تجربه زایمان پارت ۳ 🤍
بعد این فشار دوباره فرستادن ان اس تی و ضربان قلب بچه خیلی بیشتر بالا پایین میشد
و این خیییلی خطر ناک بود ، اصلا چرا باید شکمو فشار بدن؟ اگه با فشار دادن باشه ک ب قول ی دکتری میگفت اگه با فشار دادن رحم باز بشه ب مادرا میگیم رو شکم بخوابن .
بعد دیدن اوضاع خیلی خیته و ضربان قلب بالا پایین میشه گفتن برو بیرون سونو بده وضع جنین رو چک کن ، اگ مشکلی نباشه هفته بعد بیا
منم دیدم بهترین فرصته ، اومدم بیرون رفتم سونو دادم دکتر گفت خداروشکر همه چی خوبه فقط جفت پایین تر از جنینه و جنین پایین نیست رحمم کاملا بستست .
من دیگه حاضر نبودم برگردم ب اون بیمارستان و اون دکترارو ببینم
شوهرم گف دیگه همین بیمارستان خصوصی بستری شو بزار همینجا سزارین کنی چون از جون بچه و تو هیچی مهم تر نیست .
با ی دکتر دیگه صحبت کردم گفتم اینجوریه این کارو کردن اونم گفت اصلا خطر ناکه نباید شکمو فشار بدن موقع معاینه وقتی رحم بستست .
بعد گفت تا فردا صبر کن اگه دردت نگرفت بیا بیکارستان سزارین شو .
من اون شب فقط خونریزی داشتم و دنده هام درد میکرد.
فرداشم هیچ علائمی از زایمان نداشتم رفتم بیمارستان نیمه خصوصی اونجا شرایطمو گفتم گفتم پیشرفتی تو طبیعی نداشتم منو بستری کردن برای سزارین .
ی دکتر خییییلی عالی اون روز شیفت بود ک فقط تو بیمارستان خصوصی زایمان انجام میداد و فقط دوشنبه ها میومد اینجا

