۷ پاسخ

عزیزم تو یه مامانی یه مامان قوی هممون ازی مشکلات خیلی دوریم به شخص خود مو ولی نگریو بچی احساس ایکنن یه مدت رابطته با میرت کم کن محلس ننه بهس توجه نکن باهاس سرد بو نخند انگار وجود ناره سیت رفتار کن مث سگی ایوسته دنبالت از قدیم گون میرگل عاشق کسی ایبون که دوسسون ناره توهم طوری رفتار کن که انگار دوسس نوری.....مادرشوهرت هم ول کن بچته هم دست هیجکس نده هیجکس هیجا هم نبر همیشه از بچت دفاع کن حتی در برابر باباس....

کیو دعوت کنی؟فامیلا شوهرت؟بگو اختیار خونه زندگیم دست خودم نیست که بخوام مهمون دعوت کنم یا نکنم؟
چقدر بیشعورن

البرا دا سگشه اشو‌ حالا خیلی واجبه وا حتما بیان نونم کی این رسما لیش لیشی ک ایما داریم تموم کنه
حرفشه ب دودول ایهان بگر

بزنگ ب مادرشوهرت بگو شما زنگ زدی ب شوهرم مهمون دعوت کنم مشکلی نیس فقط اینکه بیاین کمک من نمیتونم دست تنهام بگو خونمم نامرتبه شامم نمیتونم درست کنم لطفا بیاین کمک یا بگو شما شام درست کنین بدین ب شوهرم بیاره من واقعا هم خستم هم بچه نمیزاره

اخه دعوتی با نوزاد
عقل ندارن شوهرت و مادرش
زنی که نوزاد داره خودش رسیدگی نیاز داره
بجا اینکه اونا مواظبت باسن میگن دعوت کن خوبه عقل ندارن راحتن

زنگ بزن به مادرشوهرش بگو بیا بچه رو نگه دار من شام درست کنم از ترس اینکه نیاد میگه دعوت نکن

من باشم میگم باشه به جهنم نیاد هیچکس ولی خانواده اونم نزار بیاد
خودش میافته به غلط کردن ببینه کم نیاوردی دیگه از نقطه صعف ات استفاده نکنه
شوهرت رو از الان جلوش در نیار فردا یجوری با خانواده اش سوارت میشن که بیچاره ات میکنن
والا حرفت هم منطقیه درست میگی با بچه دو ماهه اخه چ مهمونی ای چقدر خر مادرشوهرت😕😕

سوال های مرتبط

مامان لیانا خانم 😍 مامان لیانا خانم 😍 ۱۱ ماهگی
برای اولین بار می‌خوام اینجا درد و دل کنم
شمام رو بچهاتون حساسین ؟!
من خونواده خودم اصلا بچمو نمیبوسن چون میدونن دوست ندارم فعلا کسی بوسش کنه
ولی خونواده شوهرم چند بار بوسش کردن اصلا اهمیت نمیدن بهم
مادر شوهرم وقتی میاد اینجا بچم داره شیر میخوره هی میگه از دهنش در بیار بدش من ، آروغ می‌خوام بگیرم میگه نمیخاد بگیری بدش من ، یبار دادم دستش بچه بالا آورد تو حلقش ، خوابه بلندش میکنن ، یبار هم که نذاشتن شیر بخورع بچم انقد گریه کرد از چشاش اشک میومد
الان هم خواهر شوهرم سرماخورده ، میگه دو روزه خوب شد امروز همه خونه مادر شوهرم هستن گفته بیا اونجا من میترسم برم بچم سرما بخوره ، چون تازه خوب شده و کل خونوادش مریض بودن حالا هی شوهرم میگه تو خیلی حساسی
تازه مادر شوهرم همیشه به من می‌گفت عکس بچه رو بفرست این سری زنگ شوهرم زده که عکس بفرست شوهرمم گفته خب برو ببینش گفته زنت حساسه من دوست ندارم برم اونجا ، از اون روز شوهرم همش میگه آره تو حساسی تو عقده ای تو فلانی بیساری
خیلی دلم گرفته 🥲
الانم می‌دونم برم اونجا همه بوسش میکنن تو خواب بلندش میکنن نمیزارن درست شیر بخوره
مامان زندگی مامان مامان زندگی مامان ۸ ماهگی
سلام مامانا بیاید یکم درد و دل کنیم
پسرم خیلی داره عادت میکنه به مادرشوهرم دارم دق می‌کنم دیگه اینقد که پیش اون آرومه پیش من نیست
خونمم طبقه بالا مادرشوهرمه شوهرم وقتی میبینه بچه بی قراری میکنه یازنگ میزنه مامانش بیاد بالا ببینه چشه یا میگه من میبرمش پایین توام بیا پایین
بعد همش مادشوهرم به بچم میگه مامان و پسرم و هی از این حرفا
یا وقتی میخوام پوشک عوض کنم سریع میاد خودش دیت به کار میشه میگه تو برو کنار خودم پوشک بچمو عوض می‌کنم تو بلد نیستی ( همشم گند میزنه یا به پشت لباس بچه یا زیراندازش یا اصلا زیر انداز نمیندازه چند روز پیش تشک منو به گند کشیده بود)😔
یا وقتی جایی میخوام برم میگه نه حق نداری بچه را ببرید هرجا میخواید برید خودتون برید من نگهش میدارم
بچم اینقد که برا اون میخنده برا من نمیخنده😔
دیشب شوهرم پیشش به شوخی بهم کفت نگا انگار تورو زیاد نمیشناسه مادرشوهرم زد زیر خنده ولی من جیگرم کباب شد با این شوخی
اومدم خونمون باشوهرم بحث کردم گفتم چرا اینجوری گفتی و اینا بعدم به مامانت بگو به بچه من نگه مامان بچم فقط یه مامان داره اونم منم شوهرم کلی بدش اومد بهم میگه حساس شدی و اینا بعدم میگه چرا دیشب که پایین خوابیدیم مامانم گفت تشک بچه را بیار بنداز پیش من بخوابه تو با تشر گفتی نه بیارش پیش خودم مامانم ناراحت شد منم گفتم باید بفهمه بچه باید پیش مامانش بخوابه بی مادر که نیست بچم
توروخدا شما باشید چکار میکنید؟
حالم خییییلیییی بده🥺🥺 توروخدا راهکار بدید چکار کنم
نگید نرو پایین چون من نرم اون میاد بالا میمونه🥺
یعنی میخوان بچمو ازم بگیرن؟🥺😭