۷ پاسخ

خدا شکر تا حالا بهم بی احترام نکردم یکبارم‌تکردم ولی اگ شوهر قبلم بگم هر روز کتک هر روز دعوا

برا من دقیقا مث مال خودته🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️

من سه ماهه اول بارداریم در حال طلاق گرفتن و جنگ و دعوا بودم با شوهرم و خانوادش وقتی رفتم آزمایش دادم آزمایشگاه گفت بارداری مبارکه دنیا رو سرم خراب شد نمی‌دونستم خوشحال باشم از مادر شدنم یا ناراحت باشم بخاطر شرایطی که توش هستم هیچ وقت یادم نمیره سه ماه تموم مادرشوهر و خواهر شوهرم نذاشتن شوهرم بیاد دنبالم و قبول نمیکردن که من باردارم رفته بودم خونه مادرم اومدم بیام خونم دیدم قفل درو عوض کردن تمام یخچال خونه رو خواهر شوهر و مادر شوهرم خالی کرده بودن حتی شوینده و نخود و لوبیا و برنج هرچی بود و نبود برده بودن گشنه های بدبخت هیچ وقت یادم نمیره لباسامو ریختن توی کیسه زباله آوردن جلو در خونه مادرم فقط و فقط الان منتظرم کارما پس بدن و من از ته دل خوشحال بشم و فقط نگاهشون کنم و بخندم

من روزاول عیدلحظه سال تحویل سراینکه گل نیاورد برام بیمارستان دعوامون شد بچم سه روزه بود زنگ زد مامان بابا بلوای داشتیم کلی گریه کرد من گریه کردم گفت انقدر تورفتوامدبودم کلا ازفکرم رفته دهن روزه. سرسال تحویل اعصابش خوردشدرفت گل خرید منم گفتم دیگه به دردمن نمیخوره کوبیدمش زمین چون ناراحت شدم سرسال تحویل رفت خلاصه تامرزطلاق رفتیم روزبعدش اوکی بودیم جوری که اصلا اتفاقی نیوفتاده بود😂😂😂ولی خووحقیقتامن مقصربودم چون واقعا همش هی این آبجیمومیرداون یکی رومیاورد یکسره بیمارستان بودولی خووونگفتم من مقصرم 😂😂

نه توروخدا

من والا دیشب برای اولین بار خودمون دوتا بچمو بردیم حموم قرار شد اون بگیره من بشورم ولی هرحرکتی میکردم ایراد میگرفت دیگه سگ‌شدم دعوام شد بعدشم اومد منت کشی انقد بد برخورد کردم که باز دعوامون شد دیگه صبح اوکی شده بودیم🤣

خداروشکر تو این ۴ سال نداشتم

سوال های مرتبط