۲۴ پاسخ

عزیزدلم واقعا متاسفم خیلی دردناکه امیدوارم هرچه زودتر جاشون سبز بشه 💔🌱

حبیبتی 🙃🖤
اندعی انشالله ربی یصبر گلبچ ویرزقچ الذریه الصالحه بحق هاذ شهر محرم الحرام
بس سوال لئن انی القبل هم چنت اسوی سقط ومن حبلت بلدقلو طگت ابر وسوت تابعه انتی هم سویتی لو لا؟

عزیزم امیدوارم خدا بهت صبر بده واقعا سخته و هیچ کلامی نیست که بتونه آرومت کنه جز زمان و انشالله ببین مشکل از کجا بوده حلش کن و دوباره اقدام کن و ایمان تو قویی کن مطمئن باش خدا داره امتحانت میکنه خیر و صلاحی توش بوده ما نمیدونیم حکمت کارهای خداوند چیه و چجوریه فقط اینو میدونم اگه تو مشکلات ایمان مونو از دست ندیم و به رضای خدا راضی باشیم. خدا هم مارو ناامید نمی کنه عزیزم بازم اقدام کن انشالله این بار هیچ اتفاقی نیفته

چقد با تاپیکات اشک ریختم هیچی نمیتونم بگم 😭بمیرم برای دلت براخودت بمیرم😭انشالله به زودی جاش سبز بشه حتما برین پیش یه دکتر معروف

یعمری انتی عربیه؟

من حسرت اینو دارم بدونم کجا دفن شدن بیمارستان گفتن میبرین یا خودمون دفن کنیم شوهرم گفت خودتون الان اینقدر دلتنگشون میشم میگم ای خدا کاش میدونستم کجان💔😭

با تمام وجودم درکت میکنم منم دقیقا تو ۲۱هفته سقط داشتم کارم کلا گریه شده بود الآنم با وجود دوتا بچه بازم اون درد و فراموش نکردم ،انشالله خدا قسمت کنه بزودی باردارشی ،از جفتت نمونه برداری نکردن؟

درکت میکنم منم دوقلو سقط شد خیلی سخته همیش یادش میکنم😭😭😭😭

عزیزم من ۲۷ هفته زایمان کردم چون سنمون کم بود خانواده گفتن خود بیمارستان دفت کنه حسرتش تو دلم میمونه که جنازه بچمو چیکار کردم الان که حامله ام حرکتش حس میکنم شدم فانل دهانه رحم بازه خیلی شرایط بدی دارم

انقد حال دلم گرفته‌س ک با هیچی جز اونا خوب نمیشه💔
نمیدونم چرا انقد بد تا کرد باهامون خدا ، وقتی میده چرا میگیره آخه...
من هنوزم ۴۲ روزه نتونستم برم سرخاکشون نمیتونم طاقت ندارم قلبم میترکه هرثانیه فک میکنم خاک با صورت نازشون چیکار کرده😭
وای خدایا صبر بده ، دوباره بچه هامونو برگردون..

عزیزم
منم بچه مو تو ۳۸ هفته و خورده ای بخاطر دفع پروتئین و کنده شدن جفت که دکترم تشخیص نداده بود از دست دادم....خدا بهت صبر بده و جاشون رو سبز کنه
میدونم چی بهت گذشته

خدا بهت صبر بده عزیزم تاپیکاتو خوندم خیلی گریه کردم ما مادرا حال همو خوب میفهمیم😭 متوسل شو به مادر داغدار حضرت رباب انشالله جای خالیشون با یه فرشته دیگه پر بشه😭

عزیزم میدونم خیلی سخته منم پارسال بچه مو ۱۸ هفته از دست دادم واقعا دردناکه بقیه اینو درک نمیکنن ولی شما سوگواریتو بکن ک سبک بشی من ماها افسردگی گرفتم ک مجدد باردار شدم الانم شرایطم سخته بارداریم پر خطره امیدوارم بتونی با دردهات کنار بیای و تحمل کنی خدا بزرگه نگران نباش

اشکم در اومد خدا بهت صبر بده

نمیدونم چیبگم نمیدونم حکمته شانسه چیه واقعا آدم میمونه......
ولی باز بااینحال برات آرزو میکنم هرچه زودتر جاشون سبزشه بارداری آروم و بی خطری داشته باشی...
سعی کن اعصابتو خورد نکنی و اینکه عفونتتو چک کن عفونت خیلی تو سقظ موثره...
خیلی دلم گرفت رفتم تاپیکاتو خوندم ی نفرو میشناسم معتاده هردوسه سال یبار بچه بدنیا میاره(نامشروع) میندازه تو خیابون اینو اون میبرن بهزیستی تحویل میدن ازینورم مادراییو میبینم اینهمه هزینه اینهمه استراحت و مراعات و خون دل خوردن باز اخرش شکست میخورن...این حکمتش چیه من دیگه نمیدونم خدایی

