۱۳ پاسخ

مردا عوضی ترینننننن...
اصن نمدونم‌چرا شوهر کردیم

مردا اصلا عوض نمیشن بعد بچه بدتر هم میشن خودتونو گول نزنین با همچین مردایی اعصاب آهنی اگه دارین بچه دوم بیارین وگرنه خودتون نابود میشین

منم اینقدر دوران حاملگی بهم توجه نکرد و غذابم داد با بی توجهایش حاظر نیستم دیگه بچه بیارم

من خیلی شیر داشتم. اما شوهرم بچه رو بسته بود به شیرخشک 🤣🤣🤣 بعد من پیش خودم فکرمیکردم اون میخواد خودش بچه بغل کنه و ازمن جداش کنه که هی شیرخشکش میده. میگفتم بزار شیرخودمو بدم میگفت نه شیرخشکم لازمه. چقدر مردا فرق دارن باهم.
اخرشم خودم ۴ماهگیش یهفته شیرخشکش ندادم دیگه شیشه نگرفت تا دوسال شیرخودمو دادم قشنگ دهنم صاف شد. بعد شوهرم میگفت دیدی بمن گوش ندادی. شیرخشک خیلی کمک کنندس و ازین حرفا

باز من عذاب وجدان دارم با یه سینه تا اخر ب یچم شیر دادم و چرا شیرخشک ندادم واقعا بی نهایت عذاب وجدان دارم ولی شما نداشته باش بهترین کار و کردی همه ویتامینارو دریافت کرده بچت و اینکه از نظر رفتار و اخلاق و اعصاب هم بچه شیر خشکیا اروم تر میشن و تو بزرگسالی هیکلی

منم سرزایمانم خیلی اذیت شدم شوهرم بحث بچه دوم میشه میگم اصلا شرایط ندارم میگه خودت گفتی ۳ساله بشه برکه یکی دیگه میارم گفتم بابا من گوه خوردم برکه دهنم سرویس کرده من دیگه اسم بچه نمیارم

بیچاره شوهرمن میگفت هرموقع نیازداره زودترش بگو شیرخشک براش بخرم مهم اینه بچه گشنگی نخوره شیرنداری طوری نیس شیرخشکش بده🥺

حالا من شوهرم خودش انصراف داده
من اسم بچه دوم میارم میگه اصلا حرفشم نزن

ی فامیلمون تعریف میکرد می‌گفت بد زایمان شیر نداشتم ینی رفته رفته ای سی یو خشک شده بود شیرش مادرشوهرش اومده بود خونش می‌گفت بچه بهت نمیدم به کسی ک بچه شیر نمیده مادر نیسته بد می‌گفت شوهرم پر کرد منو با هفت لایه شکم پاره شوهرم کتک زد مامانمم حتی بیرون کرد خیلی دلم براش سوخت

شوهر من اصلا چیزی از چیزا سر در نمی‌آورد، چون محل کارش خونه پدرش بود هر روز اونا رو میدید هر روز پرش میکردن و میگفتن بگو شیر خودش رو بده شیر خشکی نشه بچه منم اصلا سینه مو نگرفت من به زور با سرنگ میدوشیدم میریختم توی شیشه میدادم میخورد. فکر کن روزای اول بچه داری، مادر داره سخت ترین روزاش رو میگذرونه شب تا صبح نمی‌خوابه صبح تا شبم دنبال دو دقیقه وقته که بخوابه. شوهرم هر روز از سرکار ک‌میومد می‌گفت پوشیدی شیرت رو؟ چقد دوشیدی؟ همش همین؟ ی بار واسش قاطی کردم گفتم منم آدمم چرا فکر کردی نیاز به خواب ندارم تا وقتی بچه بیداره من در اختیارشم دو دقیقه هم ک خوابیده من باید شیر بدوشم؟ البته که باباش تا همین چند وقت پیشم هر بار بهم تیکه میومد و با حرفاش آزارم میداد

منم‌زایمان سختی داشتم
درحدی که شوهرم گریه می‌کرد التماس دکتر می‌کرد ک ببرنم سزارین
اونم یادش رفته اسم بچه میاد من میگم نه
دقیقا میگه واااا چرااااا ازهمون اول میری سزارین🤣

تماما دخالت میکنن مردا
من ک مخم سوت میکشه ک چرا تو بچه داری همش حس بزرگتری دارن

شوهر من الانشم رو مغزه هی میگه چرا غذا نخورد چرا پی پی نکرد و. ...

