم چند ثانت بود بچه سرش تو لگن هست یا نه ؟ اینم جواب نمیداد بعد از اتاق رفت بیرون تو ی اتاق دیگه تلفن صحبت کرد😂
منم با کلی ترس و استرس نشسته بودم تا خانم تشریف مبارکشو بیارع😒
اومد تو گف برو ان اس تی بده ، رفتم دادم همه چی خوب بود به بعد گف بیا دوباره معاینه شو رفتم گفتم الان معاینه کردین چند ثانت بودم؟
بنظرتون چی گفت؟😶
گف رحمت بستست و خشکه حتی نیم ثانتم باز نیستی😑
بله اینجا بود ک خودمو حساااببیییی باختممممم
دوباره رفتم معاینه شدم ولی خیلی وحشتناک تر از چ لحاظ میگم وحشتناک؟
از احاظ اینکه اون مامای بیشرف حین معاینه شروع میکرد از بالای شکمم فشار دادن
انگار میخاست بچه رو بزور بیاره پایین ک تو این حین من حالم بد شد فشارم رفت بالا
گف دوبارع برو ان اس تی بده . رفتم دادم دیدم ضربان قلب بچه هی بالا پایین میشه خیلی خطر ناک بود
بعد گف الان دکتر شیفت میاد بهت میگیم چیکار کنی
دکتر شیفت اومد دید من ترسیدم شروع کرد با من کرف زدن ک نفس عمیق بکش و هروقت دردت اومد این کارو کن بعد مامای لخش اومد با حرص گفت دکتر بیکار نیستیما زود باش دوباره دستشو کرد توم و ماما از بالا شار میداد ، این دفعه دیگه نتونستم تحمل کنم تو جیغ زدنام هی مامارو فشار میدادم بره عقب ولی اون محکم تر از قبل فشار میداد 🤦🏻‍♀️

۱۲ پاسخ

اعصاب ندارید ماما نشید خب خدا لعنتتون کنه خودتونم زنید درک کنید

توروخدا سزارین چه اشکالی داره اخه چرا خودتون میدید دست اینجور آدمای بی مسئولیت و بی حوصله خدای نکرده بچه یا خودتون یه چیزتون بشه کی جوابگو هست
به ولا اونا هم جوابگو نیستن

خصوصی هم همینه عزیزم..من خصوصی بودم مامام خیلی وحشی بود

فرق بیمارستان دولتی و خصوصی همین پرسنلشونن دولتیا همینقدر وحشی ان وقتی دید بسته ای بهت میگفت بری خونه خو چه کاریه🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

خب بعدش چیشد

چه وحشتناک من سر زایمان اولم ک طبیعی بودم اصلا این کارو باهم نکردن

مطمئنم هیشکی خاطره خوبی از ماما های زایشگاه نداره

واقعاً که من بودم هرچی از دهنم در میومد بهش میکردم فوش کشش میکردم بیشعور ها باردار بود بعضی انگار دارم نیستن بخدا

چ وحشتناک

من دکترم خصوصیه واسه ان اس تی میخواستم برم تامین اجتماعی زورشون میومد ی ان اس تی بگیرن گفتن باید بری جایی ک دکترت هست
مثلا دارم بیمه شو میدما😑

