۷ پاسخ

من موقع اقدام خیلی دعا میکردم بشه ولی وقتی اوکی شد یکم پشیمون شدم و میگم کن هنوز یک سال و سه ماهه اومدم خونه خودم هنوز زود بود برام...کفر نمیگم حالا که داده صددرصد ناراحت میشم اگه اتفاقی بیوفته و می‌خوام خودش برام نگهش داره...یه جا خوندم نوشته بود خدا وقتی بهت نعمت بچه دار شدنو میده که روحت تو اون زمان به این انرژی احتیاج داره

ما خودمون از ته دل بچه خواستیم
اما الان ک باردارم هیچ حسی ندارم
البته هیچ حس مادری ندارم
بچه رو زیاد دوس دارم بیاد تو زندگی مون

اما بعضی وقتا یادم میره ک الان نینی دارم

این تناقض ها طبیعیه برا منی که بعد ۱۱سال باردارشدم هم پیش میاد بعضی وقتا فکر میکنم تو‌بدترین شرایط ممکن باردارشدم الان وقتش نبود،کارم چی میشه اصلا از پسش بر میام؟و واقعا تا قبل اینکه صدای قلبشو بشنوم اصلا هیچ‌حسی نسبت بهش نداشتم

من وقتی حالم به شدت بد بود اصلا هیچ حسی نداشتم به شوهرم میگفتم تو حس پدری داری می‌گفت آره میگفتم پس چرا من حس مادری ندارم ولی از وقتی تکوناشو حس کردم ویارام کمتر شد همه و جون و عمرم شد بچم ...احساس پشیمونی نداشتم چون یه سقط داشتم و سختیاشو تحمل کرده بودم

پشیمون نیستم ولی احساس افسردگی شدید دارم
بعضی وقتا میشینم کلی گریه میکنم
بی انگیزه شدم
از فکرای بدی که میاد تو ذهنم عذاب وجدان میگیرم
از هیشکیییی خوشم نمیاد نمیخوام خانواده ها یا حتی شوهرم و ببینم دلم میخواد همش تنها باشم
خواب راحت ندارم
خودمو لایق مادرشدن نمیدونم(:

بله موقع هایی که استفراغ میکنم مثل سگ پشیمونم اما وقتی سن بارداری بره بالا لگد هاشو احساس کنی حس خوبی میگیری

من فکر میکنم بهش خیلی ولی همیشه خدارو شکر میکنم منو لایق مادرشدن دونست
پشیمون نیستم ولی میترسم یکم

سوال های مرتبط