۵ پاسخ

اول اینکه عرق کاسنی بخور زردی نگیره و اینکه هر دو ساعت باید شیر خشک بدی سی تا نافش که افتاد بشورش اب قند نه زوده اگه زردی داشت نپوشونش زیاد اب انارم بخور خیلی خوبه باعث میشه زردی نگیره

اب قند که اصلا
یه چندتا پیمونه شیر خشک جدا جدا بسته بندی کن راحت باشی
اونجا با قاشق بهش بده چون ببینن نمیزارن

سلام شیرخشک ک نمیدونم چون تجربه نداشتم.اما من برا بچه هام همون روز اول توو بیمارستان آبجوش نبات دادم هیچکار هم نشدن مخصوصا اگه بچه شکمش کار نکنه زود جواب میده.اب قند ن چون قند طبعش سرده.
الانم پسرم ۱۲روزشه چن بار پیش مامانم گزاشتم رفتم بیرون بهش ابجوش نبات داده خورده.

شیر خشک از ۱۵ تا شروع کن هر دوساعت یکبار بده بعد دیدی بازم میخواد ۲۰ تا کن بعد ۳۰ تا
تا ۳ساعتم میتونی فاصله بدی بین شیر خوردن ولی بیشترش نکن
حمام هم من ده روزگی بردم چون اولش خیلی کم وزن بود میترسیدم
آب قند اصلا فعلا لازم نیست حالا بعد ۴ماهگی در حد چند قطره میدی اگه لازم شد
اینا تجربه شخصی من بود

منم همون‌جوری شیرنداشتم شیرخشک هم نذاشتن بدم دخترم بستری شد زردی بالا دیگه گفتم این دفع خودم شیرخشک ببرم بدم

سوال های مرتبط

مامان sam مامان sam ۲ سالگی
زایمان پارت ۳

وقتی تو ای سیو به هوش اومدم بعد ۳ ساعت پرستارا اومدن بلند کردن منو البته حتی دستمم نگرفتن فقط کسایی که زایمان سزارین داشتن میدونن که چقدر راه رفتن اول وحشتناکه و درد داره من خودم درد زایمان طبیعی رو ۶ ساعت کشیدم درسته سخته خیلی ولی واقعا راه رفتن بعد سزارین همونقدر سخته
و من تنها بودم حتی اجازه ندادن همراه بیاد یادمه وقتی داشتم از شدت درد گریه می‌کردن نه مبتونیتم بشینم رو تخت نه راه برم
به هر طریقی بود نشستم تا اینکه بچمو بعد چند ساعت آوردن پیشم وای چه لحظه ای بود میترسیدم بغلش کنم میترسیپم شیر بدم بهش میگفتم اگر شیر بپره تو گلوش چی
اما خب چون من داروی بیهوش گرفتم اجازه ندادن شیر بدن بچمو بردن بالاخره اجازه دادن مامانم و شوهرم منو ببینن
فرداش دکتر اومدکه مرخصی کنه ولی خب تو جواب آزمایشم عفونت شدید خون دیده شده اونم به خاطر سهل انگاری ‌پرستارا که با کیسه آب پاره منو ۲۴ ساعت نگه داشتن
خلاصه مرخص شدم و بچم بعدش زردی گرفت وای نگم از حالم مه چقدر دلم می‌سوخت براش تو این وادی ها مادر بزرگ مادریم فوت کرد و مادرم مجبور شد ۱۰ روز بره تبریز و من موندم و ی بچه ۳ روزه همیشه میترسیدم از بچه کوچیک فک من حالا با این بچه تنها بودم شوهرم هم بچه داری بلد نبود ….الان که فک میکنم دوست دارم خودمم تشویق کنم چه مادر قوی بودم و هستم چقدر تنهایی کشیدم چه تو استراحت مطلقم چه تو دوران بعد زایمان
ولی خب من مادر م مادرا همیشه قوی آن امر هر وقت احساس کردید مادر بدی هستید یاد این بیفتید که شما ی موجود خیلی کوچولورو به اینجا رسوندید ❤️❤️
مامان رادین کوچولو🧸 مامان رادین کوچولو🧸 ۲ سالگی
سلام .. شبتون بخیر .. امشب دلم خیلی گرفته بود گفتم بیام اینجا بنویسم .. شاید یکم آروم شم ..
درسته بعد از زایمان برای هرکسی بسته به شرایطش سختی وجود داره .. اما به نظرخودم هیچکس بعد زایمان اندازه من سختی نکشید 🥲 سختی که هنوووز بعد دوسال و نیم یادم میاد بغض خفم میکنه ..
حالا چیشد یادش افتادم .. یه نفری زایمان کرده بود چندروزی بعد امروز دیدم یکی از بستگانش گفت اره فلانی خیلی سختی کشید بچش بخاطر زردی دوروز بیمارستان بستری بود خیلی اذیت شد خیییلی بچه توانشو از دست داد قوت شیرش رفت و ... !!!

اما من ..
دو هفته ..
بچم تو ان آی سیو بستری بود 🥲❤️‍🩹 (بخاطر التهاب ریه بدو تولد )
دو هفته تک و تنها تو بیمارستان موندم .. با درد زایمان و بخیه های سزارین .. حتی بلد نبودم بچمو بغل بگیرم 🥲 مامانم اونجوری پیشم نبود که ازم نگهداری کنه (چون نمیزاشتن تو بیمارستان بمونه فقط مادر بچه میتونس بمونه بخاطر شیر دادن) شب و روزم توی اتاق مادران بیمارستان گریه بود 🥲 ... پسرم باید میموند و تا دوره انتی بیوتیکش تموم شه .. زمانیکه مرخص شد .. من یه مادری بودم با کلی تجربه .. که حتی بعدها من به مامانم میگفتم مثلا بچه رو اینجوری بغل کنی بهتره آروغش و اینجوری باید بگیرم این الان دلش درد میکنه این الان گشنشه و ...
خلاصه اینکه بعد اون زمان .. هیچکس نگفت فلانی چه سختی کشید 🥲 چقدر درد کشید چقدر تحمل کرد ... هیچکس !!!
(بجز همسرم و خانواده خودم )



فرزندپروری گهواره شیرخشک زایمان اسهال استفراغ تب ویروس سرماخوردگی