واااااااا

بیا باز بگین وقتی زایمان طبیعیه خودمون میخوایم زور بزنیم بریم بیمارستان دولتی

سوال های مرتبط

مامان ayhan🌙 مامان ayhan🌙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان پارت ۳ 🤍
بعد این فشار دوباره فرستادن ان اس تی و ضربان قلب بچه خیلی بیشتر بالا پایین میشد
و این خیییلی خطر ناک بود ، اصلا چرا باید شکمو فشار بدن؟ اگه با فشار دادن باشه ک ب قول ی دکتری میگفت اگه با فشار دادن رحم باز بشه ب مادرا میگیم رو شکم بخوابن .
بعد دیدن اوضاع خیلی خیته و ضربان قلب بالا پایین میشه گفتن برو بیرون سونو بده وضع جنین رو چک کن ، اگ مشکلی نباشه هفته بعد بیا
منم دیدم بهترین فرصته ، اومدم بیرون رفتم سونو دادم دکتر گفت خداروشکر همه چی خوبه فقط جفت پایین تر از جنینه و جنین پایین نیست رحمم کاملا بستست .
من دیگه حاضر نبودم برگردم ب اون بیمارستان و اون دکترارو ببینم
شوهرم گف دیگه همین بیمارستان خصوصی بستری شو بزار همینجا سزارین کنی چون از جون بچه و تو هیچی مهم تر نیست .
با ی دکتر دیگه صحبت کردم گفتم اینجوریه این کارو کردن اونم گفت اصلا خطر ناکه نباید شکمو فشار بدن موقع معاینه وقتی رحم بستست .
بعد گفت تا فردا صبر کن اگه دردت نگرفت بیا بیکارستان سزارین شو .
من اون شب فقط خونریزی داشتم و دنده هام درد میکرد.
فرداشم هیچ علائمی از زایمان نداشتم رفتم بیمارستان نیمه خصوصی اونجا شرایطمو گفتم گفتم پیشرفتی تو طبیعی نداشتم منو بستری کردن برای سزارین .
ی دکتر خییییلی عالی اون روز شیفت بود ک فقط تو بیمارستان خصوصی زایمان انجام میداد و فقط دوشنبه ها میومد اینجا
مامان جانا مامان جانا ۳ ماهگی
تجربه زایمان یه مامان اولی
پارت ششم
از حموم ک اومدم یادم افتاد همسرم امروز رفته بود ارایشگاه گفتم پس منم یه اصلاح کنم صورتمو دیگ سر و صورتمو تر تمیز کردم ک یهو کمرم درد گرف دردام شدید شد به مامانم گفتم گف بریم بیمارستان ان اس تی بده پس زنگ زدم شوهرم اومد دنبالمون و رفتیم رسیدم زایشگاه ماما گف برو ابمیوه دوتا بخور تیم ساعت راه برو بعد بیا منم رفتم تو حیاط ک قدم بزنم ولی ده دیقه بیشتر نتونستم درد زیر شکم‌گرفتم‌ رفتم زایشگاه گفتم نمیتونم درد دارم اومد دستگاه رو وصل کرد گف انقباض نداری ولی ضربان قلب بچه تندع باید معاینه بشی گفتم نه من طبیعی ک نیستم هی منو معاینه کنید یه بار معاینه شدم باز بوده دهانه رحمم الان دلیلی نداره دوباره معاینه بشم انگار بهش برخورد اخم کرد و رفت دکترم اون لحظع اتاق عمل بود زنگ زد دکترم شرایط و گفت اونم گف بستریش کنید یه ساعت دیگ میام عملش میکنم از اونجا بود ک استرسم شروع شد مامانم کلی باهام حرف زد ک ارومم کنه ولی بغض گلومو‌گرفته بود دردهای زایمانم از طرفی مامانم دید اروم نمیشم رفت یواشکی شوهرمو اورد تو اتاق تو زایشگاه😂🤦‍♀️شوهرم‌کلی باهام حرف زد دیگ ماما اومد ک انژوکت و وصل کنه و ازمایش بگیره
مامان Mahuraa🍓💗 مامان Mahuraa🍓💗 ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان سز اورژانسی پارت ۲:

منی که لحظه به لحظم با درد بود و شدیدتر میشد یکهو یکی اوردن تو اتاق جلو چش من طبیعی زایمان کرد🤦🏻‍♀️ با جیغ و دادای اون خانم استرس گرفتم اما همچنان دردامو و خودمو با نفس عمیق کنترل میکردم بعد اون خانم ک زایید رفت ماما اومد برا معاینه، گف ۴ سانته، بعد رفت دکتر صدا کرد ک معاینم کنه اون دکترم خیلی وحشی بود گف ۴ سانته ولی بچش عرضیه ... 

بعد در همین حین ک داشت معاینم میکرد من انقباضاتم زیاد بود گفتم ی چن لحظه صبر کنه بعد معاینه کنه حداقل دوتا دردو باهم نکشم یهو سرم داد زدو ازینورم دستشو تا جای ممکنه میبرد داخل و میگف تو که میدونسی بریچه چرا وقت نگرفتی برا عمل چرا اینجوری اومدی باید درد طبیعی بکشی یا نه همین الان میتونم دکتر صدا کنم که وقت عمل بده و پولش بدی😕 گفتم پولشو ندارم و جیغ میکشیدم با بدرفتاری تمام گذاشت رفت ..

