۱۶ پاسخ

من لبلس زمستنونیهاشو از جلو چشمش جمع کردم

خدای من😄😄 چرا اخه اینا اینجورین😆

وایی از دستشون
من چند روز پیش که نبود همشونو برداشتم
تا بهونه نگیره

وااای فقط دارم تصور میکنم مادر در چه حالیه 😅
حالا مشکل من اینه که بچم اصلا لباس نمیپوشه
تارزان تحویل جامعه دادم 😅

وای فکر کردم فقط لنا متوجه نیست هوا گرمه نمیشه کاپشن پوشید
دیشب پوشید رفت تو تراس
به تراس بسنده کرد فقط😮‍💨

😂😂این بود آرمان های ما؟

خدا قوت مادرش برات صبر جزیل از خدا میخوام😃

شما هم پذیرفتید
خوشبحالتون
من اگه بودم که حوصله نمیکردم یه دو تا داد سرش میکشیدم تا در بیاره

ایول به تو مامان صبور
که اجازه میدی بچه ات هر جور دلش میخواد باشه

فقط کاپشن😂😂

الهیییییی
یادمه چند سال پیش بچه های جاریم خونه مادر همسرم بودن گفتن که مارو ببرید بیرون.بعد میگفتن سرده پتو بپیچید.خلاصه کلام وسط تابستون همسرم دختره رو بغل کرده بود با پتوی دورش ،خواهرهمسرم پسره رو بغل کرده بود با پتوی دورش .منم دنبالشون در حرکت ،فقط نگاه و حرفهای مردم 😅😅😅

😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂✌️✌️✌️✌️

دخترمنم گیرداد با شال وکلاه برم بیرون 😑😅

عزیزدلم کایلین قشنگ
لیانا هم از این کاپشن داره عاشق روشن شدن اون چراغه و اینکه چقدر من دهانه جیب دوختم

خیای صبوری

واااااییییی 😂😂😂
عاشق این استقلالشونم که کاری به دمای هوا ندارن، اون کاری ک باید رو انجام می‌دن
هفته پیش منم داشتم با نوشیار می رفتم خونه مامانم که یهو پوتین هاشو دید و با اونا اومد خونه مامانم 😅😅

سوال های مرتبط