۷ پاسخ

دخترم ۱۴ ماهشه پسرم ۶ سال بهم خیلی وابسته ان در حدی ک پسرم اگر بره بخوابه دخترم می‌ره تو‌ تخت داداشش از نرده های تخت می‌ره بالا داداششو بغل می‌کنه بوس می‌کنه می‌خوابه چیکارش کنم ب نظرتون

تصویر

شاید خواب دیده اما هیچ‌چیزیو عادی از کنارش نگذر من نزدیک ی‌سال اومدم تو ی‌خونه ای ک‌قدیمی ساختم نیس میخواد ۸.۹ سال باشه بچه هام خونه نبودن‌ ی پسر بچه جلو چشم راه می‌رفت تلوزیون‌الکی روشن میشه وسایل جا ب جا میشه چند روز پیش پسر ۶ سالم جیغ زد گفت حس‌کردم ابجی با لباس من رو رخت آویز آویز شده ...نمی‌دونم کجا برم فقط ب قرآن پناه بردم سوره جن و بخون‌شمام هیچ ضرری ندار

یا خدا 🤣🤣🤣🤣خواب دیده بچه
میای گروهمون تل!!؟

خواب دیده

منم ترسیدم

خواب دیده

اره عزیزم احتمالا خواب دیده

سوال های مرتبط

مامان مـاهان و فندوق مامان مـاهان و فندوق ۱ سالگی
فردای اون روز صبحش خونه بودم چون آقام خونه نبود دیگه نرفتم منتظرش موندم تا شب ک اومد ساعت ۱۲ شب بود از اینجا ب مادرم گفتم من میرم فقد فشارم میگیرم ببینم دکتر چ میگه اگ احیانا بستری کرد چون وسایل بیمارستان برنداشتم گفتم بعدا زنگ میزنم ک بیاری از اینجا ک رفتیم اونجا خلاصه دکتر نشون دادم فشارم همچنان بالا بود و گفت ک باید بستری بشی و منم با کلی استرس و ترس زنگ زدم مادرم ک دکتر گفت بستری میکنه هرچی زودتر بیا تا ساعت دو شب شد بهم انژیوکت وصل کردن و لباسام عوض کردن و آماده اتاق عمل ولی چون اون روز خیلی روز شلوغی بود تصادفی آورده بودن اتاق عملا همه شلوغ بودن قرار بود ی ساعت دگ منو ببرن برا عمل ک دکترم گفت باید صبر کنیم تا ساعت هفت صبح ک بریم چون خیلی شلوغه و من تا ساعت هفت همونجا بودم مادرمم پشت در زایشگاه چون نمیذاشتن کسی بیاد داخل سخت ترین قسمتش این بود پسرم با پدرش بود اون روز و مادرم پیش بود چون پسرم بجز با پدر و مادرم با کسی نمیموند خلاصه ساعت ۷ صبح شد ک ی نوار قلب دیگه ازم گرفتن و تا ۷ نیم ک داشتن منو میبردن اتاق عمل وای نگو خیلی استرس بدی گرفته بودم مادرم اومد پیشم تا اتاق عمل پیشم بود خلاصه رسیدیم توی اتاق عمل خیلی فضاش سرد بود رو تخت دراز کشیدم همش پرنسل اونجا میرفتن و میومدن و داشتن برا عمل آماده میشدن من از دیدن این جو خیلی میترسیدم من چون سر سزارین قبلیم خیلی اطلاعاتی درباره این چیزا نداشتم و نمیدونستم قرار چی ب چی بشه و خیلی استرس نداشتم ولی الان واقعا میدونستم هر دقیقه قرار چی بسرم بیاد و میترسیدم یکم منتظر موندم رو تخت ک قرار بود بیان و سوزن بی‌حسی ک ب کمر میزنن برام بزنن خلاصه.....
👇👇👇👇👇👇👇👇
بقیش پارت بدی