گذاشتن خوب درد بکشم بردنم تو راهرو اتاق عمل و دوباره اومدن برا معاینه اینبار دردام به حدی بود ک میلرزیدم ب خودم، با معاینه این بار ۷ ، ۷ونیم سانت بودم، گفتم تا درد طبیعی نکشم عمل نمیکنین همون دکتر بود گف ن نمیکنم میخای چکار کنی(:
مامان دونات کوچولو مامان دونات کوچولو ۱۱ ماهگی
زایمان طبیعی پارت 3
ساعت نه نیم معاینه شدم کیسه آبم پاره شد پرسیدم چند سانتم گفت چهار سانتی برو تو حیاط بیمارستان راه برو ساعت یک نیم بیا رفتم باز راه رفتم هی موقع دردا خودمو یک جایی نگه میداشتم درد تموم میشد باز راه میرفتم دوباره ساعت یک رفتم داخل معاینه کرد گفت تعغیر نکردی برو باز راه برو دوساعت دیگه بیا باز رفتم راه میرفتم یکم مینشتم رو صندلی دوباره بعد دوساعت رفتم داخل معاینه شدم همون اوضاع قبلی بود تا ساعت پنج صبح همینطور از درد ناله میکردم دیگه رفتم داخل معاینه کرد همون چهار سانت بودم دیگه گفت لباستو عوض کن اومد نمونه خون و ادرار گرفت و آنژوکت وصل کردم رفتم اتاق زایمان معاینه شدم معاینه لگنی گفت لگنت یکم برآمدگی دارع ولی بچت زیاد بزرگ نیست و مشکلی پیش نمیاد البته که من چند روز پیش معاینه لگنی شده بودم پیش دکترم و معاینه تحریکیم شدم که دکتر من همین حرف رو زده بود اون موقع دوسانت بودم اومدن سوزن فشار زدن بعد دوباره معاینه شدم ماما گفت که شیش سانتی خوب دهانه رحم دارع باز میشه و سرم بستش و رفت (ولی به نظرم به این دلیل بست که من تو شیفت اون زایمان نکنم چون شیفت داشت عوض میشد )
مامان ماهان💙 مامان ماهان💙 ۱۵ ماهگی
تجربه ۲
گفتم باید برم حموم سریع رفتم زیر دوش آبگرم رفتم شیو کردم خودمو اومدم موهامو خشک کردم خوب آماده شدم رفتم بیمارستان ی مامای بد اخلاق بود خب طبیعی هفته آخرت هستی بیا معاینه کنم معاینه کرد گف ۲ سانتی ولی زایمانت طول میکشه بستری نمیکنه دکتر بذار به دکتر بگم دردم شدید تر میشد ان اس تی گرفت گف درد زایمان داری دکتر دیگه ای شیفت بود خیلی خوب بود خدا ازش راضی باشه واقعا اومد گفت کجاست خونتون گف روستا هستیم گف نمیتونم بفرستمت چون اتفاقی می‌افته بچه تکون نمیخوره اصلا کمپوت خوردم بستنی خوردم نخورد بستری شدم لباس دادن دکتر خودش معاینه کرد تحریکی خیلی درد داشت مردمو زنده شدم از درد دردم دیگه بدتر شدم خیلی بیشتر بازم ان اس تی گرفتن دیدن بچه تکون نمیخوره گف دردت بیشتر میشه دیگه معاینه کردن گفتن ۳ سانت شدی دیگه میمردم از درد خیلی داد میزدم گریه میکردم دکتر گف زایمانت طول میکشه گفتن ی بارم معاینه تحریکی کنن و یکم فشار بدن بچه بیاد پایین کیسه اب پاره کردن دیگه گفتن بچه مدفوع کرده من متوجه نشدم دکتر اومد گفتن دردش بیشتر ی ساعت زایمانش طول میکشه ولی بچه مدفوع کرده ضربانش اومده سریع ببرید اتاق عمل سزارین من خیلی حالم بد بود میلرزیدم دردم زیاد بود ۴.۵ نیم سانت شدم دیگه سوند وصل کردن ادامه پارت بعدی
مامان بردیا مامان بردیا ۱۴ ماهگی
پارت ،2دیگه هیچی معاینه کرد گفت یک سانت باز شده من درد نداشتم دیگه تا وقتی کارامو انجام داد کاغذ بازی اینا شد همون 2دیگه باز معاینه کرد گفت بریم زایشگاه باهمون یک سانت دیگه مادرم رفت تو استراحت گاه منم باماماخودم رفتم تو زایشگاه شانس خودم مامام همون شب شیفت بیمارستان بود دیگه هیچی رفتیم تو زایشگاه من رفتم تو اتاق مامامم رفت گفت تا 4 سانت باز بشه میام رفت بیرون اتاق ولی همونجا بود دیگه یه ماما دیگی اومد سرمو وصل کرد قلب بچه رو ازاون چیزا گذاشت که همجوری بزنه دیگه رفت من همجوری که دراز کشیده بودم هی درد داشتم کم دیگه تا ساعت 3ونیم بعد اومد دوباره معاینه کرد گفت شدی 3 سانت گفت رحمت خیلی خوبه نرم عالی دیگه رفت شد ساعت 4,20دقیقه اومد یه سرم زد گفت توش داروی آمپول فشار چون کیسه آب پاره باید زودتر زایمان کنی دیگه دیگه رفت من موندم با آمپول فشاردیگه کم کم هی درد می‌آمد فقط شکم سفت میشد کمرم درد میکرد تو کشام اینا فشار می‌آمد دیگه مامام اومد معاینه کرد گفت شدی 4 سانت دیگه بود نرفت دیگه منم هی دردا زیاد میشد تا ساعت 6