سلام خدا صبر بهت بده عزیزم و به زودی جاشون سبز میشه

از تهه دل برات ناراحت شدم🥲امیدوارم همه چی درست بشه و دوباره شاد باشی

من برای اولین بار پیامت دیدم با تک تک حرفات و پیامت گریه کردم الهی خدا به دلت صبر بده الهی دورت بگردم ایشالله خدا بهت صبر بده الهی که یه نینی زود بغل بگیری 🖤 نمیتونم خودمو جای تو بزارم نمیتونم بفهمم چقدر درد ناکه 😭😭
بمیرم برا دلت خواهر🖤😭

چرا عزیزم؟

قلبم درد گرفت❤️‍🩹🥹

اشکمو درآوردی🥺💔من دیروز یادم افتاده بود اعصاب نمونده بود برام

خیلی ناراحت شدم عزیزم آن شاالله یه زودی جاشون سبز بشه.چی شد که آسمونی شدن؟

ان شاءالله به زودی جاشون،سبز میشه

وااي چي شده؟ عزيزم

سوال های مرتبط

مامان ارسلان و ارغوان مامان ارسلان و ارغوان هفته سی‌وششم بارداری
دختر عزیزم، ارغوان جان

امروز که این نامه را برایت می‌نویسم، ۲۵ هفته و ۵ روز است که در وجود من زندگی می‌کنی. هنوز چهره‌ات را ندیده‌ام، اما هر حرکت کوچکت، هر لگد شیرینت و هر لحظه‌ای که حضورت را احساس می‌کنم، قلبم را پر از عشق می‌کند.

این روزها تو آرام‌آرام بزرگ می‌شوی و من هر روز بیشتر مادر شدنت را در وجودم حس می‌کنم. گاهی با حرکات محکم و شیرینت به من یادآوری می‌کنی که آنجا هستی؛ دختری که بی‌صبرانه منتظر دیدنش هستم.

ارغوان عزیزم، نمی‌دانم وقتی این نامه را می‌خوانی چند ساله هستی، اما می‌خواهم بدانی که خیلی قبل از تولدت دوستت داشتم. قبل از اینکه صدایت را بشنوم، قبل از اینکه دست‌های کوچکت را در دست بگیرم، تو در قلب من جا داشتی.

آرزویم برای تو زندگی‌ای پر از سلامتی، آرامش، شادی و عشق است. امیدوارم همیشه شجاع باشی، خودت را دوست داشته باشی و بدانی که هر اتفاقی بیفتد، مادرت همیشه پناه و همراه تو خواهد بود.

امروز، در آستانه ماه هفتم بارداری، با تمام وجود منتظر آمدنت هستم. هر روز که می‌گذرد، یک روز به آغوش گرفتنت نزدیک‌تر می‌شوم.

با تمام عشق دنیا، مامان

بماند به یادگار برای ارغوان کوچولوم ❤️
مامان هدیه امام رضا مامان هدیه امام رضا هفته سی‌ویکم بارداری
امروزم روز دختر نامه ای بنویسم 🥹❤️
به دختر عزیزم، فرشته‌ای که هنوز در آغوشم نیست...
سلام عزیزترینم...
وقتی این نامه را می‌خوانی، شاید سال‌ها از روزی که آن را نوشتم گذشته باشد. اما بدان که این کلمات را وقتی نوشتم که هنوز زیر قلبم زندگی می‌کردی و هر حرکت کوچکت، دنیایم را قشنگ‌تر می‌کرد.
دخترم، هنوز صورتت را ندیده‌ام، هنوز صدای گریه‌ات را نشنیده‌ام، اما عاشقت شده‌ام؛ عشقی که هیچ‌وقت کم نمی‌شود، فقط هر روز بیشتر می‌شود.
شاید همیشه نتوانم همه سختی‌های زندگی را از تو دور کنم، اما قول می‌دهم همیشه کنارت باشم. وقتی خوشحال باشی، با تو می‌خندم و وقتی غمگین باشی، شانه‌ای می‌شوم برای اشک‌هایت.
آرزویم این نیست که کامل باشی؛ فقط می‌خواهم سالم، مهربان، باایمان و خوشبخت باشی. می‌خواهم خودت را همان‌طور که هستی دوست داشته باشی و هیچ‌وقت ارزش خودت را فراموش نکنی.
اگر روزی از من دلخور شدی، یادت باشد که تمام تصمیم‌هایم از روی عشق بوده، حتی اگر گاهی اشتباه کرده باشم. من هم یک مادرم که هر روز از تو یاد می‌گیرد.
دختر قشنگم، تو بزرگ‌ترین هدیه‌ای هستی که خدا به من داده است. از همان لحظه‌ای که فهمیدم قرار است مادر تو باشم، قلبم شکل دیگری از عشق را شناخت.
بی‌صبرانه منتظرم روزی برسد که برای اولین بار تو را در آغوش بگیرم، موهایت را ببوسم و آرام در گوشت بگویم: «خوش آمدی، تمام دنیای من.»
دوستت دارم... بیشتر از تمام کلمه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند.
با تمام عشق دنیا،
مامانت 🤍
1405.4.5
مامان 🩵محمد🩵 مامان 🩵محمد🩵 هفته سی‌وپنجم بارداری
به وقت ۲۶ هفته و ۱ روز..🤰البته الان ۲۶ هفته و ۶ روز هستم🥰
در دلم کسی جا دارد... که اکنون تمام زندگی‌ام را با حضورش حس می‌کنم. 🤍
به خاطر وجودش، خداوند مرا در آفرینش شریک کرده است... و چه افتخار بزرگی از این بالاتر...
ندیده دوستش دارم... و عاشقانه منتظر حضورش در آغوشم هستم.
هر روز با تکون خوردنت، با بزرگ‌تر شدن شکمم، بیشتر می‌فهمم که خدا چه معجزه‌ای را به من سپرده است... گاهی دستم را روی شکمم می‌گذارم و با خودم فکر می‌کنم؛ آن قلب کوچولویی که آنجاست، قرار است یک روز صدایم کند: «مامان»... 🥹
پسر قشنگم... تو هنوز به دنیا نیامده‌ای، اما تمام دنیای من شده‌ای. با هر تپش قلبت، قلب من هم عاشق‌تر می‌شود. هر روز بیشتر از دیروز بی‌صبرانه منتظر دیدنت هستم.
بی‌صبرانه منتظر آن لحظه‌ام... لحظه‌ای که برای اولین بار تو را در آغوش بگیرم، بویت کنم، صورت ماهت را ببوسم و خدا را هزاران بار شکر کنم که زیباترین هدیه زندگی‌ام را به من بخشید.
تا آن روز... تمام عشق، تمام دعاها و تمام تپش‌های قلبم برای توست. دوستت دارم، ندیده... بیشتر از تمام واژه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند. منتظرتم، عزیزترین پسرِ مامان. 🤍🩵👶🏻

