دمت گرم خوب کردی...من ب جات بودم بچه رو هم با خودم میاوردم ..میگفتم نمیزارم روی بچم رو ببینین...تا بفهمن اون بچه هم بچه توعه هم شوهرت..بچم بچمنکنه
موقعی هم ک اومد گنده حرف زد ک بچم رو بده میگفتم برو شکایت کن بعد ..قانونا بچه تا ۷ سالگی با مادره....بعد دیگه توبه میکرد از بچه ب عنوان ابزار تهدید استفاده کنه
چیشد مامان تیام اشتی کردی؟؟
بمیرم برا دلت ولی بچه گناه داره الان بیتابی میکنه
چرا بچتو ول کردی اون چه گناهی کرده میخواسته اونم با خودت ببری
اینجور چیزا رو همیشه سعی کن بین خودتون حل کنید و اینور اونور نبرید چون مسئله بزرگترمیشه بین زن و شوهر بحث و دعوا طبیعیه و زود هم حل میشه اما خونه مامان بابا بره شکلش عوض میشه و جدی تر بنظرمیرسه پای دخالت هم باز میشه و اونوقت سخته درست کردنش
بیخیال عزیزم حالا اون یچیزی گفته احتمالا احساس کرده به مامانش توهینی چیزی شدهشاید لحنت تند بوده اسنجوری برداشت کرده و گارد گرفته
بعد زایمان واقعا آدم زودرنج تر میشه چون استرس و سختی هایی که زایمان داره تحمل آدمو کم میکنه اما نباید بذاری رابطه ات آسیب ببینه حیفه
میگن بیشتر ازدواجا بعد بچه دارشدن آسیب میبینن که بیشترش بخاطر همین تغییرات هورمونی و عدم مدیریت درسته
اون احتمالا بهش برخورده یچیزی گفته تو بچه و زندگی و شوهرتو ول نکن بری خونه مامانت عزیزم حیفه انشالله کنارهم همیشه خوشبخت باشید
این دوران هم میگذره سخت نگیر
با یه لحن آرومتری بگو خونه خودمون راحتترم تو لباس پوشیدنم اینجا معذبم اونجا لباس آزادتر و کمترمیپوشم راحت شیر میدم
بگو خونه مامان خودمم همینطور فرقی نمیکنه خونه خودم از هر دوجا راحتتره
خانما میدونم ترک کردن بچه ب چشم هممون سختته وشایدبگیم مادرش ازسنگه ولی همچین نیست وقتی جون ب لب شدی حس این مادرو میفهمی..شوهرشوخانوادش ارامش براش نذاشتن .مادر بیچاره ش کلفتی اینارو این مدت کرده حالا بی منتشم کنن بگن نمیذارن اونا ببین بخاطر خونواده های خودشون..واقعا این نوع مردا تمومی ندارن
حق داری
شوهر منم بهش گفتم خونه مادرت راحت نیستم الانم که بچم شیر میخوره کجا برم شیرش بدم جلو چشم پدرشوهر یا برادر شوهر؟
شوهرمم گفت اگه خونه مامان من نمیایی خونه مادر خودتم حق نداری بری
خدا شاهده هربار رفتم خونه مادرش هم من اذیت شدم هم بچم
بچم که عین عروسک تو دست همشون میچرخه رعایت نمیکنن بوسش میکنن شده سرگرمی براشون
بعدم مجبورم میکنن تو جمع پوشکشو باز کنم که دم ودستگاه بچمو چک کنن ببینن عیب وایراد داره یا نه
هروقتم میبرم اتاق خواب شیر بدم یهو دامادشون میاد یا پدرشوهرم بی هوا میاد یا شوهرم عین سگ نگهبان باید جلو در اتاق خواب بشینه نگهبانی بده
بعدم تا میخوام بچمو شیر بدم مادرشوهرم داد وفریاد که بسته زیاد شیر نده بردار بیار بچمو؛