مامان نبات زعفرونی مامان نبات زعفرونی ۳ ماهگی
پارت سوم زایمان طبیعی
صبح یکشنبه ۱۳ اردیبهشت با مامانم و شوهرم راهی بیمارستان شدم اول که رفتم تو زایشگاه nst وصل کردن و انقباض نشون داد و معاینه کردن من رو و اونجا هم گفتن دهانه رحمت افتضاحه و احتمالا بستری نمیشی میگن برو ۵شنبه بیا که دکتر بخش اومد و گفت چون زایمان دومشه بستریش کنین دیگه لباسامو عوض کردم و رفتم داخل زایشگاه و اینم بگم زایشگاه هیچکس نبود و فقط من بودم دکتر بخش که اجازه بستری شدن من رو داد اومد یک معاینه تحریکی کرد که گفت الان دو سانت بازی اما دوسانت خیلی بد و برام آمپول فشار زدن ، با آمپول فشار کم کم دردای من بیشتر شد اما دهانه رحمم باز نمیشد من وقتی رفتم داخل زایشگاه ساعت ۱۱ صبح بود تا ساعت ۴ بعدازظهر من همون دوسانت مونده بودم بعد من یک کسی دیگه اومد که بدون درد اومده بود ساعت ۴ زایمان کرد و رفت و من وقتی دیدم اون دیرتر اومد و زود رفت خیلی ناراحت شدم که من هنوز موندم اینجا در همین حین با مامانم و شوهرم در ارتباط بودم چون زایشگاه خلوت بود میومدن تو و من رو میدیدن خلاصه تا ۸،۹ شب من در همون وضعیت بودم تا شیفت ماما عوض شد و یک ماما کاربلد اومد که با معاینه های پی در می سر بچه رو تو لگن چرخوند و کیسه آبم رو زد و دردای زایمان که اصلی هستن تازه اون موقع به سراغم اومد که هی فاصله ی دردا کم شد و گاز انتونکس به من داد و رفت استراحت کنه ساعتای ۳ شب که دیگه دردای من خیلی شدت پیدا کرده بود خود به خود زور بهم وارد میشد صداش کردم و گفتم الان بچه به دنیا میاد اومد معاینه کرد و گفت الان ۷ سانتی از قبل به ماما همراهم زنگ زده بود رفت که به اون بگه سریع بیاد که دوباره یک زور عجیبی به من وارد شد که فقط دادم زدم بیاین الان بچه ام به دنیا میاد
مامان کیان مامان کیان ۵ ماهگی
پارت سوم
منو بستری کردن ماما میخاست‌ شیف تحویل بده اومد منو چک کرد و یه سری توضیحات به ماما شیفت بعد داد ماما شیفت بعد منو چک کرد و معاینه کرد گفت دهانه رحمت خیلی نرمه و خوبه رفت با یه دکتر اومد اون دکتره بهم نگفت میخواد معاینه تحریکی انجام بده وای این قسمت معاینه تحریکی خیلی دردناک بود بعد از معاینه تحریکی دردام شدید تر شد و یه سرم بهم وصل کردن هر موقع دوز سرمه بالا تر می‌رفت درد منم شدید تر میشد و من با نفس عمیق دردام رو کنترل میکردم اصلا جیغ نمیزدم چون جیغ زدن باعث میشد دهانه رحمم متورم بشه و زایمانم سخت تر بشه ماما بهم گفت یه عطری چیزی بود کن نفس عمیق بکش این کمی برای من موثر بود یه چهارساعتی گذشت دیدم ماما اومد منو معاینه کرد با یه حالت تعجبی گفت الان دهانه رحمت کامل باز شده بهم گفت حالت دستشویی ایرانی بشین هر موقع انقباض داشتی زور بزن تا سر بچه بیاد پایین
سه تا زور محکم زدم موهاش که معلوم شد منو از اتاق درد به اتاق زایشگاه منتقل کردند
دکتر و ماما بهم کمک کردند نشستم رو تخت و بهم گفتن هر موقع دوباره درد داشتی زور بزن سه بار زور زدم سر بچه بیرون اومد بدنش هم عین ماهی لیز خورد منم هرچی درد داشتم از بین رفت سریع بچه رو گذاشتن رو شکمم و لحظه قشنگی که هیچوقت یادم نمیره بچه ای که نه ماه تصورش میکردم و تو شکمم بود الان تو بغلمه
مونده بود جفت بیاد بیرون دوتا سرفه محکم کردم جفت اومد بیرون
دیگه یه ماساژ شکمی انجام دادن و بخیه هارو بهم زدن منو بردن بخش
بعد از دو ساعت من تونستم برم دوش بگیرم و راه برم
خیلی خوب بود و زود تموم شد
به نظر من هرکسی که آستانه تحمل دردش بالاست بهترین انتخاب طبیعی هستش عوارض کمتری داره خیلی خیلی خوبه بعدش راحت تر به کارات می‌رسی