پ.ن : فقط لباسم با هوش مصنوعی هست وزمینه عکاسی
#بارداری #عکاسی #زایمان #حاملگی
مامان آیلین و تودلی مامان آیلین و تودلی هفته بیست‌وسوم بارداری
خدای عزیز و مهربانم...

امشب با دلی پر از اشک و امید به درگاهت آمده‌ام. تو از همه رازهای دلم آگاهی. قبل از آنکه چیزی بگویم، می‌دانی در قلبم چه می‌گذرد.

خدایا... تو شاهد اشک‌های من بوده‌ای. شاهد شب‌هایی که با نگرانی خوابیدم، روزهایی که با استرس گذراندم، لحظه‌هایی که فقط تو را صدا زدم و گفتم: «خدایا، خودت کمکم کن.»

پروردگارا، آرزوی دلم را از تو پنهان نمی‌کنم. اگر به خیر من، فرزندم و آینده‌مان است، از تو می‌خواهم آرزوی قلبم را برآورده کنی. اما در هر حال، از تو می‌خواهم فرزندم را سالم، تندرست، صالح و مایه خیر و برکت قرار دهی.

خدایا، فردا که وارد اتاق سونوگرافی می‌شوم، دلم را آرام کن. ترسم را از من بگیر. به من توان پذیرش و آرامش بده و هر چه خیر و حکمت توست، همان را برای من مقدر فرما.

من به رحمت و مهربانی تو امید دارم. دستم خالی است، اما امیدم به تو بی‌پایان است. مرا تنها نگذار و قلبم را با یاد خودت آرام کن.

آمین یا رب العالمین.
شبی پر از استرس امشب از دکتر قلب میام گفت ضربان قلبت بالای ۱۳۰ هست استرس از خودت دور کن مگه میشه آخه🥺
مامان فندوق مامان فندوق هفته بیست‌ویکم بارداری
خارش شدید در دوران بارداری

اگرچه بیشتر خارش‌های دوران بارداری – از جمله خارش واژینال – خفیف هستند، اما ممکن است در برخی موارد خارش شدید یا حتی بسیار شدید را تجربه کنید. اگر چنین اتفاقی افتاد، بهتر است همان روزی که علائم را متوجه شدید، با پزشک خود مشورت کنید؛ مخصوصاً اگر در ماه‌های هفتم تا نهم بارداری (سه‌ماهه سوم) دچار خارش شدید شده‌اید.

خارش در سه‌ماهه سوم بارداری، به‌ویژه در کف دست‌ها یا کف پاها، ممکن است نشانه‌ای از یک بیماری کبدی به نام کلستاز بارداری باشد. چون این بیماری بر کبد تأثیر می‌گذارد، ممکن است برای جنین خطراتی داشته باشد. بنابراین، این یکی از علائم هشداردهنده‌ی مهم در دوران بارداری است که باید به آن توجه کنید.

یکی دیگر از وضعیت‌هایی که می‌تواند باعث خارش شدید در دوران بارداری شود – به همراه لکه‌های قرمز و برجسته – بیماری‌ای است که معمولاً با نام PUPPP شناخته می‌شود (مخفف کهیرهای خارش‌دار و برجسته‌ی بارداری). این بیماری بیشتر در بارداری‌های اول یا بارداری‌های دوقلو یا چندقلویی دیده می‌شود. از هر ۱۶۰ زن باردار، فقط یک نفر دچار آن می‌شود و هیچ خطری برای جنین ندارد.