۱ پاسخ

عزیزم خداروشکر بسلامتی
کدوم بیمارستان رفتی

سوال های مرتبط

مامان ayhan🌙 مامان ayhan🌙 روزهای ابتدایی تولد
تحربه زایمان پارم ۲🤍

بعد مامای بخش دستشو تا ناکجا اباد کرد توم و من گفتم الان سر بچه رو میگیره و میاد بیرون 🫤
بعد تو همین صحنه ها من کلی داد و بیداد کردم از درد
وقتی دستشو دراورد دوبارع رفت ادامه صحبتش با تلفن رو شروع کرد😶
من هی میپرسیدم چند ثانت بود بچه سرش تو لگن هست یا نه ؟ اینم جواب نمیداد بعد از اتاق رفت بیرون تو ی اتاق دیگه تلفن صحبت کرد😂
منم با کلی ترس و استرس نشسته بودم تا خانم تشریف مبارکشو بیارع😒
اومد تو گف برو ان اس تی بده ، رفتم دادم همه چی خوب بود به بعد گف بیا دوباره معاینه شو رفتم گفتم الان معاینه کردین چند ثانت بودم؟
بنظرتون چی گفت؟😶
گف رحمت بستست و خشکه حتی نیم ثانتم باز نیستی😑
بله اینجا بود ک خودمو حساااببیییی باختممممم
دوباره رفتم معاینه شدم ولی خیلی وحشتناک تر از چ لحاظ میگم وحشتناک؟
از احاظ اینکه اون مامای بیشرف حین معاینه شروع میکرد از بالای شکمم فشار دادن
انگار میخاست بچه رو بزور بیاره پایین ک تو این حین من حالم بد شد فشارم رفت بالا
گف دوبارع برو ان اس تی بده . رفتم دادم دیدم ضربان قلب بچه هی بالا پایین میشه خیلی خطر ناک بود
بعد گف الان دکتر شیفت میاد بهت میگیم چیکار کنی
دکتر شیفت اومد دید من ترسیدم شروع کرد با من کرف زدن ک نفس عمیق بکش و هروقت دردت اومد این کارو کن بعد مامای لخش اومد با حرص گفت دکتر بیکار نیستیما زود باش دوباره دستشو کرد توم و ماما از بالا شار میداد ، این دفعه دیگه نتونستم تحمل کنم تو جیغ زدنام هی مامارو فشار میدادم بره عقب ولی اون محکم تر از قبل فشار میداد 🤦🏻‍♀️
مامان آوان مامان آوان ۸ ماهگی
ادامه ۴
قرار بود یه سونوگرافی جعلی برای من درست کنه که بچه بریچه و این کارو کرد بعد یهو دلیل رو پرسید فهمید که من مشکل خونی دارم ترسید و درجا سونوگرافی رو ازم گرفت و پاره کرد و گفت یه سونوگرافی فقط بهت میدم که حرکات بچه کمه من بعد ار گرفتن اون سونوگرافی ب بیمارستان خصوصی رفتم تا زنگ بزنن ب اون دکتر ولی باز هم بیمارستان خصوصی گفت هرچقدرم اورژانسی باشی ما نمیتونیم تورو پذیرش کنیم
رفتم باز پیش همون دکتر که قرار بود طبیعی زایمانم کنه که گفت دیگه راهی برات نمونده برو بیمارستان دولتی بستریت کنن با همین سونوگرافی وقتی ببینن نمیتونی طبیعی زایمان کنی مجبور میشن سزارینت کنن
همون شب یعنی شنبه شب من رفتم بیمارستان و با اون سونوگرافی بستری شدم همون موقع بیمارستان هم ازم سونو گرفت و دید واقعا حرکات بچه کم شده بعد از اینکه ده نفر اومدن و معاینه کردن دیدن رحم من کامل بستس شروع کردن ب زدن سرم فشار
یادمه حس میکردم بعد از سرم فشار تمام استخون های کمرم همزمان دارن میشکنن هر یک ساعت یه ماما میومد منو معاینه می‌کرد ولی من اصلا پیشرفتی نداشتم
مامان رُز مامان رُز ۶ ماهگی
#تجربه زایمان
میدونم خیلی از اونایی که الان حامله ان مشغله و درگیری فکری دارن برای زایمانشون گفتم بیام تجربه زایمانم رو بگم و یه نکته ارو بگم که حتما حواستون باشه من بدون هیچ دردی رفتم بیمارستان برای کم شدن حرکات جنین گفت که ضربان قلب جنین بیس نداره و خوب نیستش تقریبا ۳ تا سرم بهم زدن ۴ تا آن اس تی گرفتن ولی همچنان میگفتن خوب نیست ضربان قلبش خلاصه گفتن برو بیمارستانی که میخای زایمان کنی یا یه بیمارستان مجهز تر منم چون از قبل بیمارستان آیت الله کاشانی رو انتخاب کرده بودم رفتم اونجا وقتی رفتم تقریبا ساعت ۲ شب بود گفتم منو فرستادن بخاطر اینکه بیس نداشته ضربان قلب بچه با یه حالت تمسخر گفتن برو خونه هر وقت دردات شروع شد بیا گفتم خب آخه اونکی بیمارستان گفته خطرناکه شما حالا یه ان اس تی بگیرین خلاصه با هزار منت یه آن اس تی گرفتن که دکتر گفت پایینه و باید بره سونوگرافی رفتم تو ماشین تا ۷ صبح خوابیدم تا سونوگرافی باز بشه بعد که رفتم سونو گفت ضربان قلبش رو به پایینه ولی مشکل دیگه ای که بود این بود که آب دور جنین توی این دو هفته از ۱۲ شده بود ۷ و نیم خلاصه رفتم بیمارستان و دکتر گفت باید بستری بشی ولی ممکنه تا فردا هم زایمان طول بکشه ولی ما نمیزاریم خیلی اذیت بشی خلاصه گفتم باشه فقط اتفاقی برای بچه ام نیافته معاینه ام کرد اصلا باز نشده بودم و دهانه رحمم بسته بود خلاصه بساری شدم و شروع کردن اول بهم قرص فشار دادن دیگه دردام شروع شد ساعت ۱۱ صبح بود که من دیگه دردام شروع شد هعی میومدن معاینه میکردن میگفتن باز نشده یا نهایتا ۱ سانت باز شده آمپول فشار زدن بازم باز نشدم دوباره آمپول فشار زدن تازه ۱ سانت شدم با کلی درد
مامان لنا خانوم 🩷✨ مامان لنا خانوم 🩷✨ ۱۰ ماهگی
تجربه سزارین من:

خبببب من ۳۷ هفته و ۳ روز ب خاطر دردایی ک داشتم قبلش و تهدید ب زایمان زودرس بودم زایمان کردم
۳۶ هفته و ۴ روز دردم گرفت ک رفتم بیمارستان دولتی نزدیک ان اس تی دادم گفتن ک درد رو نشون داده و ضربان قلب بچه خوب نیست
معاینم کردن ی فینگر (۱سانت) بودم ک گفتن بستریت می‌کنیم و بهت آمپول فشار میزنیم تا زایمان کنی
ولی بچه ممکنه بره دستگاه و اینجا nicu پره و از این حرفاااا
دردای من انقباض بود
ینی ی نقطه از شکمم مخصوصا دور ناف با حرکت بچه ک سفت می‌شد درد شدید میگرفت و این دردا شده بود هر ۷ دیقه ی بار
ب دکترم زنگ زدم گفتن ک برو بیمارستانی ک من هستم خودم میام بالاسرت ببینیم وضعیت چیه
اینقددددد استرس داشتم خصوصا ک همسرمم نبود
خلاصه ب بیمارستان دولتی ب‌زوررررر رضایت شخصی دادم و اومدم بیرون
فقط اومدم خونه لباس عوض کردم پروندمو‌برداشتم و رفتم بیمارستان خصوصی ک دکترم هست
رفتم اول ان‌ اس تی گرفتن و درد و انقباض رو‌ نشون میداد
همچنین ضربان قلب بچه خوب نبود ب دکترم گفتن
ک دکترم گفت باید بستری شم
بستریم کردن و سولفات و بتامتازون(آمپول ریه) بهم تزریق کردن
و مراقبتا شروع شد ولی همچنان درد داشتم
بدیش این بود ک تو زایشگاه بستریم کردن و اجازه داشتن گوشی و همراه رو نداشتم و این خیلی سختترش می‌کرد ….