۹ پاسخ

دمت گرم افرین ک اومدی تجربتو گذاشتی ممنون واقعن
خدا کنه پسر منم راحت از شیر گرفته بشه🥴

ممنون از توضیحاتت گلم
حتما استفاده میکنیم

چرا منی که بچمو از شیر گرفتم خوندم 🥺😂😂😂

خوشا بسعادتت خواهر
پسر منم خیلی وابسته ست و شبا خیلی برای شیر بیدار میشه
هنوز نتونستم شیر شبشو ترک بدم با اینکه دندون جلوشم داره لکه میگیره
امیدوارم پسر منم زود قبول کنه ک از شیر بگیرمش🥹

در اخر من سوره بروج و چندتا ایه که تواینترنت پیدا کردم برای پناه خیلی میخوندم.
امیدوارم تجربه من به دردتون بخوره
و کوچولوها این مرحله از زندگیشونو به راحتی بگذرونن💖

واقعامادرشدن سخته 🫂

چند نکته مهم از نظر و تجربه من:⬇️

🌸حتما در پروسه ازشیر گرفتن خوراکی های و میوه های مورد علاقه بچه دردسترستون باشه چون هرلحظه بهونه خوراکی میکنه .

🌸سعی کنید جای شلوغ برید پیش خانوادها یا حدالامکان چندساعتی و پارک و کوچه برید تا دور بچها شلوغ باشه و سر گرم بشند تا کمتر بهونه بگیرند.

🌸تواین دوران از چندتا قوانینی که دارید کوتاه بیایید،مثلا من اصلا به پناه گوشی نمیدم اما تواین چندروز کلی باهاش سرگرم شد و وقتی اومدیم خونمون و حالش اوکی بود دوباره گوشی را ازش دور کردم و وابستگیش ازبین رفت.

🌸اگر بچه شما مثل من بدخواب بود و فقط باشیر میخوابید،فوری نخواهید ک روزمین بخوابه،بزارید چندروز به هرروشی که راحتتره بخوابه و بعد روش های دیگه را جایگزین کنید.

از بعد از عید هرجوری شده بود شیر روزشو کم کردم و ازصبح تاشب همش تو کوچه و پارک و خیابون و حموم بودیم اما شیر شب و بیدار شدن های مکرر یکساعته برام کابوس شده بود.تااینکه یک هفته رفتم شهرستان خونه پدرومادرم و اونجا یه هویی از شیر شب گرفتمش،به این صورت که صبح که از خواب بیدار شد تا شب موقع خواب کلی سرگرم بودو شیر نخواست،اما شب اول از همون ساعت ۱۱ شروع کرد به گریه برای شیر،دفعه اول ۲ساعت بغلش کردمو تابوندم تاخوابش برد،اما درست بازهم سریکساعت ازخواب بیدارشدو گریه میکرد برای شیر و من کل اونشب فقط پناهو بغل میکردمو راه میبردم و بغل هیچکس هم نمیرفت
تااینکه ساعت ۴صبح ازبس راه رفته بودمو گریه میکرد بردمش حیاط و تا۶صبح روی تاب نشستم تاخوابید،دوشب اول به همین منوال گذشت و اما ازشب سوم انگار که فهمیده باشه دیگه سینه ای نیست پناه برای اولین بار تواین ۲۰ماه ۳ساعت خوابید🥺😍
و وقتی هم بیدارمیشد اب یا موز یا خوراکی ای میخورد و باز بغلش میکردمو میخوابید،الان بعد از تقریبا ۱۰روز کم کم داره یاد میگیره که دیگه بغلش نکنم و کنارش دراز بکشم تا بخوابه و وقتی شبا بیدار میشه خوراکی نمیخواد و یه کم اب میخوره و میخوابه

خلاصه با ازشیر گرفتن پناه هم خودش و هم خودم به آرامش رسیدیم و بالاخره خواب چندساعته را تجربه کردیم.

وای باغ پرندگان اصفهان عاشقشم😍😍خیلی خیلی جای باصفاییه ما هرسال بیاییم اصفهان اول میریم باغ پرندگان😍

سوال های مرتبط

مامان آقا رایان❤ مامان آقا رایان❤ ۱ سالگی
تجربه از شیر گرفتن آقا رایان 🌱

رایان ما به‌جز شیر مامانش نه شیشه قبول می‌کرد نه پستونک. برای همین فکر می‌کردم از شیر گرفتنش قراره هفت‌خان رستم باشه. از طرفی چون شاغلم و همیشه کنارش نیستم، دلم نمی‌اومد شیر شبش رو هم قطع کنم که نکنه کمتر شیر بخوره؛ برای همین روش تدریجی رو اجرا نکردم.

از ساعت ۷ صبح ۹ خرداد دیگه بهش شیر ندادم. سینه‌ام رو با رژلب و ریمل گریم کردم و کمی هم صبر زرد زدم. اولش با اینکه ظاهرش عوض شده بود باز اومد شیر بخوره، ولی وقتی تلخی رو حس کرد دیگه سمتش نرفت.

تا شب تقریباً اوکی بود، اما شب... واقعاً سخت گذشت. اولین باری که برای شیر بیدار شد حدود یک ساعت گریه کرد، ولی مقاومت کردم. بردیمش توی ماشین و انقدر دور زدیم تا خوابش سنگین شد. نزدیک صبح که بیدار شد کمی آب و خوراکی مورد علاقه‌اش خورد و دوباره خوابید.

در واقع سختی رایان فقط همون شب اول بود. الان دو هفته گذشته؛ هر وقت شب بیدار میشه آب می‌خوره، بغلش می‌کنم، راه می‌برمش و دوباره می‌خوابه. صبح زود هم یه کم موز یا پنکیک می‌خوره و دوباره خوابش می‌بره.

اما از حال خودم نگم براتون... ۹ روز از درد به خودم می‌پیچیدم 😅

دوستان، اگر می‌خواید بچه رو از شیر بگیرید، یا تدریجی این کار رو انجام بدید، یا اگر یکباره قطع می‌کنید، حداقل برای خودتون قطع شیر رو تدریجی پیش ببرید. با شیردوش روزی ۱ یا ۲ بار فقط در حدی بدوشید که فشار سینه کمتر بشه، نه اینکه کامل تخلیه بشه. هر بار هم مقدارش رو کمتر کنید تا مثل من اذیت نشید 🌷