سوال های مرتبط

مامان میران جانم🐻🤎 مامان میران جانم🐻🤎 ۲ سالگی
سلام قشنگا خوبین؟
اومدم تجربمو از قطع شیر بگم 👩🏻‍🍼
واسه من ک خیلی آسون پیش رفت خداروشکر و اصلا پسرم عصبی و بهونه گیر نشد
اول ازهمه بگم ک من تدریجی وتو بازه زمانی طولانی کم‌کردم شیرشو‌ ک اذیت نشه
از ۱۸ماهگیش شیرشو‌از روزی پنج بار ب ۲الی ۳بار کم کردم
و یک ماه قبل تولدش ب روزی یکبار و‌سه روز بعد ازتولدش کاملا قطع کردم
چون وابستگیشو کم کرده بود خیلی اذیت نشد
چندبار گفته شیر اما با ارامش گفتم باشه مامان و رفتم اون خوراکی و خوردنی ک دوسداره رو اوردم بجاش( اب میوه ،کیک،بستنی ومیوه و...)ک از ذوق اینا کلایادش میرفت ک چی خواسته بود اول
و اینکه آب و مایعات باید خیلی بدیم بخورن ک رفع تشنگیشون بشه
من شیر گوسفندی هم گرم میکنم میدم بخوره اما فعلا اوکی نیست باهاش و‌دوسنداره...
و تو این مدت شیشه شیر و هرچیزی ک باعث میشد اونو‌یاد شیر بنداره از جلو چشم‌برداشتم ک نبینه بهونه کنه
باآرامش باشید و مهربون ک عصبی نشن تو‌این مدت
الان ده روزه ک از شیر گرفتمش
امیدوارم مفید باشه براتون گلا🌹
مامان بچـه هامـ🩷💙ــ مامان بچـه هامـ🩷💙ــ ۲ سالگی
سلام دخترا چطورین با بچه ها
من پسرم از شیر گرفتم هر کاری کردم ک کم کم بگیرمش نشد تا ساعت 1/2تحمل میکرد بیشتر ن خیلی گریه میکرد مجبور میشدم بهش بدم خیلی وابسته بود ازیت میکرد این اخرا
همون روزی ک ب دنیا امد دقیقا همون روز از شیر گرفتمش با این ک مریض بودم سرما خورده بود تب داشتم گلوم درد میکرد گرفتمش اول گرفتم رژ قرمز زدمش بعد الوورا زدم ک تلخ بشه وقتی شیر خواست اول بهش گفتم اوف شده درد میکنه بعد باز گریه کرد بهش دادم دید تعمش تلح نخوردش چند بار امد شیر خوایت دید تلح نگ میزد بهش غذا میدادم ک گشنه نمونه شبش بزور استاده بغل خوابوندمش قبل خواب دباره الوورا زدم ک تلخ بشه نخوره من تو خواب بودم خواسم نبود بهش دادم تلح خورده بود صبحش تازه فهمیدم خورده دیگه خواسم جم کردم وقتی شیر میخواستم میگفتم اف شده خرابه نمیخورد هر چند دقیقه می امد شیر میخواست چون پستونک میخوره زیاد سخت نبود از شیر گرفتنش هنوز ک 9روز گذشته بعضی موقع ها میاد میگه جِجِ یعنی شیر باز میره
حالا مونده از پستونک بگیرمش بنظرتون چطوری بگیرمش ک زیاد ازیت نشه

شیردهی#پستونک#بارداری#کولیک#زایمان#
مامان بچـه هامـ🩷💙ــ مامان بچـه هامـ🩷💙ــ ۲ سالگی
سلام دخترا چطورین با بچه ها ❤
من پسرم از شیر گرفتم هر کاری کردم ک کم کم بگیرمش نشد تا ساعت 1/2تحمل میکرد بیشتر ن خیلی گریه میکرد مجبور میشدم بهش بدم خیلی وابسته بود ازیت میکرد این اخرا
همون روزی ک ب دنیا امد دقیقا همون روز از شیر گرفتمش با این ک مریض بودم سرما خورده بود تب داشتم گلوم درد میکرد گرفتمش اول گرفتم رژ قرمز زدمش بعد الوورا زدم ک تلخ بشه وقتی شیر خواست اول بهش گفتم اوف شده درد میکنه بعد باز گریه کرد بهش دادم دید تعمش تلح نخوردش چند بار امد شیر خوایت دید تلح نگ میزد بهش غذا میدادم ک گشنه نمونه شبش بزور استاده بغل خوابوندمش قبل خواب دباره الوورا زدم ک تلخ بشه نخوره من تو خواب بودم خواسم نبود بهش دادم تلح خورده بود صبحش تازه فهمیدم خورده دیگه خواسم جم کردم وقتی شیر میخواستم میگفتم اف شده خرابه نمیخورد هر چند دقیقه می امد شیر میخواست چون پستونک میخوره زیاد سخت نبود از شیر گرفتنش هنوز ک 9روز گذشته بعضی موقع ها میاد میگه جِجِ یعنی شیر باز میره
حالا مونده از پستونک بگیرمش بنظرتون چطوری بگیرمش ک زیاد ازیت نشه 😊🫡