فهمش نمیرسه بچه هنوز سیر نشده
اگه بچم خوابش ببره انقد انگولکش میکنن تا بیدار بشه نمیزارن بخوابه
بخدا اونجا میرم همه جوره حرص میخورم
یجوری رفتار میکنن انگار بچه مال اوناست ومن هیج کاره ام
مادرشوهرمم که فقط،دنبال عیب گرفتن از بچه داری منه هی میگه چرا اینجوری پوشکش کردی اونجوری بغل نکن اینجوری بغل کن درحالیکه هیچی حالیش نیست فقط ادعا داره
منم دلم نمیخاد خونه مادرشوهرم برم ولی مجبور میشم بخاطر دل شوهرم میرم بعد که برمیگردیم خونه از بس حرص میخورم سردرد میشم
من تو زندگیت نبودم ونمیدونم چی ها بهت گذشته ولی اگه جای شوهرت بودم یه درصد اجازه دیگه بهت نمیدادم بچه رو ببینی اخه تو هم مادری بچه دوماهه رو ول کردی رفتی حداقل امون میدادی درد زایمانت فراموشت بشه توکه بچه دوماهه رو ول کردی بازم ولش میکنی میری
بچه تو با خودت میاوردی خونه مامانت
ببخشید چرا نمیرید خونه خودتون؟
ای کاش حداقل بچه رو با خودت میوردی
ول کن چرت و پرت های شوهرت رو
گناه داره طفل معصوم همین جوری بچه داره اذیت میشه دادیش دست باباش
خوب کردی رفتی خونه مادرت ولی ای کاش تیام رو هم باخودت میبردی
اونجوری که تعریف کردی خانواده شوهرت هیچی از بچه داری حالیشون نیست بچه بدتر اذیت میشه
ولی به نظرم کار خوبی کردی، بچه بهش فشار میاره که برت گزدونه
بخدا منم تو. همین حاملگی آنقدر حرف شنیدم ک ولی بخاطر بچه تو شکمم میگم جهنم
وای نیومد دنبالت یا جلوتو نگرفت ک نرو؟
بذار شوهر هر چی میخاد بگه بچه گناه دارع ول کن اون هنوز کوچیک اونقدر جون نگرفته ک
آبجی جانم
وقتی مادر شدی یعنی انقدر صبر و شکیبایی داری که خدا بار این مسئولیت رو روی دوشت گذاشته
برگرد و برای بچت مادری کن
و سعی کن تا جایی که میتونی مدارا و همراهی کنی
و به خاطر آرامش خودتو همسرت و حفظ زندگی قشنگت
یسری مسائلو کنار بزاری
و مطمئن باش ان شاءالله همسرتم آرامش و همراهی تو ببینه کوتاه میاد
عزیزم تو چطور میتونی مادرتو ببینی ولی بچتو نه؟؟.؟
بچسب به خودتو و شوهرتو و بچت.. دلت واسه مامانت هم تنگ شد بگو بیاد خونت ..
کی از دست مادرشوهر راضیه که تو دومی باشی ؟!!
کار خوبی کردی بزار بفهمن که توام میتونی مث خودشون برخورد کنی
مطمئن باش میان دنبالت وپشیمون میشن به خاطر بچه هم شده میان....
واقن چطور دلی داری ک بچتو گذاشتی رفتی مگع میشهههه
برو بابا سراغ بچت
گوربابای حرفای مادرشوهرت...
بچه پناهی جز تو نداره...
تو یک ماه هر چی شوهرت گفت سکوت کن و بگو چشم... خودش کم کم مدارای بیشتری میکنه...
برو سر بچه ات خواهرم...
اون طفل معصوم پناهی جز مادر نداره...
حتی اگه سنگ بباره
بچه رو گذاشتی خودت اومدی خونه مامانت ینی؟
چهطور دلت اومد بچه رو ول کنی دختر 🥹
چرا اخه؟ علتش چیه؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.