۱۱ پاسخ

اگر باشم هیجکاری نمیکنم تا برسن خودشون یه چیزی دست وپا کنن

من خون ب پا میکنم یعنی چی با بچه کوچیک

من بودم پارش میکردم

اصلا چیزی نپز
زنگ بزن خریداتو انجام بده
غذارم بنداز گردن خودش

بگو هیچی تو خونه نداریم لیست خرید بده بگو تو راه بخرید من بپزم.دیگه از این کارا نکنه

اگه درست کنی باز تکرار میکنه کارشو فقط غذا بیرون بگیر خرج رودس پسرش بذار تا این کارا نکنه

اگه دورو برت‌تمیزه؛که یک آبگوشت بزار

ی غذای ساده بپزحالا برااونم ازخودش کمک بگیر بگو بچه نذاشت غذای درست وحسابی آماده کنم

اگه من باشم ی غذای ساده مثل املت میزارم جلوشون ک حالش جا بیاد ب مهمونا هم بگو ببخشید خبر نداشتم می‌میاین یه چیز خوب درست کنم

وااااا😐 منم نمیدونی چقدر مادرشوهرم حرصم میده من باهاشونم تو یه خونه

مادر شوهر خاصیتش همینه، زنگ بزن بگو بیا کمکم ،بچم واینمیسه، بگو تنهام ببین چی میگه

سوال های مرتبط

مامان آنا کوچولو مامان آنا کوچولو ۱ ماهگی
این کم رو بودن من آخر سر کار دستم میده دوستم دو هفته است ویروس شدید داره یه سره دکتره زنگ زده دخترام بیان با آنا رو ببینن دوسش دارن خوب واقعا بچه آن عقلشون نمیرسه گفتم بگو بیان اومدن دوساعت این بچه رو میده بغل اون حالا اون گریه میکنه میگه نوبت منه بچه ی ۱۸روزه چقدر جون داره بازی بدن دوباره دو روز قبل زنگ زده دخترام گریه میکنن واسه آنا خونه ای بیان گفتم اشکال نداره بگو بیان اومدن دیدم دختر کوچیکه یه سره سرفه می‌کنه هرچی گفتم بغل نکن خاله سرما خوردی میگه نه خاله مریض نیستم حالا از دیروز دخترم اسهال میره نمی‌دونم چکار کنم یه ذره بچه چه دارویی بخوره آخه کولیک و رفلاکسش کم بود اینم اومد روش الان باز زنگ زده میگه دخترم انقد مریضه ویروس گرفته دوتامونم رفتیم زیر سرم روم نشد بگم دختر منم مریض کردن از اینور برادرشوهر بیشعورم چهار روزه اومده زنگ زد گفت میام به آنا سر بزنم حالا قبل هر وعده غذا دوساعت می‌کشه بعد غذا دوساعت منم تازه زایمان کردم افسردگی دارم بچه یه سره گریه میکنه اینم صاحب کارش هی زنگ میزنه بره سرکار اینم جواب نمیده صبح گفتم چرا سرکار نمیری گرفته خوابیده میگه زوده ظهر گفتم میگه گرمه غروبم میگه تاریکه من دوتا پسر نوجوون دارم خونه شوهرمم هیچی نمیگه میگه من روم نمیشه چی بگم بهش گفتم زنگ بزنم کمپ نمیزاره شوهرم میگه ولش کن این ترک نمیکنه پولتو الکی هدر نده