وای چقدر اینو با تمام وجودم فهمیدم... 🥹
انگار هر بار که یه مهارت جدید یاد میگیرن، یه تیکه از اون نوزاد کوچولویی که میشناختیم هم ازمون دورتر میشه. قشنگه، ولی یه غم شیرین هم همراهشه. 🤍
مادر بودن ینی یه تیکه از وجودت بیرونه که همش نگرانشی🥹🥹❤️
خیلی قشنگ بوداشکم در اومد🥲
اشکم دراومد من مهوا رو پیش خودم نمیخوابونم میترسم لهش کنیم نکنه حسرتش به دلم بمونه🥹😢😢😢😢
🥹عزیزکم خداقوت مامان جان
هر شب مسیر بیمارستان تا خونه رو با گریه برمیگشتم، تمام اون ۴ ساعت باقی مونده تا برگشت به بیمارستان رو با گریه میخوابیدم و کابوس میدیدم و تو خواب حرف میزدم، هر روز صبح زود با چشمای پر از اشک از شدت دلتنگی میرفتم بیمارستان، وقتی صدام میکردن دخترت بیدار شده از دستگاه اوردیمش بیرون بیا یکم شیر بده بهش حس میکردم یه گوشه از بهشت نصیب من شده…..وقتی میذاشتنش تو دستگاه احساس میکردم قلبم هزار تیکه شده از دیدن اون صحنه،هزار بار دلم مچاله میشد برای مادرایی که جگرگوشه شون قرار نبود حالا حالاها صحیح و صالم برگردن خونه…. نبینیم غم و درد و مریضیشونو الهی 🩷💜🧡
ولی من هنوزم فیلم زمانی که پسرم توی دستگاه بود رو نگاه میکنم گریه میکنم🥲😔🫠
عزیزززممم🩷🩷🩷
چه جالب سختترین قسمت مادریو هم من چند دقیقه پیش نوشتم
وای منم دارم ازین عکسا چقدر سخت بود پسر من بااون چشم بند کنار نمیومد فک نمیکردم اون شبهااصلا صبح بشه
اما ب قول شما همینجوری بزرگ میشن و برا ماازین روزای نوزادی شون فیلم و عکساشونه بازم شکر
آخ آخ شبای زردی و دستگاه🥺🥴
چه گذشت بهمون.
ولی چه زود گذشت. چه زوووود
حق داری بخدا
تک تک احساساتت رو با پوست و گوشتم درک میکنم😍😍🥰🥰
بمیرم برای بچهام که تا میگذاشتمش زیر نور جیغ و گریه سر میداد و از گریههاش من و همسرم بیشتر گریه میکردیم
عزیزم اشک منو درآوردی این چه وضعشه نصفه شب😅😅😅
منم تا پیشم نباشه خوابم نمیبره اصلا
چه قشنگ واقعا درسته هر چی بزرگتر میشن ازمون دورتر میشن
عزیزم🥹😍
وای مادر بودن خیلی سختهههههه کلا یه دلشوره ی دائمی باهاته همیشه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.